یک رماننویس گوشهگیر و نامدار که گمان میکند به پایان زندگی نزدیک شده، پسران دورافتادهاش را به خانهاش فرامیخواند. دیدار خانوادگی بهجای آنکه فرصتی برای آشتی و بخشش باشد، با رازی عجیب و باورنکردنی گره میخورد؛ رازی که میتواند برداشت پسران از گذشته خانواده را دگرگون کند. آنچه پدر میگوید، شکافهای قدیمی را دوباره پیش چشمشان میآورد و آینده رابطهشان را در ابهام میگذارد.
هیچ موردی یافت نشد
هیچ موردی یافت نشد