مروری بر سینمای آمریکا از گذشته تا امروز
در بیش از یک قرن فعالیت، صنعت سینمای آمریکا بهویژه هالیوود، همواره یکی از پیشروترین و تأثیرگذارترین بخشهای سینمای جهان بوده است. بودجههای عظیم، استفاده از جلوههای ویژه پیشرفته، حضور بازیگران و کارگردانان مطرحی مانند اسکورسیزی، اسپیلبرگ، نولان، دیکاپریو و برد پیت، و همچنین تنوع گسترده در ژانرها از اکشن و ماجراجویی تا درام و کمدی، از مهمترین عواملی هستند که فیلمهای آمریکایی را به بلاکباسترهای محبوب و موفق در سطح جهانی تبدیل کردهاند.
در سالهای اخیر این برتری با بهرهگیری از فناوریهای نوینی چون CGI، واقعیت مجازی و واقعیت افزوده تقویت شده است؛ تکنولوژیهایی که تجربهای بصری و روایی پیچیدهتر و عمیقتر برای مخاطب فراهم میکنند. همزمان، گرایش به داستانهای چندلایه، پرداخت به مسائل اجتماعی و روانشناختی، و بازسازی آثار کلاسیک نیز به چشم میخورد. رقابت جدی آثار آمریکایی در جشنوارههایی مانند اسکار و گلدن گلوب، و تأثیر فرهنگی گسترده این فیلمها، جایگاه ویژه هالیوود را بهعنوان یکی از ستونهای اصلی سرگرمی و روایتگری جهان تثبیت کرده است.
در کنار تمامی این ویژگیها، هالیوود طی دهههای گذشته آثاری ساخته که نهتنها مرزهای سینما را جابهجا کردهاند، بلکه به بخشی ماندگار از فرهنگ جهانی تبدیل شدهاند. شاهکارهایی مانند «پدرخوانده» (The Godfather) و «راننده تاکسی» (Taxi Driver) نمونههایی از روایتهای قدرتمند و شخصیتمحور هستند که استانداردهای تازهای در قصهگویی ایجاد کردند. همچنین آثاری همچون «رستگاری در شاوشنک» (The Shawshank Redemption) و «فارست گامپ» (Forrest Gump) بهدلیل پیامهای انسانی و ساختار احساسی قوی، جایگاه ویژهای در میان مخاطبان دارند.
در حوزه سینمای مدرن نیز آثار آمریکایی همچنان درخشان و اثرگذارند. فیلمهایی مانند «اینسپشن» (Inception) و «میانستارهای» (Interstellar) با ترکیب علم، فلسفه و فناوریهای پیشرفته، تجربهای متفاوت به مخاطب ارائه میدهند. همچنین بلاکباسترهای محبوبی چون «شوالیه تاریکی» (The Dark Knight) و «انتقامجویان: پایان بازی» (Avengers: Endgame) نشان میدهند که سینمای آمریکا چگونه میتواند میان سرگرمی خالص و داستانپردازی قدرتمند تعادل برقرار کند. این آثار در کنار فیلمهای تحسینشدهای مثل «نجات سرباز رایان» (Saving Private Ryan)، «بلید رانر ۲۰۴۹» (Blade Runner 2049) و «پالپ فیکشن» (Pulp Fiction)، تصویری کامل از گستره و قدرت سینمای آمریکا ارائه میدهند؛ سینمایی که همواره در تنوع، نوآوری و اثرگذاری فرهنگی پیشتاز بوده است.
حال بیایید کمی هم به فیلم های آمریکایی جدید بپردازیم، آثاری که مسیر سینمای جهانی رو در سال های گذشته مشخص کرده اند. در زیر با معرفی مهمترین فیلم های جدید آمریکایی همراه باشید و این آثار را در واچ لیست خود قرار دهید.
