یوهانا که با صمیمیترین دوستش دچار اختلاف شده، به نقاب ماکونده نیاز دارد؛ نقابی که میگویند نیروی جادویی دارد و شاید بتواند دعوای آنها را پایان دهد. اما نقاب از موزه گراسی در لایپزیگ دزدیده میشود و پدربزرگ یوهانا، کیتو، که تازه از تانزانیا آمده، مظنون اصلی است. کیتو میخواهد نقابی را که در دوران استعمار بهزور برده شده به روستایش بازگرداند؛ یوهانا هم باید دزد واقعی را پیدا کند و در این مسیر با پرسشهایی درباره هویت خودش روبهرو میشود.
هیچ موردی یافت نشد
هیچ موردی یافت نشد