لودویگ در سال ۱۸۶۴، با رسیدن به پادشاهی باواریا، وارد دورهای میشود که آرمانهای رمانتیکش با واقعیت قدرت و روابط شخصی درهم میآمیزند. او که شیفته موسیقی ریچارد واگنر است، از او ضربه میخورد و عشقش به الیزابت، دخترعمویش و ملکه اتریش، نیز به جدایی میانجامد. لودویگ در کشاکش این تنهاییها و رنج ناشی از همجنسگراییاش، کمکم به سوی جنون میلغزد؛ داستان تا مرگ او در سال ۱۸۸۶ ادامه دارد.
هیچ موردی یافت نشد
هیچ موردی یافت نشد