بوم
مقالات
بیشترباکس آفیس
بیشتربهروزرسانیها
بیشترجدول پخش
بیشترویدیو
بیشتربزودی
بیشترمحبوب ترین سریال ها
بیشتربازیگران پیشنهادی
جدیدترین عنوان ها
بیشترجدیدترین نقدها
«انواع مهربانی» یورگوس لانتیموس مجموعهای از روایتهای آنتولوژی است که بیرحمانه ناامیدی ما برای محبت و پذیرش را برجسته میکند. لانتیموس با کنار گذاشتن موفقیت تجاری اخیر خود، به فرم خالص و عجیبی که در کارهای اولیهاش یافت میشود، بازمیگردد. این فیلم با فیلمنامهای جسورانه، نمایشگر ناامیدی است که با جستجوی وسواسگونه برای چیزی که میتواند شبیه عشق باشد، همراه است. اجراهای استثنایی از جسی پلمونز، ویلم دفو و اما استون، «انواع مهربانی» را ارزش زمان پخشش را میدهد. با این حال، فیلم با توجه به اینکه بحثهای موضوعی خود را در ۳ بخش تکرار میکند، بیش از حد طولانی است. در حالی که اغلب سرگرمی ارائه میدهد، به طور کلی کشدار است و بهتر است به عنوان یک لذت برای تماشای بازیگران بزرگ که کارهای عجیب و غریب انجام میدهند، در نظر گرفته شود.
«باشگاه قتل پنجشنبه» اقتباسی دنج و جذاب از رمان پرفروش ریچارد آسمان است که با وجود تغییرات قابل توجه در داستان — به ویژه در پایانبندی — و افزودن لحظاتی اکشن که گاه با لحن اصلی هماهنگ نیست، همچنان سرگرمی لذتبخشی ارائه میدهد. نقطه قوت غیرقابل انکار فیلم، بازی درخشان چهار بازیگر افسانهای بریتانیایی — هلن میرن، بن کینگزلی، پیرس برازنان و سلیا ایمری — است که هر یک شخصیتهای دوستداشتنی رمان را با ظرافت زنده میکنند. کارگردان کریس کلمبوس نیز با عشقورزی به دنیای منبع، فضایی گرم و گیرا خلق کرده است. اگرچه تغییرات برای هواداران کتاب ممکن است ناامیدکننده باشد، اما این فیلم به عنوان اثری مستقل، معمایی جالب و به احتمال زیاد خوشایند برای عموم تماشاگران است و پتانسیل تبدیل شدن به یک فرنچایز مطمئن برای نتفلیکس را دارد.
«توندرا درون من» یک داستان عاشقانهی کلاسیک اما خوب است. چیزی که این فیلم را متمایز میکند، پرداخت هوشمندانهاش به تضاد میان دنیای مدرن و سنتها، طبیعت و تربیت، و همچنین تعقیب هنر در برابر واقعگرایی زندگی است.
این فیلم بخشی از تور بازگشت دوره متأخر شیامالان محسوب میشود و به جای یک پیچش داستانی عظیم، از چیزی که من آن را «پیچش لایت» مینامم، استفاده میکند. دو پرده اول «تله» یک تریلر منسجم است که با بازی خوشایند و لغزنده جاش هارتنت پیش میرود. او به راحتی بین دو شخصیت پدر مهربان و جامعهستیز بیاحساس جابجا میشود و هر نمای نزدیک از لبخند توخالی او، زنگهای خطر را به صدا درمیآورد. با این حال، فیلم در پرده سوم قدرتی را که در دو سوم ابتدایی ساخته بود، از دست میدهد. تنش به شدت کاهش مییابد و داستان با یک پایان نیمهرضایتبخش، در قلمرویی نامشخص سرگردان میشود. بازی دختر شیامالان در نقش ستاره پاپ نیز فاقد جذابیت لازم است. با این وجود، «تله» یک تریلر کوچک، محکم و سرگرمکننده است که با وجود لغزشهای پرده سوم، موفق عمل میکند. این فیلم یک داستان ساده و جمعوجور است که از ترس احتمالی خود شیامالان از اینکه پدر بدی برای دخترانش باشد، نشأت میگیرد.
