تازهها
مقالات
بیشترباکس آفیس
بیشتربهروزرسانیها
بیشتربزودی
بیشترمحبوب ترین سریال ها
بیشتربازیگران پیشنهادی
جدیدترین عنوان ها
بیشترجدیدترین نقدها
به نظر میرسد که واکنش منفی علیه اتکای بیش از حد هالیوود به CGI بالاخره فرا رسیده است و «فال گای» دیوید لیچ، در زمانی ایدهآل عرضه شده است. این یک نمایش عرقریزان است که اتحاد هماهنگ بین بدلکاری نفسگیر و ستارههای سینمای کاریزماتیک را جشن میگیرد. رایان گاسلینگ، که هنوز سرشار از انرژی «کن» است، توانایی خارقالعادهاش در بودن همزمان باحالترین و احمقترین فرد در اتاق را به آغوش میکشد. او همچنین کمی انرژی اسکروبال به نقش خود میآورد. فیلمنامه درو پیرس، سرعت خود را با یک لمس خودارجاعی هماهنگ میکند. از نظر ایدئولوژیک، این فیلمی است که هنر و صنعتگری را در مقابل شهرت و پولپرستی قرار میدهد. اگر نتیجه این فیلم این باشد که بدلکاران کمی بیشتر از سوی مردم احترام ببینند، ایدهآل است. اگر صرفاً به آنها یادآوری کند که گاسلینگ چقدر دوستداشتنی است، آن هم خوب است.
وقتی - و اگر - کسی به آخرالزمان زامبی فکر کند، معمولاً در یک حباب فکری با برد پیت نیست. بنابراین «جنگ جهانی زد» به خاطر کنار هم قرار دادن مردگان متحرک هیولایی با ستاره سینمایی زیبا، امتیاز میگیرد. با این حال، او یک قهرمان اکشن معتبر است. «جنگ جهانی زد» به عنوان یک تریلر پرتنش درباره یک خانواده معمولی که به دنبال زنده ماندن از یک شیوع ویروسی مرگبار هستند، آغاز میشود. سپس، بیشتر فیلم بر روی جری لین با بازی پیت، یک بازرس سابق سازمان ملل که به شکارچی زامبی تبدیل شده، متمرکز است. این فیلم بین تجاریگرایی هالیوود و یک بیانیه اجتماعی درباره بیثباتی جهانی در نوسان است. لحظاتی دارد که به مرز عمیق بودن نزدیک میشود، سپس عقبنشینی میکند. یک عنصر حیاتی گمشده، حس فقدان است. وحشت حاکم است، اما با کشته شدن خشونتآمیز اعضای خانواده، هیچکس سوگواری نمیکند. اساساً، این به یک داستان آشنا خلاصه میشود: یک تریلر اکشن متعارف، با ریتم خوب و سرگرمکننده که در آن یک قهرمان بیمیل روز را نجات میدهد.
جانی دپ با چنان شور و اشتیاقی در این فیلم شمشیربازی ظاهر میشود که از زمان مارلون براندو در «شورش در کشتی بونتی» نظیر آن را ندیدهام. او صحنه را میدزدد و به معنای واقعی کلمه، یک دینامیت کمدی است. با این حال، ناامیدی بزرگ من این است که خود فیلم یک اثر کسلکننده، تکراری و کند است که باید به خاطر امتناع بزدلانهاش از روشن کردن فتیله استعداد انفجاری دپ، مجازات شود. تمام پتانسیل فیلم در اجرای درخشان او نهفته است، اما فیلمنامه و کارگردانی هرگز از این پتانسیل به طور کامل بهرهبرداری نمیکنند. به جای اینکه فیلم حول محور این عملکرد فوقالعاده ساخته شود، آن را در داستانی خستهکننده غرق میکند. این عدم هماهنگی بین بازیگر اصلی و فیلم، تجربهای عمیقاً ناامیدکننده را برای من رقم زد.
برخی از مردم از پیچش داستانی بزرگ «دریاچه کادو» وحشت خواهند کرد، اما من از دیدن فیلمی که شبیه یک تریلر استریمینگ سنتی است اما خود را به عنوان چیزی بسیار متفاوت نشان میدهد، لذت بردم. همچنین کمک میکند که دو بازیگر اصلی داشته باشید که به فوریت شخصیتهای خود متعهد هستند و هرگز مانند بازیگران ضعیفتر، با فیلمنامهای که اینقدر اساساً دیوانهوار است، به دوربین چشمک نمیزنند. من بازیهای روایی «دریاچه کادو» را تحسین میکنم، حتی اگر مطمئن نباشم که میتوانم آن را بدون قلم و کاغذ برای ترسیم نمودار توضیح دهم. دیلن اوبراین و الیزا اسکنلن دقیقاً همین کار را میکنند و باعث میشوند این روحهای گمشده حتی در میان ماشینآلات نسبتاً مضحک این داستان، از نظر احساسی طنینانداز شوند. حیف است که اوج داستان به شدت به جستجوی گوگل توسط یکی از شخصیتها برای توضیح همه چیز متکی است، اما برای فیلمی که بهترین تجربه آن تماشای بدون پیشزمینه است، این امر قابل بخشش است.
