اخبار اخیر درباره توقیف فیلم سینمایی «برمودا» به کارگردانی محمد کارت، واکنشهای متعددی را در فضای رسانهای برانگیخته است. با این حال، پیگیریهای دقیقتر نشان میدهد که این روایتها با آنچه در ساختار اداری و نظارتی سینمای ایران میگذرد، تفاوتهای بنیادینی دارد. طبق گفته یک مقام آگاه در شورای پروانه نمایش، این فیلم اساساً با چالش «توقیف» مواجه نشده، چرا که هنوز مسیر قانونی صدور مجوز اکران را به پایان نرسانده است.
واژهشناسی در مباحث اکران اهمیت ویژهای دارد؛ توقیف زمانی معنا پیدا میکند که یک اثر سینمایی تمامی مراحل اداری را طی کرده، پروانه نمایش دریافت کرده باشد و سپس به دلایل نظارتی از اکران آن جلوگیری شود. در مورد «برمودا»، وضعیت متفاوت است. این مقام مسئول تأکید کرد که این فیلم تاکنون موفق به دریافت پروانه نمایش نشده است، بنابراین ادعای توقیف آن از نظر فنی صحیح نیست.
داستان «برمودا» حول محور گروهی از پناهجویان در اردوگاهی در اروپای شرقی میچرخد که در تلاش برای رسیدن به اروپای غربی با خطرات متعددی روبهرو هستند. طناز طباطبایی در این فیلم نقشی محوری را بر عهده دارد و برای ادای دین به واقعگرایی دراماتیک، با سرِ تراشیده در مقابل دوربین ظاهر شده است. این تغییر ظاهر، بخشی از هویت شخصیت و مرتبط با یک بیماری پوستی در روایت فیلم است.
پرسش اصلی مخاطبان و سینماگران این است که چرا در آثار کلاسیک و خاطرهانگیز سینمای ایران مانند «سرب» ساخته مسعود کیمیایی، نمایش سرِ تراشیده یا ظاهر متفاوت بازیگر زن پذیرفته شد، اما «برمودا» با بنبست مواجه شده است؟ پاسخ کارشناسان ساده است: در فیلم «سرب»، حضور بازیگر زن با آن ظاهر خاص تنها در چند سکانس محدود بود و به عنوان یک استثنای روایی در کل اثر محسوب میشد. اما در «برمودا» و آثاری چون «قاتل و وحشی»، این ظاهر در بخش قابلتوجهی از فیلم تداوم دارد و از دیدگاه شورای پروانه نمایش، ملاحظات شرعی مربوط به حجاب با چنین ساختاری در تضاد قرار میگیرد.
با وجود سختگیریهای فعلی، این مقام مسئول بر این باور است که بنبست موجود لزوماً به معنای مرگِ اکران این آثار نیست. تکنیکهای فنی مدرن، نظیر روتوسکوپی یا محو کردنهای هوشمندانه تصویر، راهکارهایی هستند که میتوانند با اعمال اصلاحات لازم، امکان دریافت پروانه نمایش را فراهم کنند. این راهکارها در گذشته نیز برای فیلمهایی که با چالشهای مشابهی در زمینه خشونت یا حجاب روبهرو بودند، مورد استفاده قرار گرفته است.
در نهایت، موضوع فیلمهایی که بدون طی مسیر معمول دریافت مجوزِ پیشتولید ساخته میشوند، به یک بحث جدی در فضای سینمای ایران تبدیل شده است. نمونههایی چون فیلم «بومرنگ» نیز نشان میدهد که گاهی بیتوجهی به روند قانونی تولید، میتواند هزینههای گزافی را برای سرمایهگذاران و سازندگان به همراه داشته باشد. توصیه به سینماگران این است که با رعایت مسیر قانونی تولید و دریافت مجوزهای لازم، ریسکهای احتمالی را پیش از فیلمبرداری کاهش دهند.