بوم
مقالات
بیشترباکس آفیس
بیشتربهروزرسانیها
بیشترجدیدترین عنوان ها
بیشترجدیدترین نقدها
برخلاف برخی از آثار قبلی الکساندر پین که او را به تحقیر شخصیتهایش متهم میکردند، در این فیلم میتوان عشق او به شخصیتها را در هر فریم حس کرد. پال جیماتی در نقش پل هانهام، معلمی بیرحم در یک آکادمی معتبر، بهترین نقش سالهای اخیرش را دریافت کرده است. فیلمنامه دیوید همینگسون درباره پیچهای شگفتانگیز زندگی است؛ زمانی که یک غریبه میتواند ما را در مسیری جدید قرار دهد. فیلمنامه شاید کلیشههایی داشته باشد، اما پین و گروهش موفق میشوند درسهای زندگی را به شکلی ارگانیک و طبیعی ارائه دهند. فیلم از ابتدا تا انتها به طور مداوم خندهدار است و پین از بداخلاقی جیماتی در صحنههای اولیه به شکلی هوشمندانه برای خنده گرفتن استفاده میکند. داواین جوی رندولف در نقش مادری داغدار، وزنه احساسی فیلم است. اما ستاره واقعی، دومینیک سسای تازهکار است که تماشای او، حس تماشای ظهور یک ستاره بزرگ را دارد. «جاماندگان» به این دلیل تازه به نظر میرسد که بسیار واقعی است؛ این یک فیلم هوشمندانه و خندهدار درباره افرادی است که به راحتی میتوان با آنها همذاتپنداری کرد.
این فیلم یک نامه عاشقانه به سینمای ژانر است و میشل یئو در آن، یک اجرای هنرمندانه ارائه میدهد. او در نقش اولن، صاحب یک خشکشویی خسته است که در یک ماجراجویی چندجهانی غرق میشود. هر جهان، با ارجاعات سینمایی از «ماتریکس» تا «در حال و هوای عشق»، ظاهر و حس متفاوتی دارد و حتی میراث خود میشل یئو نیز با ادای احترام به فیلمهای اکشن هنگ کنگی او، در فیلم گنجانده شده است. یئو لنگر فیلم است و این نقش، طیف گستردهای از استعدادهای او را به نمایش میگذارد؛ از مهارتهای رزمی تا زمانبندی کمدی بینقص و تواناییاش در استخراج احساسات عمیق انسانی، تنها با یک نگاه. تماشای درخشش او اشک را به چشمانم آورد. در کنار او، کی هوی کوان نیز با به تصویر کشیدن نسخههای مختلف شخصیتش، یادآور استعدادهای متنوع خود میشود. در نهایت، فیلم معتقد است که ترومای بیننسلی را میتوان با عشق بیقید و شرط معکوس کرد، اگر ما شفقت و درک را به جای قضاوت انتخاب کنیم.
«Wayward» سریالی رازآلود درباره شهری ظاهراً آرام و مدرسهای اصلاحگرایانه است که خیلی زود رنگ یک کابوس تمامعیار میگیرد. روایت دوگانه سریال—فرار یک نوجوان و گرفتار شدن دو دختر نوجوان در «Tall Pines»—بهتدریج در هم تنیده میشود و کنجکاوی را بالا میبرد. فضای سریال یادآور آثار استیون کینگ و «Eerie, Indiana» است؛ ترکیبی از تعلیق، نوجوانی و کنترل روانی. هرچند برخی لحظات کلیشهایاند، بازیهای عالی، بهویژه مِی مارتین و تونی کولت، سریال را جذاب نگه میدارند. «Wayward» با اینکه نوآور نیست، اما دنیایی تهدیدآمیز و اعتیادآور میسازد که تماشایش ارزش دارد.
این فیلم آن حس عمیق شرارتی را که بازاریابیاش وعده داده بود، ارائه نمیدهد؛ بیشتر شبیه یک خنجر در پشت است - زننده، دقیق و غیرمنتظره. این اثر از ابتدا تا انتها، از یک سرمای بیمارگونه به یک گشت و گذار شیطانی کوچک و عجیب تغییر میکند. این فیلم به اندازه یک تردستی جادویی ظریف است. «لانگلگز» هم در میراث نگرانکننده قاتلان زنجیرهای واقعی غوطهور میشود و هم در مراحل پایانی خود، به شکلی بزرگ و اغراقآمیز عمل میکند. مایکا مونرو در نقش یک بازپرس ترسناک ظاهر میشود و فیلم با دقت او را قاببندی میکند تا همیشه در کنار درهای باز و تاریک قرار گیرد. «لنگ دراز» بزرگترین ترسهایش را به جای آشکار کردن، نجوا میکند و به بینندگانش میگوید: «از آن لذت ببرید و جاهای خالی را پر کنید.» این رویکرد هوشمندانه، آن را به یک اثر ترسناک بهیادماندنی تبدیل میکند.
