فیلم علمیتخیلی The End of Oak Street با بازی آن هاتاوی و ایوان مکگریکور در یک نمایش ویژه 4DX در لسآنجلس، ۱۴ دقیقه از سکانسهای تازهاش را به نمایش گذاشت؛ سکانسهایی که از همین حالا این پروژه را به یکی از بلاکباسترهای مهم اواخر تابستان ۲۰۲۶ تبدیل کردهاند.
این فیلم به کارگردانی David Robert Mitchell، فیلمساز شناختهشده It Follows، و تهیهکنندگی J.J. Abrams تحت پرچم Bad Robot ساخته شده و داستان خانوادهای را روایت میکند که پس از یک رویداد کیهانی، ناگهان خانه و محلهشان از جهان عادی جدا شده و به محیطی پر از دایناسورهای مرگبار منتقل میشود.
در مرکز داستان، زوجی به نام Denise با بازی آن هاتاوی و Greg با بازی یوان مکگرگور قرار دارند. آنها برای پیدا کردن سگ خانوادهشان به نام Starbuck از خانه خارج میشوند و دو فرزندشان را در خانه تنها میگذارند. اما خیلی زود متوجه میشوند که محله آرام و حومهای Oak Street دیگر آنجایی نیست که میشناختند.
در این ۱۴ دقیقه نمایش دادهشده، شخصیتها با دایناسورهای سریع، خطرناک و متنوع روبهرو میشوند؛ از تعقیبوگریزهای پرتنش تا تلاش برای فرار با خودروی خانوادگی، همهچیز نشان میدهد فیلم فقط روی اکشن تکیه نکرده و با یک جهانسازی مرموز و اتمسفریک طرف هستیم.
نمایش ویژه این فیلم در قالب 4DX برگزار شد و به گفته گزارش Variety، واکنش مخاطبان کاملاً مثبت و همراه با هیجان عصبی بود. هنگام سکانسهای تعقیب، صندلیها تکان میخوردند و در لحظات حمله دایناسورها، پاشش آب از پشت صندلیها به تماشاگران اضافه میشد تا حس درگیری با صحنهها تقویت شود.
دیوید رابرت میچل نیز پس از پایان نمایش وارد سالن شد و با اشاره به این تجربه گفت که دیدن حرکت صندلیها در صحنههای رانندگی برایش جذاب بوده است.
میچل توضیح داده ایده اصلی فیلم از ترکیب یک فضای کاملاً آشنا با یک تهدید فانتزی و عظیم شکل گرفته است:
«ایده یک محله عادی چیزی بود که خودش حالتی فانتزی داشت. فکر کردم ترکیب این دو جهان میتواند جالب باشد و به شکوه بصری فیلم، حس زمینی و ملموس بدهد.»
این توصیف نشان میدهد The End of Oak Street قرار نیست صرفاً یک نسخه دیگر از فیلمهای دایناسوری باشد؛ بلکه بیشتر روی تضاد زندگی روزمره و فاجعه غیرقابلدرک تمرکز دارد.
یکی از مهمترین نکاتی که در این پیشنمایش روی آن تأکید شد، هسته احساسی و خانوادگی فیلم است. جی.جی. آبرامز گفته هر یک از شخصیتها درگیر رازها و کشمکشهای شخصی خود هستند و همین موضوع باعث میشود مخاطب با آنها ارتباط بگیرد:
«نبوغ چیزی که نوشته شد این است که هر شخصیت رازی دارد و با چیزی دستوپنجه نرم میکند، اما در عین حال خانوادهای هستند که مخاطب واقعاً با آنها ارتباط میگیرد و دوست دارد نجات پیدا کنند. این یک فیلم سادیستی نیست؛ یک قلب بزرگ در مرکز خودش دارد.»
طبق توضیحات میچل، شخصیت Denise فقط یک مادر نگران نیست، بلکه زنی است که با پرسشهایی درباره جایگاه خود در زندگی و رابطهاش با اعضای خانواده روبهرو است. او گفته:
«این تعارض وجود دارد که من در زندگیام کجا ایستادهام و چطور با آدمهایی که دوستشان دارم ارتباط برقرار میکنم؟»
همین لایههای شخصیتی باعث میشود بحران دایناسورها صرفاً یک تهدید بیرونی نباشد، بلکه به بحرانهای درونی خانواده نیز شدت بدهد.
یکی دیگر از نکات مهم این پروژه، حضور مایکل جاکینو در بخش موسیقی است؛ آهنگسازی که پیشتر موسیقی هر سه فیلم Jurassic World و همچنین بازی The Lost World را ساخته بود. به گفته آبرامز، جاکینو توانسته از دل سکانسها ضربان پنهان آنها را بیرون بکشد و بار احساسی و تعلیق را چند برابر کند.
این انتخاب برای فیلمی که با دایناسورها، تعلیق خانوادگی و فضای آخرالزمانی سروکار دارد، یک امتیاز مهم محسوب میشود.
جی.جی. آبرامز در توصیف حالوهوای فیلم، The End of Oak Street را به یک قسمت عالی از The Twilight Zone تشبیه کرده است؛ اثری که در ظاهر میدانید قرار است چه حسی بدهد، اما در عمل شما را با تجربهای غیرمنتظره مواجه میکند.
این مقایسه نشان میدهد فیلم احتمالاً فقط بر پایه هیجان بصری جلو نمیرود و در لایههای روایی و فضاسازی نیز دنبال خلق یک تجربه متفاوت است.
فیلم The End of Oak Street قرار است در تاریخ ۱۴ اوت ۲۰۲۶ توسط Warner Bros. Pictures روی پرده برود. این اثر علاوه بر سالنهای منتخب 4DX، در IMAX نیز اکران خواهد شد؛ موضوعی که نشان میدهد وارنر روی ظرفیت تجاری و نمایشی فیلم حساب ویژهای باز کرده است.