تازهها
مقالات
بیشترباکس آفیس
بیشتربهروزرسانیها
بیشتربزودی
بیشترمحبوب ترین سریال ها
بیشتربازیگران پیشنهادی
جدیدترین عنوان ها
بیشترجدیدترین نقدها
فیلم لایو اکشن «چگونه اژدهای خود را تربیت کنیم» ساخته دین دیبلویس، پس از پانزده سال نسخه انیمیشنی محبوب را با جلوههای بصری CGI چشمنواز و بازیگرانی توانمند بازآفرینی میکند. داستان درباره دوستی میان وایکینگی ناشی و اژدهایی بازیگوش است که پیوندی عمیق میان آنها شکل میگیرد. بازیگران مانند میسون تامز و جرارد باتلر نقشهایشان را با جذابیت اجرا میکنند و ترکیب CGI و بازی زنده کاملاً طبیعی به نظر میرسد. فیلم با وفاداری به روایت اصلی و تأکید بر دوستی و همدلی، تجربهای هیجانانگیز و خانوادگی ارائه میدهد. اگرچه روایت داستان آشناست، اما با جلوههای بصری و موسیقی متن قوی جان پاول، این بازسازی جان تازهای گرفته و برای طرفداران و مخاطبان جدید جذاب خواهد بود.
در این فیلم جذاب و پیچیده، هیچ چیز ساده نیست و هیچ کار خوبی بیمجازات نمیماند. فیلم با معرفی یک شخصیت دوستداشتنی به نام رحیم آغاز میشود، اما به تدریج ما را وادار به ارزیابی مجدد او و موقعیتش میکند. این یک نسخه هالیوودی نیست که در آن آدمهای خوب و بد مشخص باشند؛ در اینجا، مرزها کاملاً محو هستند. امیر جدیدی در نقش رحیم، اجرایی کمنظیر ارائه میدهد. او ما را وادار میکند که از همان ابتدا رحیم را دوست داشته باشیم و سپس، با یک چشم به هم زدن، او را دوباره ارزیابی کنیم. این واقعیت که فرهادی هرگز طرف هیچکس را نمیگیرد، «قهرمان» را به اثری برجستهتر تبدیل میکند. این فیلم آنقدر مرا از تعادل خارج کرد که حس یک مکاشفه را برایم داشت؛ حسی که فکر نمیکردم دوباره تجربه کنم. تنش فیلم به تدریج افزایش مییابد و تماشای آن گاهی مانند تماشای یک تصادف است؛ ناراحتکننده، اما نمیتوانید نگاهتان را برگردانید. این همه، بخشی از درخشش «قهرمان» است؛ یک داستان پیچیده که فرهادی با ظرافت ما را به درون اضطرابهایش هدایت میکند.
یک فیلم مستقل ایرلندی که دقیق دیده شده و بازیگرانش خوب اجرا میکنند، اما در نهایت هیجان چندانی فراتر از زندگی عاشقانهی شخصیتهای اصلی ندارد.
به عنوان کسی که تمام قسمتهای این مجموعه بازی را تجربه کرده، شک داشتم که آیا یک سریال تلویزیونی میتواند به طور کامل عجیب و غریب بودن بازی را به تصویر بکشد یا نه. خوشحالم که گزارش دهم سریال «فالاوت» تاریک و تفکربرانگیز است، اما در عین حال اغلب خندهدار است. این اقتباس همان ابهام بازیها را در آغوش میگیرد و همان شوک ناشی از خندیدن و وحشت کردن همزمان را تولید میکند. این سریال با جزئیات دوستداشتنی، دنیای بازی را بازسازی کرده و در عین حال، از تبدیل شدن به یک سریال معمایی که هرگز به سؤالاتش پاسخ نمیدهد، اجتناب میکند. طرح داستانی برای بینندگان عادی کاملاً منطقی است و برای طرفداران سرسخت بازیها نیز، افشاگریها به هیچکدام از چیزهایی که در طول سالها یاد گرفتهاند، خیانت نمیکند. برای لذت بردن از «فالاوت» به عنوان یک تجربه تلویزیونی، نیازی نیست که بازیها را انجام داده باشید.
