تازهها
مقالات
بیشترباکس آفیس
بیشتربهروزرسانیها
بیشتربزودی
بیشترمحبوب ترین سریال ها
بیشتربازیگران پیشنهادی
جدیدترین عنوان ها
بیشترجدیدترین نقدها
آیا از سریالهایی درباره ثروتمندان و نوجوانانی که در موقعیتهای ترسناک قرار میگیرند، خسته نشدهاید؟ اگر نه، پس "ما دروغگو بودیم" ترکیبی از هر دو تم محبوب این روزهاست! قسمت اول سریال در واقع به هسته اصلی داستان، یعنی بازگشت کادنس به جزیرهای بدون حافظه از اتفاقات یک سال پیش و تلاشش برای کشف حقیقت نمیپردازد. سریال بین "تابستان ۱۶" و "تابستان ۱۷" جابجا میشود، اما این جابجاییها به جای ایجاد تعلیق، تنها به سردرگمی میافزاید. با اینکه داستان عناصر سرگرمکنندهای دارد، اما بیشتر شبیه یک تریلر نوجوانانه تکراری است که طی چند سال اخیر بارها دیدهایم. به نظرم، داستان والدین (پنی، بس، کری) که با تحولات زندگی بزرگسالانه دست و پنجه نرم میکنند، بسیار جذابتر از ماجراهای بیرمق نوجوانان است. شیمی بین گد و کادنس نیز باورپذیر نیست و به نظر میرسد رابطهشان صرفاً به دلیل هورمونها و جذابیت فیزیکی شکل گرفته است. صحنههایی که برای "بوسه بزرگ" کشوقوس میدهند و دیالوگهای تکراری، به بیرمقی این بخش میافزاید.
یک فیلم مستقل ایرلندی که دقیق دیده شده و بازیگرانش خوب اجرا میکنند، اما در نهایت هیجان چندانی فراتر از زندگی عاشقانهی شخصیتهای اصلی ندارد.
به عنوان کسی که تمام قسمتهای این مجموعه بازی را تجربه کرده، شک داشتم که آیا یک سریال تلویزیونی میتواند به طور کامل عجیب و غریب بودن بازی را به تصویر بکشد یا نه. خوشحالم که گزارش دهم سریال «فالاوت» تاریک و تفکربرانگیز است، اما در عین حال اغلب خندهدار است. این اقتباس همان ابهام بازیها را در آغوش میگیرد و همان شوک ناشی از خندیدن و وحشت کردن همزمان را تولید میکند. این سریال با جزئیات دوستداشتنی، دنیای بازی را بازسازی کرده و در عین حال، از تبدیل شدن به یک سریال معمایی که هرگز به سؤالاتش پاسخ نمیدهد، اجتناب میکند. طرح داستانی برای بینندگان عادی کاملاً منطقی است و برای طرفداران سرسخت بازیها نیز، افشاگریها به هیچکدام از چیزهایی که در طول سالها یاد گرفتهاند، خیانت نمیکند. برای لذت بردن از «فالاوت» به عنوان یک تجربه تلویزیونی، نیازی نیست که بازیها را انجام داده باشید.
این فیلم یک درام خوشساخت با یک فرض مرکزی قوی، گروه بازیگران عالی و زمانی است که بیش از حد طول نمیکشد. این یک یادآوری آرامشبخش از هنر فیلمسازی محکم و لمس سبکتر کلینت ایستوود پشت دوربین است. با این حال، برخی مسائل جزئی مانع از به یاد ماندنی شدن آن میشود. بخش میانی فیلم در تلاش برای انجام همزمان چندین کار، کمی دچار مشکل میشود و بین تمرکز بر قهرمان داستان و تصویر بزرگتر، در نوسان است. شخصیت نیکلاس هولت، که یک مرد معمولی است که با گناه خود دست و پنجه نرم میکند، هم برای تشویق کردن و هم برای تشویق نکردن، دشوار است. فیلم به طور مؤثری تصویری از اینکه چگونه نگرانیهای نامرتبط بر زندگی قربانی اولویت پیدا میکنند، ترسیم میکند. امیدوارم این آخرین باری نباشد که ایستوود فیلمی را کارگردانی میکند، اما اگر چنین باشد، این یک آرامش است که او یک قدم هم عقبنشینی نکرده است.
