باید روی لبهٔ صندلیمان میخکوب شویم، اما هرکدام از صحنههایی که قرار است نقطهٔ اوج و هیجانانگیز باشند، بیاثر از کار درمیآیند؛ طراحی حرکات و مبارزات همیشه کمی ناهماهنگ به نظر میرسد و تدوین هم هیچوقت آنقدر منسجم و دقیق نیست که باید باشد.
این دنباله خوشساخت، خویشتنداری را به نفع زیادهروی بزرگتر و جسورانهتر کنار میگذارد. هر فیلمی که یک تیتراژ ویژه برای «جلوههای هیولایی» داشته باشد، به دنبال ظرافت نیست. این فیلم یک اثر خوشساخت است که شما را با رگباری از جامپ اسکرهای مؤثر و تصاویر خونین، مورد حمله قرار میدهد. هنر فیلمسازی در اینجا یک گام قابلتوجه نسبت به «لبخند» است و فیلمبرداری از زوایای گیجکننده و نماهای آینهای هوشمندانه استفاده میکند. نائومی اسکات در نشان دادن اینکه چگونه وحشت اسکای با احساس گناه او در هم میآمیزد، فوقالعاده است. با این حال، جابجایی نامشخص بین آنچه واقعی است و آنچه توهم است، در نهایت به یک نقطه ضعف تبدیل میشود. تماشای یک قهرمان بیثبات که توسط وحشت مورد ضرب و شتم قرار میگیرد، کمتر از تماشای کسی که فعالانه برای بقای خود میجنگد، جذاب است. با این وجود، این دنباله بسیاری از طرفداران ترسناک را با لبخندی از گوش تا گوش رها خواهد کرد.
برای «درک» و لذت بردن از «The Napa Boys» لازم نیست حتماً از حالوهوای شرابخوردگی برخوردار باشید؛ این فیلم هجویهای مبتذل، سطحی و ناشیانه خندهدار از «Sideways» و بخش بزرگی از فرهنگ عامه مشابه آن دوران است. با این حال، احتمالاً کمی مست بودن میتواند کمککننده باشد.
این سریال تأثیرگذار به سراغ مسائلی عمیقتر میره؛ مثل پسرهایی که دنبال هویت خودشون هستن و تکنولوژیای که روزبهروز فاصله بین والدین و فرزندان رو بیشتر میکنه. «ادی» حتی یک بار هم سراغ شبکههای اجتماعی پسرش نرفته، و همین نشون میده چقدر از دنیای واقعیِ فرزندش دور مونده.