بوم
مقالات
بیشترباکس آفیس
بیشتربهروزرسانیها
بیشترجدول پخش
بیشتربزودی
بیشترمحبوب ترین سریال ها
بیشتربازیگران پیشنهادی
جدیدترین عنوان ها
بیشترجدیدترین نقدها
این فیلم یک بازسازی دراماتیزه از یک مستند است که داستانی باورنکردنی را به یک اثر ژانری ساده اما پرتنش تبدیل میکند. فیلمنامه شاید بیش از حد کاربردی و کلیشهای باشد - از قهرمان جوان با نامزد نگران گرفته تا وودی هرلسون در نقش یک شخصیت شوخطبع - اما داستان واقعی آنقدر قابلتوجه است که شما را میخکوب میکند. کارگردان به خوبی از هر ثانیه بحران برای ایجاد حداکثر تنش استفاده میکند و موقعیت به قدری ناامیدکننده به نظر میرسد که شما را به شک میاندازد که آیا اصلاً امیدی به نجات وجود دارد یا نه. فیلم از نظر جزئیات فنی غواصی اشباعشده بسیار جذاب است و با اینکه شخصیتها عمق چندانی ندارند، اما به خوبی نشان میدهد که چقدر معجزهآساست که کسی بتواند از چنین مصیبتی جان سالم به در ببرد. این فیلم بیشتر سطحی است تا عمیق، اما به عنوان یک تریلر بقا، به شکلی مؤثر عمل میکند.
همهچیز سرگرمکننده و بیخطر است، به جز این که والدین ناچار خواهند بود برای بچههاشان گوش گربهای بخرند. «کرانر» حضور دوستداشتنیای دارد و «استفان» به عنوان مادربزرگ، گرمای لازم را به فیلم میبخشد.
«غریبهها – فصل ۲» یک جهش قابل توجه و غیرمنتظره نسبت به قسمت اول ناامیدکننده است. رنی هارلین این بار با تمرکز بر تریلر بقا و کنار گذاشتن فرمول تکراری اسلشر، فیلمی پارانوئید و کمحرف میسازد که با صحنههای تعقیب ماهرانه و حفظ حس دلهره مداوم، موفق میشود تنش را به طور مؤثر افزایش دهد. اما این پیشرفت با یک اشتباه بزرگ خنثی میشود: افشای بیش از حد گذشته غریبهها و از بین بردن رازآلودگی ذاتی آنان، که دلیل اصلی جذابیت این فرنچایز بوده است. در نهایت، اگرچه این فیلم سرگرمکننده و به مراتب بهتر از قسمت قبلی است، اما با زیر پا گذاشتن اصل بنیادی داستان، پایههای ترس خود را سست میکند.
اینکه «آدام سندلر» در یک درام اجرای قوی ارائه دهد، دیگر جای تعجب ندارد. اما چیزی که «اسپیسمن» را از دیگر آثار دراماتیک سندلر متمایز میکند، این است که این فیلم بر یک اجرای انفرادی و درونی از او تکیه دارد؛ یک اجرای آرامتر که تا به حال از این بازیگر ندیدهایم. «اسپیسمن» کمی بیش از حد سرگردان است و فاقد آن شگفتی است که به وضوح به دنبال خلق آن است، اما در میان تمام اینها، اثبات دیگری بر رشد سندلر به عنوان یک بازیگر وجود دارد. این فیلم در لحظاتی کوتاه و پراکنده موفق عمل میکند و تلاش میکند تا ترکیبی از استعارههای علمی-تخیلی عجیب و یادآوری یک رابطه نیازمند نجات باشد. شرمآورتر، استعداد هدر رفته در زمین است. «کری مولیگان» عقب مانده تا با ناراحتی به پنجرهها نگاه کند. با این حال، زمانی که فیلم بر روی داستان عاشقانه، از طریق کاوش در تاریخچه جیکوب و هانوش تمرکز میکند، یک صداقت دوستداشتنی در آن وجود دارد.
