«Rosebush Pruning» ضیافتی فوقالعاده برای چشمها و گوشهاست؛ اثری مناسب برای کسانی که سینمایی بهشدت کوئیر، دیوانهوار و سرشار از شور و اغراق را دوست دارند.
به نظرم پیشفرض سریال «Adults» جدید نیست، اما سوال اصلی در چنین آثاری این است که آیا شما دوست دارید با این گروه از دوستان وقت بگذرانید یا نه؟ و پاسخ من در بیشتر موارد، مثبت است. اگرچه خودمحوری شخصیتها، به خصوص ایسا، گاهی آزاردهنده است و ممکن است برای مخاطبان مسنتر قابل درک نباشد، اما سریال بیش از یک بار من را به خنده انداخت. من معتقدم سریال حس کمدی خوبی دارد، به خصوص در لحظاتی که ماهیتی سورئال پیدا میکنند. برای مثال، صحنهای که سمیر برای دسترسی به حساب بانکی والدینش به بانک میرود و کارمند بانک به او فرمی با یک سوال میدهد: «آیا تو یک احمق هستی؟»، بسیار خندهدار است. همین لحظات به من اطمینان داد که وقتی دیالوگهای سریع میان گروه دوستان کمی آرام بگیرد، سریال موقعیتهای کمدی واقعاً بامزهای را برایشان فراهم خواهد کرد. «جک اینانن» در نقش پل بیکر، به عنوان آرامترین و کمترین خودمحورترین عضو گروه، شخصیتی دوستداشتنی است. در مجموع، با وجود برخی ایرادات، این گروه دوستان به اندازهای جذاب هستند که تماشایشان را توصیه کنم.
برای برخی از ما که حس میکردیم هشت فیلم «هری پاتر» به هیچ وجه کافی نیست، چشمانداز یک پیشدرآمد، حسی از انتظار هیجانانگیز آمیخته با ترس را برانگیخت. آیا امید به اینکه فیلم واقعاً خوب باشد، بیش از حد بود؟ همانطور که مشخص شد، «جانوران شگفتانگیز و زیستگاه آنها» بسیار بهتر از معیار پایینی است که برخی از ما به طور پیشگیرانه تعیین کرده بودیم، به لطف یک فیلمنامه خندهدار و ترسناک از نویسنده «هری پاتر»، جی.کی. رولینگ و کارگردانی مطمئن دیوید ییتس کهنه کار. با معرفی این شخصیت جدید، ردماین وظیفه بزرگی دارد: نه تنها در دو ساعت خود را دوستداشتنی کند، بلکه ضروری نیز باشد. این انتقال به سرعت اتفاق نمیافتد، اما نسبتاً روان پیش میرود. نیمه اول فیلم مانند یک بازی طولانی پوکمون گو است. اگر این جمله آخر برای شما معنایی نداشت، احتمالاً با این فیلم کمی مشکل خواهید داشت. در نهایت، با این حال، «جانوران» یک شیار تاریکتر و رضایتبخشتر پیدا میکند. طرح داستانی غلیظتر میشود، همراه با تنش عاطفی، که همیشه بهترین بخش دنیای پاتر بود، نه جلوههای ویژه خیرهکننده.
این فیلم یک بازگشت خونین، دلخراش و تراژیک به ژانر وحشت است، اما آنقدر درگیر نمایش اندوه و تیز کردن چاقوهای عاطفی خود میشود که در نهایت از ساختن یک داستان فراطبیعی واقعاً جذاب باز میماند. با اینکه فیلم لحظات ترسناک جسمی قدرتمندی دارد و بازی سالی هاوکینز به آن اعتبار و وزنی آنی میبخشد که بدون آن از دست میرفت، اما مشکل اصلی این است که فیلم حرف جدیدی برای گفتن ندارد. این اثر اساساً یک نسخه دیگر از فیلمهای ترسناک «سوگواری» است که این روزها زیاد میبینیم و داستان آن به قدری قابلپیشبینی است که از همان ابتدا میدانستم چگونه به پایان خواهد رسید. البته شخصیتپردازیها و روابط بین آنها نقطه قوت فیلمنامه است و به ما اجازه میدهد حتی با شخصیت شرور داستان هم همذاتپنداری کنیم. با این حال، این نقاط قوت نمیتوانند این واقعیت را جبران کنند که داستان اصلی بیش از حد آشناست و در نهایت، یک تجربه احساسی طاقتفرسا اما تکراری را رقم میزند.