بهترین فیلم های کیلین مورفی | آپدیت 2025

کاظم ظریف - انتشار: 9 شهریور 1404 12:00
ز.م مطالعه: 12 دقیقه
پاراج-
بهترین فیلم های کیلین مورفی | آپدیت 2025

یکی از عواملی که چیزی را ارزشمند می‌کند کمیابی آن است. فیلم های کیلین مورفی برای بازیگری در سطح و اندازه او تعداد بسیار کمی دارند اما چه در نقش اصلی و چه در نقش‌های فرعی همیشه طوری ارزشمند بوده که تا مدت‌ها در ذهن باقی می‌ماند.

چه وقتی در سکوت خفه‌کننده دانکرک نگاهش را می‌بینی، چه وقتی در تلقین میان رویا و واقعیت گیر افتاده یا در اوپنهایمر زیر بار سنگین یک تصمیم جهان‌سوز فرو می‌ریزد، هر بار اجراهایش مثل جرقه‌ای کوچک، اما ویرانگر، ذهن را روشن می‌کند.

مورفی مسیر آسان را انتخاب نکرده. از درام‌های مستقل ایرلندی شروع کرد، با بلاکباسترهای نولان جهان را تسخیر کرد و با وسواس، نقش‌هایی را برگزید که مرز میان هنر و ستاره‌بودن را محو می‌کنند. همین ریسک‌پذیری و نگاه متفاوت است که او را از یک بازیگر خوب به یک پدیده سینمایی تبدیل کرده است.

بهترین فیلم های کیلین مورفی

حالا وقتش رسیده کمی عمیق‌تر شویم؛ به دل چند اجرای ماندگار او سفر کنیم و ببینیم چطور هر فیلم بخشی از پازل مرموز کیلین مورفی را کامل می‌کند. آماده‌ای؟ این عناوین به همراه آلبوم تصاویر، تیزر‌ها و داستان‌هایی بدون اسپویل تقدیم شما می‌شوند.

فیلم-صبحانه-در-پلوتون
تاریخ اکران: جمعه 16 دی 1384
ژانر: کمدی، درام
کارگردان: نیل جردن
بازیگران: کیلین مورفی، لیام نیسون
imdb logo
7.2/10
metacritic logo
-
rotten logo
59%

می‌خواهم کمی نگاهتان به مورفی را قلقلک بدهم و چهره خلافکار در ذهنتان را تغییر دهم. اگر بیشتر نقش‌های کیلین مورفی سایه‌دار، پر از تنش و درون‌گرایانه بودند، صبحانه در پلوتون درست در نقطه مقابل ایستاده است؛ رنگی، پرشور و سرکش. مورفی این بار به پاتریک کیتن بریدن جان می‌دهد؛ پسری رهاشده که در دهه هفتاد ایرلند شمالی، خودش را دوباره می‌سازد و با لباس‌ها، موسیقی و روحیه‌ای سرکش، راهی برای بودن پیدا می‌کند.

کیتن، یا بهتر بگوییم مورفی، ترکیبی است از طنز و تراژدی. او با همان نگاه‌های آشنا، این‌بار نه ترس، که امید و آسیب‌پذیری را منتقل می‌کند. اجرای او لبخندی دارد که هم می‌تواند دلنشین باشد و هم قلبت را بشکند. و همین تضاد است که باعث می‌شود شخصیت کیتن هیچ‌وقت به یک کاریکاتور تقلیل پیدا نکند.

کارگردان نیل جردن برای روایت این سفر عجیب، از فانتزی و خیال‌پردازی استفاده می‌کند؛ صحنه‌هایی که گویی از یک کاباره رنگارنگ یا رویای کودکانه آمده‌اند. مورفی این دنیای متناقض را با بازی دقیق و صادقانه‌اش سرپا نگه می‌دارد. نتیجه؟ نامزدی گلدن گلوب و تحسین گسترده منتقدان.

صبحانه در پلوتون شاید یک فیلم کوچک باشد، اما نقشش در کارنامه مورفی بزرگ است. اینجا او نشان داد که فقط استاد شخصیت‌های تیره و معذب نیست؛ می‌تواند به‌سادگی روحی سرسخت و پر از زندگی را هم تصویر کند. و همین انعطاف است که مورفی را به یکی از شگفت‌انگیزترین بازیگران نسل خودش تبدیل کرده.

