در این سریال، تحقیقات واقعی، درباره خود شخصیت اصلی است. این اثر که بر اساس یک مجموعه کتاب ساخته شده، داستان پیپ را دنبال میکند که به یک جنایت پنج ساله در شهرش وسواس پیدا کرده است. اما جذابیت واقعی «راهنمای یک دختر خوب برای قتل» نه در معمای آن، بلکه در این است که چگونه پیپ واقعاً در برابر چشمان ما رشد و تغییر میکند. او در بسیاری از صحنهها میتواند ۱۲ ساله به نظر برسد و دیدن او پشت فرمان ماشین واقعاً من را شگفتزده کرد. تلاش او برای حل پرونده، او را در سناریوهای خطرناک و بزرگسالانهای قرار میدهد و اجرای درخشان «اما مایرز» به زیبایی این ترکیب از وحشت، پشیمانی، خجالت، عزم، شجاعت و لجبازی را به تصویر میکشد. این سریال با زیباییشناسی اینستاگرامی و ظرافت هوشمندانهاش، سفری را به نمایش میگذارد که در آن، شخصیت اصلی نه از طریق تراژدیهای تلخ، بلکه از طریق پیمایش در ناشناختهها و کشف علایق و محدودیتهایش، بزرگ میشود.
عنوان «قتل در یک شهر کوچک» همزمان کاملاً توصیفی و اصلاً توصیفی نیست. از یک طرف، این سریال دقیقاً همان چیزی است که روی جعبهاش نوشته شده است. از طرف دیگر، این یک نام آنقدر عمومی است که تقریباً هیچ چیز را منتقل نمیکند. شاید به این دلیل که، حداقل در قسمت اول، خود سریال کاملاً مطمئن به نظر نمیرسد. برجستهترین کیفیت آن، حال و هوای عمومی است که با نمنم باران دائمی شهر نمونهسازی شده: خاکستری و سرد، اما آنقدر نرم که خیلی خشن به نظر نرسد. اجرای معمای داستان ضعیف است. سرنخها، به خصوص سرنخهای گمراهکننده، تا حد پارودی اغراق شدهاند؛ و راهحل در نهایت اصلاً غافلگیرکننده نیست. تلاش برای به تصویر کشیدن مهارتهای کارآگاهی کارل حتی از آنچه به نظر میرسد هم چیپتر است. در نهایت، این یک شروع خوابآور است که باید باز شود و به ما نشان دهد چه چیزی در مورد این مکان قرار است خاص باشد.
یک فیلمساز ماهر با تمام منابع پیشرفتهای که شایسته مردی است که بلاکباسترهای علمی-تخیلی و کتابهای مصور تولید میکند، با نتایج نفسگیر و خیرهکننده در «دانکرک» به تاریخ توجه میکند. کریستوفر نولان افسانه عقبنشینی «معجزهآسا»ی بریتانیا از سقوط فرانسه را به یک انفجار هولناک و غوطهورکننده از ترس و وحشت بزرگترین نسل بریتانیا تبدیل میکند، یک تجربه هیجانانگیز و تپندهقلب که بهترین فیلم تابستان و یکی از نامزدهای اولیه بهترین فیلم است. شاهکار نولان تاریخ واقعی را - با ضربات سریع، غریزی و تقویتشده با داستان - به زندگی قابل درک و طنینانداز میآورد. این فیلم در زمانی به سینماها میآید که ارزشها و تمدن غربی، از بیرون و درون، مانند هیچ زمان دیگری در حافظه اخیر مورد حمله قرار گرفته است. این امر به چیزی که میتوانست فقط یک قطعه احساسی دیگر اما گیرا و سرگرمکننده از نوستالژی «بهترین ساعت آنها» باشد، وزن و اهمیت میبخشد. کارگردانان بزرگ فیلمهای بزرگ میسازند. و با «دانکرک»، کریستوفر نولان دومین شاهکار خود را ساخته است؛ تاریخ هیجانانگیزی که بازگو، به یاد آورده و از آن لذت برده میشود.
یک کمدی رمانتیکِ آماتور و بیرمق که با یک داستان سرقت درهم آمیخته شده، برای توجیه یک دزدی بانکِ بدون احساس گناه، خود را به گرههای رواییِ غیرقانعکنندهای میپیچاند.