بوم
مقالات
بیشترباکس آفیس
بیشتربهروزرسانیها
بیشترجدیدترین عنوان ها
بیشترجدیدترین نقدها
«جدایی» اثری است که نشان میدهد مایکل آنجلو کووینو و کایل ماروین دقیقاً میدانند چطور یک کمدی دلچسب شخصیت محور بسازند. این فیلم که حول محور رابطه آزاد میچرخد، شاید عمیقاً این مفهوم را واکاوی نکند، اما آنقدر بامزه، خوشقلب و مملو از لحظات کمدی عالی است که این کاستی را جبران میکند. به ویژه آن صحنه دعوای پرهرجومرج و ویرانگر در خانه همپتون، یکی از خنده دارترین صحنه های سال است. اگرچه داستان به یک طرف (کاراکترهای مرد) بیشتر از طرف دیگر میپردازد و روایت شلخته است، اما طنز پیوسته فیلمنامه و بازیهای جذاب (به خصوص کایل ماروین در نقش یک بازنده دوست داشتنی و داکوتا جانسون در نقش زنی کنایه گو) شما را تا آخر با خود همراه میکند. در نهایت، این فیلم یک هدف دارد: خنداندن و سرگرم کردن مخاطب با نمایش هرجومرجهای احمقانه و انسانی افرادی که در پی هوسهایشان هستند؛ و در این هدف بهخوبی موفق میشود.
این فیلم چیزی کمتر از جادوی خالص سینما نیست. «آنورا» سرشار از کیفیتی است که ما به طور مداوم در فیلمهای شان بیکر، یکی از انسانگراترین فیلمسازان امروز، دیدهایم: شادی در کنار غم، کمدی در دل تراژدی. مایکی مدیسون در نقش اصلی به سادگی یک نیروی طبیعت است: خشمگین، آتشین، سرسخت و مقاوم. این یک کمدی اسکروبال با قلبی بزرگ است که با پیشرفت داستان، جدیتر میشود. زمانی که والدین ثروتمند نامزدش از راه میرسند تا ازدواج آنها را باطل کنند، فیلم به اوج خود میرسد. یکی از استعدادهای بیکر، انتخاب بازیگران بینقص است و در اینجا نیز این استعداد مشهود است. این فیلم هم هیجانانگیز و هم دلخراش، هم پر سر و صدا و هم به طرز ویرانگری غمگین است.
در سکانس آغازین «شکل آب»، داستان عاشقانه ژانر-گرا و دوستداشتنی گیلرمو دل تورو، آتشی در یک کارخانه شکلاتسازی رخ میدهد که باعث میشود یک شخصیت بگوید که بوی کاکائوی برشته در هوا «وحشت و لذت» را با هم ترکیب میکند. و در حالی که این خط ممکن است کمی بیش از حد واضح باشد، یک راهنمای کامل برای عاشقانه زیبا و گروتسکی است که دل تورو باز میکند. عناصری از «دیو و دلبر»، «ای.تی.»، «آملی» و «موجود از تالاب سیاه» در اینجا در بازی هستند، اما مانند همیشه، دل تورو داستانها و تصاویری را که او را شکل دادهاند، میگیرد و آنها را به چیزی کاملاً متعلق به خود تبدیل میکند. برخلاف دیگر فیلمسازانی که به بازآفرینی گذشته چشم دوختهاند، دل تورو عشق سینمایی خود را در خدمت شخصیتها و داستانش قرار میدهد، نه جایگزینی برای آنها. شما میتوانید تمام قطعات متحرک زیبا را تشریح کنید و همچنان با یک قلب و روحی که در سراسر آن نفوذ کرده است، باقی میمانید. این یک افسانه رمانتیک برای بزرگسالان و یک حماسه صمیمانه برای همه کسانی است که فهمیدند چرا کونگ با عشق به فی ری مرد.
«ارتفاع» بیشتر شبیه یک فیلم اکشن است تا ترسناک؛ یک داستان بقای پسا-آخرالزمانی منطقاً پرتنش که کمبود ایدههای نوآورانه را با ریتم تند و ساختار محکم جبران میکند. کارگردان، جورج نولفی، از منابع متوسط خود به بهترین شکل استفاده میکند تا به فیلم حسی نسبتاً گسترده ببخشد. فیلمبرداری از مناظر باشکوه کلرادو نهایت استفاده را میبرد و جلوههای ویژه هیولاها به اندازه کافی رضایتبخش است. اجراها نیز یک پله بالاتر از سطح متوسط فیلمهای هیولایی فرمولی هستند؛ مکی کاریزمای همیشگی خود را به ارمغان میآورد و باکارین شخصیتی را به تصویر میکشد که قابل درکتر از آنچه در ابتدا به نظر میرسد، است. در نهایت، «ارتفاع» ویژگیهای جدید یا متمایزی برای به یاد ماندنی شدن ندارد و از نظر مفهومی ترکیبی از عناصر فیلمهای دیگر است. اما به اندازه کافی صیقلی و هیجانانگیز است که از این آشنایی یک مزیت بسازد، حداقل برای یک ساعت و نیم سرگرمکننده.