تلقین-2010
تاریخ اکران: جمعه 25 تیر 1389
ژانر: اکشن، ماجراجویی، علمی تخیلی
کارگردان: کریستوفر نولان
بازیگران: لئوناردو دیکاپریو، جوزف گوردون لویت
imdb logo
8.8/10
metacritic logo
87%
rotten logo
74%

صادق باشیم؛ چند بار پیش آمده وسط یک خوابِ عجیب بیدار شوی و لحظه‌ای طولانی درگیر این باشی که واقعاً کجایی؟ تلقین همین حس گیج‌کننده را می‌گیرد و به یک نمایش باشکوه روی پرده تبدیل می‌کند. اما جایی وسط این دنیای چندلایه، کیلین مورفی همان قلب تپنده‌ای است که داستان را انسانی می‌کند.

او در نقش رابرت فیشر، وارث امپراتوری عظیمی است که حتی در ناخودآگاهش هم درگیر جنگی شخصی با خاطرات پدرش است. مورفی این تضاد را شگفت‌انگیز بازی می‌کند؛ یک مرد قدرتمند در ظاهر، اما عمیقاً شکسته و تنها در درون. همین اجرای بی‌صدا و ظریف اوست که باعث می‌شود صحنه‌های پر از انفجار، تعقیب و سقوط، در نهایت به یک نقطه عاطفی ختم شوند.

و پشت صحنه؟ نولان دیوانگی خودش را اینجا به اوج رساند. راهروی معروفی که در حال چرخش جنگیدند، واقعاً ساخته شده بود؛ یک سازه غول‌پیکر ۱۰۰ فوتی که با دست می‌چرخید. این وسواس در واقع‌گرایی همان چیزی است که باعث می‌شود هر لحظه فیلم لمس‌پذیر و واقعی به نظر برسد.

مورفی در تلقین فقط یک هدف نیست؛ او جایی است که رویا به واقعیت گره می‌خورد. و وقتی فیلم تمام می‌شود، هنوز صدای سکوت بازی او در ذهن می‌ماند.

همچنین بخوانید:
اوپنهایمر
تاریخ اکران: جمعه 30 تیر 1402
ژانر: بیوگرافی، درام، تاریخی
کارگردان: کریستوفر نولان
بازیگران: کیلین مورفی، امیلی بلانت
imdb logo
8.3/10
metacritic logo
93%
rotten logo
90%

حمل فشار سنگین بازی‌کرن نقش کسی که جهان را تغییر داده و شاید یکی از ستون‌های اصلی مرز‌های جغرافیای امروز است چیزی فراتر از دشوار است. در جدیدترین فیلم کیلین مورفی او به دنبال بیوگرافی یکی از کشنده‌ترین هوش‌های جهان می‌رود.

مورفی در نقش جی. رابرت اوپنهایمر، پدر بمب اتم، سفری می‌کند که بیش از آنکه جسمی باشد، روانی است. در هر نمای نزدیک، می‌توان تردید، غرور، شعف و وحشت را در چشمانش دید؛ گویی بار سرنوشت یک جهان روی شانه‌هایش است. هیچ اغراقی در بازی نیست، فقط سکوت‌ها و نگاه‌هایی که بلندتر از هر دیالوگی حرف می‌زنند.

 پشت صحنه هم به‌اندازه خود فیلم خارق‌العاده است. نولان برای صحنه آزمایش ترینیتی سراغ CGI نرفت؛ آن انفجار عظیم را با جلوه‌های عملی واقعی ساختند. همین وسواس در جزئیات باعث شد فیلم نه فقط یک روایت تاریخی، که تجربه‌ای فیزیکی و زنده باشد.

هفت جایزه اسکار، از جمله بهترین بازیگر مرد برای مورفی، تنها بخشی از پاداش این اجرای نفس‌گیر است. اوپنهایمر نه فقط یک فیلم، که نقطه‌ای است که کیلین مورفی را از بازیگر تحسین‌شده به چهره‌ای ماندگار در تاریخ سینما رساند.

بتمن-آغاز-می-کند
تاریخ اکران: چهارشنبه 25 خرداد 1384
ژانر: اکشن، درام، جنایی
کارگردان: کریستوفر نولان
بازیگران: کریستین بیل، مایکل کین
imdb logo
8.2/10
metacritic logo
85%
rotten logo
70%

بعضی ترس‌ها صدا ندارند؛ فقط می‌آیند، نفست را می‌گیرند و از درون می‌خورندت. مترسک همین است. وقتی کیلین مورفی برای اولین‌بار آن نقاب نخ‌نما را روی صورتش گذاشت، سینمای ابرقهرمانی چیزی را تجربه کرد که تا پیش از آن به ندرت دیده بود: ترس روان‌شناختی.

