«Spinal Tap II» ادامهای است بر کمدی کلاسیک ۱۹۸۴ که ۴۱ سال بعد، باز هم گروه خیالی اسپاینال تاپ را به صحنه بازمیگرداند. داستان حول تور بازگشت اعضای قدیمی میچرخد و شخصیتها اکنون بالغتر و کمی زندگی واقعی را تجربه کردهاند، اما طنز بداهه همچنان محور فیلم است. مککین، گست و شیرر همان شیمی و مهارت موسیقیایی گذشته را دارند، و بازیگران فرعی و مهمانهای موسیقی، از جمله پاول مککارتنی و التون جان، جذابیت فیلم را افزایش میدهند. فیلم بیشتر برای طرفداران پروپاقرص و علاقهمندان به موسیقی مناسب است، با لحظات دلگرمکننده و احترام به میراث کمدی اصلی.
هرزی با کارگردانی خود، تواناییهای بازیگرانش را به نمایش گذاشته و با زیباییشناسی، داستان را جذابیت بیشتری داده است. برای کسانی که در موقعیتی مشابه هستند، دیدن این فیلم قطعاً تأثیرگذار خواهد بود.
این درام نوجوانانه خستهکننده و پر از کلیشه، ظاهر خوبی دارد و کوئین در نخستین تجربه بازیگریاش تا حد زیادی تأثیرگذار ظاهر میشود. هانا هم بازی قابلقبولی دارد، اما شخصیتی کاملاً بدون عمق به نظر میرسد؛ همانطور که دیگر شخصیتها نیز در این داستان تکراریِ «پسر بد عاشق دختر خوب میشود» فاقد پیچیدگی هستند.
داستان های عجیب و غریب اثری استادانه و نوآورانه از استیون سودربرگ است که با یک ایده فرمی درخشان—روایت کامل داستان از دیدگاه روح حاضر در خانه—ژانر آشناى خانه تسخیرشده را به تجربهای سینمایی بدیع تبدیل میکند. دوربین چابک و بیوقفه سودربرگ که خودش آن را به حرکت درآورده، نه تنها حس تعلیق و اضطراب را القا میکند، بلکه لایهای از شفقت و ابهام را به داستان اضافه میکند و این پرسش را ایجاد میکند که آیا این حضور فراطبیعی قصدی شریرانه دارد یا محافظتی. این فیلم ۸۵ دقیقهای، ضمن حفظ حس محدودیت و تعلیق، به شکلی ظریف به مسائل خانوادگی و سوگ نوجوانی میپردازد و همچون بسیاری از آثار اخیر سودربرگ، اثباتی دیگر بر مهارت او در خلق فیلمهای هوشمند، چابک و متهور با امکاناتی محدود است. «حضور» نه تنها بازگشت باشکوهی به فضای ساندنس محسوب میشود، بلکه یادآوری است که سودربرگ، پس از سه دهه، همچنان یکی از تجربهگراترین و مشکلگشاترین چهرههای سینمای مستقل آمریکا باقی مانده است.