تازهها
مقالات
بیشترباکس آفیس
بیشتربهروزرسانیها
بیشتربزودی
بیشترمحبوب ترین سریال ها
بیشتربازیگران پیشنهادی
جدیدترین عنوان ها
بیشترجدیدترین نقدها
با اینکه فیلم «اِدینگتون» پر از تهدید و حس خطر است، تنش داستانی کمی دارد و آستر این کمبود را با موسیقی تهاجمی و صدای زنگدار پیانو جبران میکند.
کارگردانی صحنههای اکشن توسط میکائل مارسیمن در بهترین حالت فقط تا حدی هیجانانگیز است. و اگر بخواهیم صادقانه درباره «زندگی شرافتمندانه» بگوییم، باید اعتراف کرد که همهچیز میان سرقتها، شورشها و دزدیها فقط یادآور این است که از همین صحنهها به اندازه کافی وجود ندارد تا تماشاگر را در میان آن روایت صوتی خستهکننده بیدار نگه دارد.
سریال «آژیرها» اثری است که از بحران هویت رنج میبرد؛ نمیتواند تصمیم بگیرد که یک کمدی سیاه باشد، یک درام خانوادگی گزنده یا یک طنز با موضوع «ثروتمندان را بخور». نتیجه، یک سریال پر از هرجومرج و با لحنی متناقض است که با وجود داشتن بازیگران بااستعداد و فیلمبرداری زیبا، در نهایت ناامیدکننده ظاهر میشود. مشکل اصلی این است که سریال با درامهای شخصی متعدد و آسیبهای روحی شخصیتها بیش از حد شلوغ شده است، اما عمق کافی برای پرداختن به هیچکدام از آنها را ندارد. شخصیتپردازیها متناقض هستند و فیلمنامه اغلب با نادیده گرفتن جزئیات منطقی، تنبل به نظر میرسد. با این حال، سریال نقاط قوتی هم دارد. زمانی که تصمیم گرفتم از درامهای سطحی شخصیتهای اصلی چشمپوشی کنم، متوجه شدم که نقطه قوت واقعی سریال، کمدی دیوانهوار و طنز تیز آن است. این طنز عمدتاً از سوی شخصیتهای فرعی، یعنی کارمندان عادی جزیره، ارائه میشود که با تمسخر کارفرمایان ثروتمند و عجیب خود، لحظات خندهداری را خلق میکنند و در نهایت نمایش را میدزدند. در پایان، «سایرنز» قربانی یک داستان کشدار شده که بهتر بود در قالب یک فیلم دو ساعته روایت میشد.
دیزی ریدلی در نقش جو لوک، یک کهنهسرباز سابق که به عنوان نظافتچی پنجره کار میکند، عملکردی مناسب دارد، و صحنههای اکشن او وقتی بالاخره وارد ساختمان میشود، رضایتبخش هستند. با این حال، قسمت زیادی از فیلم او را در سکوی نظافت پنجره در بیرون ساختمان گیر انداخته است که تغییر کوچکی در فرمول اصلی است، اما به ندرت به هیجان فیلم اضافه میکند. مارتین کمبل، کارگردان باتجربهای که پیشتر آثاری مانند «GoldenEye» و «Casino Royale» را ساخته، در اینجا نیز اثری "تمیز" و از نظر بصری با کیفیت ارائه میدهد. اما تلاش فیلم برای ارائه انگیزههای پیچیده برای شخصیتهای شرور (که اکو-تروریست هستند)، به جای عمیقتر کردن داستان، بیشتر باعث سردرگمی میشود. فیلم سعی میکند درباره مشکلات واقعی تغییرات اقلیمی بحث کند، اما در نهایت آن را به انگیزهای سطحی برای شروران تقلیل میدهد که نتیجهای ناامیدکننده دارد. «Cleaner» در نهایت، یک فیلم اکشن متوسط است که اگرچه میتواند برای مدتی سرگرمکننده باشد، اما هیچ چیز جدیدی برای ارائه ندارد و نمیتواند از سایه مقلدان قبلی «Die Hard» بیرون بیاید. این یک سفر سه ستاره در جاده «قبلاً این را دیدهایم» است که به ندرت به فکر وادارتان میکند.