در بتمن آغاز می‌کند، مورفی نقش دکتر جاناتان کرین را بازی می‌کند؛ روان‌پزشکی با ظاهری آرام، ته‌لهجه‌ای سرد، و ذهنی سمی که ترس را به ماده تبدیل کرده. او هیولا نیست، ولی ذهن آدم‌ها را جوری درهم‌می‌پیچد که حتی خودشان هم از خودشان می‌ترسند.

نولان می‌دانست دنبال چه‌چیزی است: یک بازیگر که لازم نیست فریاد بزند تا خطرناک به‌نظر برسد. مورفی، با بازی زیرپوستی و حضور تسخیرکننده‌اش، به شخصیت مترسک عمق داد. پشت آن چشمان بی‌احساس، چیزی پنهان بود که تماشاگر تا مدت‌ها بعد از پایان فیلم هم فراموش نمی‌کرد.

جالب اینجاست که مورفی ابتدا برای نقش بتمن تست داد؛ نقشی که به کریستین بیل رسید. اما نولان آن‌قدر مجذوب تست بازیگری مورفی شد که بدون تردید، نقش مترسک را برای او کنار گذاشت.

این حضور، آغاز یک همکاری طولانی و البته یک هشدار بود: کیلین مورفی آمده بود تا ذهن تماشاگر را تصاحب کند، نه فقط پرده را.

دانکرک
تاریخ اکران: جمعه 30 تیر 1396
ژانر: اکشن، درام، تاریخی
کارگردان: کریستوفر نولان
بازیگران: فیون وایتهد، دیمین بونارد
imdb logo
7.8/10
metacritic logo
92%
rotten logo
94%

سربازهایی هستند که از جنگ برمی‌گردند؛ و سربازهایی که در آن باقی می‌مانند، حتی وقتی بدن‌شان نجات پیدا کرده. کیلین مورفی در دانکرک، یکی از دومی‌هاست.

او این‌بار اسم ندارد. فقط سرباز لرزان است. یک مرد خیس، گم‌شده، شوکه‌شده، که از دل دریا بالا کشیده می‌شود اما هنوز در عمق اضطراب خودش گیر کرده. حضورش ساکته، اما نه بی‌صدا یک سکوت شکسته، یک وحشت بی‌کلام.

مورفی اینجا کمتر از هر نقش دیگرش دیالوگ دارد، اما بیشتر از همیشه حرف می‌زند؛ با چشم‌هایی که انگار چیزهایی دیده‌اند که بازگوکردنی نیست. هر لرزش دست، هر دویدن نگاه، داستانی پشت خودش دارد.

نولان در دانکرک قصه نمی‌گوید، بلکه تجربه می‌سازد. سه خط زمانی، سه زاویه دید، یک فاجعه. مورفی به عنوان مرد نجات‌یافته‌ای که خودش تهدیدی شده، نماینده‌ی زخمی است که دیده نمی‌شود؛ PTSD در خالص‌ترین شکلش.

در پشت صحنه، نولان برای واقع‌گرایی، از کشتی‌های واقعی جنگ جهانی دوم استفاده کرد و بازیگران را با دوربین‌های IMAX و بدون پرده سبز به دریا فرستاد.

مورفی در این نقش نه قهرمان است، نه ضدقهرمان، نه حتی قابل‌اعتماد. او فقط یک انسان است، خرد شده، ترک خورده، و به‌طرز ناراحت‌کننده‌ای آشنا. و شاید همین، دردناک‌ترین بخش داستان باشد.

همچنین بخوانید:
فیلم-بادی-که-در-مرغزار-می-وزد
تاریخ اکران: جمعه 3 فروردین 1386
ژانر: درام، جنگی
کارگردان: کن لوچ
بازیگران: کیلین مورفی، پادریک دلینی
imdb logo
7.5/10
metacritic logo
90%
rotten logo
82%

بعضی صحنه‌ها نه با صدای گلوله، که با صدای باد در کشتزار به یاد می‌مانند. فیلم کن لوچ درباره ایرلند همین‌طوری شروع می‌شود؛ آرام، زیبا، اما در زیر این آرامش، زخمی عمیق پنهان است. کیلین مورفی در نقش دیمین، پزشکی جوان و آینده‌دار، وسط همین تضاد ایستاده؛ مردی که می‌خواست شفا بدهد، اما به اجبار سلاح به دست می‌گیرد.