یکی از جدید ترین فیلم های آمریکایی در حال اکران فیلم نورنبرگ با بازی راسل کرو است. این فیلم دربارهٔ روزهای پس از جنگ جهانی دوم و محاکمه رهبران نازی است؛ داستان حول محور هرمان گورینگ دومین مقام بلندپایه نازیها میچرخد که همراه چند تن دیگر از مقامات، تحت بازداشت قرار گرفتهاند. در این بین داگلاس کلی، روانپزشک ارتش آمریکا (با بازی رامی مالک)، مأمور میشود تا وضعیت روانی و قابلیت محاکمهی آنان را ارزیابی کند؛ آنچه آغاز «جدالی روانشناختی»، بین کلی و گورینگ میشود: آیا این افراد صرفاً بیمار روانیاند یا با آگاهی و اختیار دست به جنایت زدهاند؟
فیلم آمریکایی Predator: Badlands روی یک شکارچی جوان از نژاد یاتجا به نام Dek متمرکز است؛ موجودی که به دلیل سن و توان بدنی ضعیفاش از قبیلهاش طرد شده و به سیارهٔ خشن «گنا» تبعید میشود تا با خوردن شکستی بزرگ، جایگاه خود را بازیابد. در آن سیاره بیرحم، Dek با Thia، یک اندروید آسیبدیده، متحد میشود و با وجود اختلاف ماهوی شکارچی و ماشین، برای بقا و شکار دشمن نهایی، یعنی موجودی عظیم و مرگبار، همکاری میکنند. فیلم با حذف عمدی شخصیتهای انسانی و تمرکز بر دید یاتجاها، تلاش کرده «شکارچی» را از نگاه تازهای بازنمایی کند؛ نه صرفاً بهعنوان هیولایی بیرحم، بلکه موجودی با آرزو، ترس، ضعف و تلاش برای اثبات خود. ترکیب اکشن، ماجراجویی، فضای علمیتخیلی با عناصر بقا و روابط غریب بین موجود فضایی و ماشین، Badlands را به تجربهای متفاوت در دنیای Predator تبدیل کرده است.
این فیلم با شلیک یک موشک بینقارهای ناشناس به سمت ایالات متحده آغاز میشود، موشکی که در مسیر خود به شهر شیکاگو است. زمان برخود بسیار کوتاه است؛ تیمهای اطلاعاتی، نظامی، و مسئولان سیاسی باید در کمتر از ۲۰ دقیقه تصمیمهایی حیاتی بگیرند. داستان از سه دیدگاه مختلف روایت میشود: از «اتاق وضعیت» کاخ سفید، از مقر فرماندهی نظامی، و از دفتر رئیسجمهور.
در The Long Walk، در آمریکای پس از یک جنگ و در فضایی دیکتاتوری و بحران اقتصادی، هر ساله رویدادی تحت عنوان «مسیر طولانی» برگزار میشود. ۵۰ پسر نوجوان (هر کدام نماینده یک ایالت) به قید قرعه انتخاب میشوند تا در یک «مسابقه پیادهروی مرگبار» شرکت کنند؛ قانون ساده است، باید با سرعت حداقل حدود ۳ مایل در ساعت (≈ ۴.۸ کیلومتر بر ساعت) بیوقفه پیادهروی کنند و اگر کسی سرعتش پایین بیاید یا متوقف شود، پس از سه اخطار، اعدام میشود.
فیلم «F1» دربارهٔ Sonny Hayes (با بازی برد پیت) است. رانندهی سابق و افسانهای مسابقات فرمول ۱ که پس از سالها دوری از پیست، دوباره به این ورزش بازمیگردد تا تیم بحرانزدهٔ APXGP را از نابودی نجات دهد. او همراه راننده جوان و بلندپروازی به نام Joshua Pearce (با بازی دامسون ادریس) رانندگی میکند؛ اما بازگشت سانی با چالشهای قدیمی، رقابت عصبی، و کشمکش بین دو نسل روبرو میشود؛ جایی که تیممندی، رقابت و جاهطلبی رقم میخورد و مسیر بازگشت به قله همزمان با مواجهه با گذشته است.
در «The Brutalist» ما با شخصیت لاسلو توث روبرو میشویم. معماری مجار و یهودی که پس از زنده ماندن از هولوکاست و جنگ جهانی، با امید به شروعی تازه به آمریکا مهاجرت میکند. او ابتدا در کارگاه مبلمانِ خویشاوندش کار میکند، سپس فرصتی پیدا میکند تا طراحی یک کتابخانه خصوصی را برای مرد ثروتمندی بهنام هریسون ون بورن انجام دهد. این پروژه نقطه عطفی است در مسیر حرفهایاش و آغازی برای درگیری با مناسبات قدرت، پول، و توقعات سرمایهسالارانه. با این موفقیت، ون بورن پیشنهاد میدهد که «مجتمع فرهنگی / مرکز اجتماع» بزرگی در حومه ساخته شود؛ پروژهای عظیم و بلندپروازانه که هم فرصت، هم فشار برای لاسلو ایجاد میکند و او را در تقابل با ارزشهای هنری، اصالت، و مادیگرایی فرو میبرد.
