باید با خوشحالی اعلام کنم که «چاک راسل» پس از ۲۵ سال دوری از ژانر وحشت، هنوز هم کارش را بلد است. این بازسازی از «Witchboard» به طرز بیوقفهای سرگرمکننده، شرورانه، شیک و به شکلی غیرمنتظره، جذاب از آب درآمده است. فیلم پر از ایدهها و جسارت سینمایی است و از زمان طولانیتر خود برای ورود به قلمروهای متافیزیکی عجیب و غریب استفاده میکند. در نیمه اول، فیلم به خوبی از کلیشههای ترسناک فراطبیعی پیروی میکند، اما چیزی که آن را پیش میبرد، سبک بصری و تدوین هوشمندانه آن است. اما این «جیمی کمپبل بوئر» در نقش یک کارشناس علوم غریبه است که با اجرای فوقالعادهاش، فیلم را به سطح دیگری میبرد. او جذبهای ستارهوار و صدایی مخملی دارد که با حس تکبر شخصیتش به خوبی ترکیب شده است. در نیمه دوم، فیلم از هرگونه مسیر قابل پیشبینی خارج میشود و به طرز جاهطلبانهای دیوانهوار میشود. این اثر یک نمایش ترسناک قدیمی و خوشساخت است که با یک داستان انتقام متافیزیکی و جذاب ترکیب شده و نتیجه آن، ترکیبی لذتبخش از ترسهای مؤثر و سرگرمی خالص است.
مشکل فقط این نیست که شوخیها خندهدار از آب درنیامدهاند؛ بلکه فیلمنامهی سطحی و بیرمق رینولدز اساساً نمیداند میخواهد از طریق این شوخیها چه حرفی بزند. بااینحال، همان معدود لحظات طنزی که جواب میدهند، نگاهی هوشمندانه و قابلتأمل به تقابل گذشته و حال ارائه میکنند.
این دنباله از انتخابهای گذشته درس میگیرد تا آیندهای جذاب خلق کند که به ما اجازه میدهد زمان بیشتری را با موضوعاتی که در فیلم اول مطرح شد، بگذرانیم. «موانا ۲» این دنیا را به طرز قابلتوجهی گسترش میدهد و آن را به جهانی تبدیل میکند که نیازمند کاوش است. در واقع، این بهترین فیلم انیمیشن دیزنی از زمان «انکانتو» است. این گسترش کاملاً طبیعی به نظر میرسد و کارگردانان جدید کار قابلتحسینی در به تصویر کشیدن زیبایی دریای آزاد انجام دادهاند. با این حال، «موانا ۲» یک پیشرفت کامل نسبت به نسخه قبلی نیست. آهنگهای جدید به اندازه آثار میراندا در ذهن نمیمانند و شباهتهای ساختاری به فیلم اصلی، گاهی اوقات حس تکرار را به همراه دارد. با این وجود، پس از چند فیلم ضعیف، «موانا ۲» جادو را به انیمیشن دیزنی بازمیگرداند و یک گام امیدوارکننده رو به جلو است.
این یک وسترن دلهرهآور و دردسرساز است. جین کمپیون، که خود اهل نیوزلند است، به زیبایی مضامین استعماری را که در تاریخ هر دو کشور مشترک است، بررسی میکند. او با لمس حسیای که کمتر کسی از همتایانش دارد، به سراغ ساختارشکنی مردانگی سمی میرود. فیلمهای کمپیون اغلب از خانوادهها برای کشف درهمآمیختگی خشونت شخصی و سیاسی استفاده میکنند و این فیلم نیز از این قاعده مستثنی نیست. داستان حول دو برادر دامدار میچرخد که تربیت اشرافیشان، تأثیرات متفاوتی بر آنها گذاشته است. بندیکت کامبربچ در نقش فیل، مردی است که هویت خود را در تصویر اسطورهای یک گاوچران به نام برانکو هنری بازسازی کرده است. او از هر چیزی که ضعیف بداند، متنفر است و این نفرت، هم به دیگران و هم به خودش آسیب میرساند. این فیلم یک اثر هنری پیچیده و زیباست که با ظرافت، لایههای پنهان روان انسان را میکاود و نشان میدهد که چگونه فشارهای اجتماعی و زخمهای شخصی میتوانند به چرخهای از خشونت منجر شوند.