مورفی اینجا درخشان است چون قهرمانی کلیشه‌ای بازی نمی‌کند. او انسانی را نشان می‌دهد که در دل جنگ، آرام‌آرام تغییر می‌کند. در ابتدا تردید دارد، اما هر بار که بیداد و بی‌رحمی را می‌بیند، یک قدم به انقلاب نزدیک‌تر می‌شود. نگاهش، انتخاب‌هایش، حتی سکوتش نشان می‌دهد که دیمین بیش از دشمن، با خودش درگیر است.

فیلم بر پایه تاریخ واقعی جنگ استقلال ایرلند ساخته شده و نخل طلای کن را هم برد. یکی از نکات جالب این است که لوچ برای حفظ حس واقعیت، به بازیگرانش فیلمنامه کامل نمی‌داد؛ فقط بخش‌های لازم را می‌گفت تا واکنش‌ها طبیعی و غافلگیرانه باشد. این روش باعث شد اجراهای مورفی به طرز باورنکردنی زنده و ملموس باشند.

بادی که کشتزار جو را تکان می‌دهد بیش از آنکه یک فیلم جنگی باشد، داستان رابطه‌هاست؛ دو برادر، دو مسیر، و انتخاب‌هایی که هرکدام بهای سنگینی دارند. مورفی با ظرافتی بی‌رحمانه، قلب تماشاگر را می‌شکند و یادآوری می‌کند که انقلاب فقط در میدان جنگ اتفاق نمی‌افتد؛ گاهی درست وسط خانه و خانواده شروع می‌شود.

28-روز-بعد
تاریخ اکران: جمعه 6 تیر 1382
ژانر: درام، ترسناک، علمی تخیلی
کارگردان: دنی بویل
بازیگران: الکس پالمر، بیندو ده استوپانی
imdb logo
7.5/10
metacritic logo
87%
rotten logo
73%

چشم باز می‌کنی. بیمارستان خالی است. راهروها سرد و بی‌صدا. در را باز می‌کنی و وارد خیابان می‌شوی؛ لندن همیشه شلوغ، حالا مثل یک شهر مرده، خالی و متروک. همین چند دقیقه کافی بود تا ۲۸ روز بعد تبدیل به یکی از فراموش‌نشدنی‌ترین شروع‌های تاریخ سینما شود و کیلین مورفی درست وسط این کابوس بیدار می‌شود. یکی از مهمترین فیلم های کیلین مورفی که شروع کننده فرنچایزی جذاب بود.

او در نقش جیم، یک دوچرخه‌سوار معمولی، به هوش می‌آید و درمی‌یابد که جهانش در عرض چند هفته سقوط کرده است. هیچ لباس ابرقهرمانی در کار نیست، هیچ سلاحی هم نیست؛ فقط یک مرد عادی که باید یاد بگیرد چطور در برابر خشم زنده بماند. مورفی در این نقش، تکامل را به چشم تماشاگر می‌آورد. از گیجی و درماندگی یک بیمار بیدارشده، تا قساوت و سرسختی یک بازمانده. و این سفر شخصی، کلید موفقیت فیلم است؛ چون تماشاگر نابودی جهان را از چشمان او می‌بیند.

فیلم دنی بویل با دوربین‌های دیجیتال کم‌کیفیت ساخته شد تا تصویرش خام و نزدیک به مستند باشد. برای گرفتن صحنه‌های معروف لندن متروک، گروه تولید فقط چند دقیقه در صبح زود اجازه داشتند خیابان‌ها را مسدود کنند. همین بی‌پیرایگی، به کابوس فیلم واقعیتی هولناک بخشید.

۲۸ روز بعد ژانر زامبی را از نو تعریف کرد، اما برای مورفی، آغاز راهی بود که او را از یک بازیگر محلی به چهره‌ای جهانی رساند. یک بیداری واقعی، هم برای شخصیت و هم برای کارنامه‌اش.

یک-مکان-آرام-2
تاریخ اکران: جمعه 7 خرداد 1400
ژانر: درام، ترسناک، علمی تخیلی
کارگردان: جان کرازینسکی
بازیگران: جان کرازینسکی، امیلی بلانت
imdb logo
7.2/10
metacritic logo
91%
rotten logo
71%

هیچ‌چیز ترسناک‌تر از این نیست که حتی جرئت نکنی صدای نفس کشیدن خودت را بشنوی. یک مکان ساکت: بخش ۲ دقیقاً چنین فضایی می‌سازد؛ جهانی که هر صدا می‌تواند آخرینت باشد. و کیلین مورفی با حضوری خاموش اما سنگین، قلب تازه‌ای به این کابوس می‌دهد.