فیلم Anora داستان دختری به نام «آنی» (با بازی مایکی مدیسون) است که در محلهای در بروکلین، بهعنوان یک استریپدَنسر زندگی میکند. زندگیاش ناگهان زیر و رو میشود وقتی «ونیا» پسر یک اولیگارش روس، وارد زندگیاش میشود و رابطهای ناگهانی با هم برقرار میکنند. آنها بهصورت آنی ازدواج میکنند، اما به محض اطلاع خانواده ثروتمند ونیا، والدین او تصمیم میگیرند ازدواج را باطل کنند و آدمهایی را روانه میکنند تا «آنی» را از زندگی پسرشان حذف کنند. در این میان، آنی نه صرفاً بهعنوان قربانی بلکه بهعنوان زنی مستقل، با اراده و جسور وارد مبارزه میشود.
پس از درگذشت پاپ، کاردینال توماس لارنس (با بازی رالف فاینس) مأمور برگزاری و اداره نشست محرمانه برای انتخاب پاپ جدید میشود. اعضای کلیسای کاتولیک از سراسر جهان گرد هم میآیند، و چهار نامزد اصلی برای جایگاه پاپ مطرح میشوند: هر کدام با دیدگاهها و گرایشهایی متفاوت از محافظهکار تا پیشرو. اما در سایه این مراسم مقدس و تشریفاتی، جنجالها، رازها، رقابت قدرت و منافع شخصی اتفاق میافتد. در طی رایگیری، شک و تردید، توطئه، رسوایی و تنش اخلاقی هم درون کلیسا و هم در میان شخصیتها فضای روایت را به سمت درامی سیاسی و روانشناختی سوق میدهد.
فیلم آمریکایی اوپنهایمر به کارگردانی کریستوفر نولان روایت زندگی J. Robert Oppenheimer است. فیزیکدان آمریکایی که نقش محوری در ساخت اولین بمب هستهای داشت. داستان فیلم از دوران تلاشهای علمی و پژوهشی او برای پروژه بمب اتم شروع میشود، سپس به دوران ساخت بمب در آزمایشگاه Los Alamos National Laboratory و انفجار آزمایشی بمب اتم میپردازد، و بعد از آن آثار اخلاقی، شخصی و سیاسی تصمیمهای او، در مورد استفاده از آن بمب و عواقبش و سرنوشت او در دوران پس از جنگ جهانی دوم را به تصویر میکشد.
«Everything Everywhere All at Once» داستان زن میانسالی به نام اولین وانگ (با بازی میشل یو) است که صاحب یک خشکشویی کوچک است و در زندگی روزمره با مشکلات مالی، خانواده و روابط شخصی دست و پنجه نرم میکند. ناگهان او وارد یک ماجراجویی بینجهانی میشود: اولین درمییابد که چندین نسخه از خودش در جهانهای موازی وجود دارند و باید با استفاده از تواناییهای مختلف این نسخهها، از یک تهدید کیهانی جلوگیری کند.
این مجموعه فیلمهای جدید آمریکایی نشان میدهند که هالیوود همچنان در اوج نوآوری، تنوع ژانری و داستانسرایی قدرتمند قرار دارد. از آثار تاریخی و سیاسی مانند «نورنبرگ» و «مجمع کاردینالها»، تا بلاکباسترهای اکشن و علمی-تخیلی مانند «غارتگر: سرزمینهای بد» و «اف۱»، و همچنین فیلمهای فلسفی و میانجهانی مانند «اوپنهایمر» و «همه چیز همه جا به یکباره»، هر اثر تجربهای منحصر به فرد ارائه میدهد. این فیلمها نه تنها سرگرمکنندهاند، بلکه با پرداخت به مسائل اخلاقی، اجتماعی و انسانی، مخاطب را به تأمل و مشارکت فعال دعوت میکنند، و به وضوح نشان میدهند که سینمای آمریکا همچنان توانایی هدایت جریان فرهنگ و هنر جهانی را دارد.