او نقش امت را بازی می‌کند؛ مردی که همه‌چیزش را از دست داده، خانواده، امید، حتی میل به زندگی. وقتی خانواده ابوت سر راهش قرار می‌گیرند، او بیشتر شبیه دیواری است تا یک ناجی. نگاهش سرد، صدایش شکسته، و هر حرکتش بوی ناامیدی می‌دهد. اما زیر این لایه بی‌روح، چیزی می‌جوشد؛ همان چیزی که مورفی استادانه نشان می‌دهد: مردی که هنوز می‌تواند دوباره معنا پیدا کند.

فیلم با سکانسی آغاز می‌شود که هنوز در ذهن می‌ماند: روز اول حمله. جان کرازینسکی با یک سکانس پرهیجان و عملی نشان می‌دهد چطور جهان در یک چشم به هم زدن فروپاشید. پشت صحنه هم جالب بود: برای صحنه تصادف اتوبوس، از یک دکل پیچیده به نام بیسکویت ریگ استفاده شد تا همه‌چیز واقعی‌تر به نظر برسد.

مورفی در این فیلم، نقطه مقابل خانواده ابوت است؛ او ناامیدی است که باید دوباره ایمان بیاورد. و همین تضاد است که فیلم را عاطفی‌تر می‌کند. در جهانی که حتی نجوا می‌تواند مرگ بیاورد، اجرای مورفی ثابت می‌کند گاهی یک نگاه آرام‌تر از هر جیغی، فریاد می‌زند.

همچنین بخوانید:
فیلم-آفتاب
تاریخ اکران: جمعه 24 تیر 1379
ژانر: درام، تاریخی، عاشقانه
کارگردان: ایشتوان سابو
بازیگران: رالف فاینز، رزماری هریس
imdb logo
7.4/10
metacritic logo
74%
rotten logo
71%

تصور کن خورشید، همان چراغ جاودانه‌ی آسمان، رو به خاموشی برود. جهان یخ بزند. امید فروبپاشد. آفتاب از همین نقطه آغاز می‌شود؛ یک فاجعه کیهانی که تنها امید نجاتش یک سفینه است، حامل بمبی ستاره‌ای و خدمه‌ای که باید تصمیم‌هایی بگیرند فراتر از توان انسان عادی. در این میان، کیلین مورفی در نقش کاپا، فیزیکدان مأموریت، قلب تپنده این سفر است.

مورفی اینجا نه جنگجوست، نه قهرمان پر زرق و برق. او دانشمندی است آرام، شکننده و باهوش که بار نجات بشریت روی شانه‌هایش گذاشته می‌شود. اجرای او به‌جای فریاد و هیجان، پر از سکوت‌های سنگین است؛ لحظه‌هایی که تنها از نگاه و تنفسش می‌فهمی چه باری را حمل می‌کند. کاپا همان انسانی است که در لحظه‌های آخر، باید انتخاب کند چه چیزی ارزشمندتر است: جان خدمه یا بقای زمین.

دنی بویل برای اینکه بازیگرانش واقعاً حس انزوا و هم‌زیستی طولانی در فضا را درک کنند، آن‌ها را مجبور کرد مدتی کنار هم زندگی کنند. همین تجربه باعث شد رابطه‌ها طبیعی‌تر و تنش‌ها واقعی‌تر به نظر برسد. آفتاب از آن فیلم‌هایی است که به‌جای جلوه‌گری صرف، بیشتر مثل یک تأمل تصویری عمل می‌کند؛ پرسشی درباره مرز میان علم، ایمان و انسانیت. و مورفی در مرکز این پرسش می‌درخشد. در چشم‌های او همزمان می‌توان ترس، شک و جرقه‌ای از امید را دید درست مثل خود خورشید: در حال مرگ، اما هنوز روشن.

فیلم-چیزهای-کوچک-این-چنینی
تاریخ اکران: جمعه 18 آبان 1403
ژانر: درام، تاریخی
کارگردان: تیم میلانتس
بازیگران: کیلین مورفی، پاتریک رایان
imdb logo
6.7/10
metacritic logo
94%
rotten logo
82%

کریسمس ۱۹۸۵، برف روی بام‌های یک شهر کوچک ایرلندی نشسته و همه‌چیز در ظاهر آرام است؛ اما زیر این سکوت، زخمی عمیق پنهان مانده. در این فضای سرد و آشنا، بیل فرلانگ (کیلین مورفی)، مردی ساده و تاجر زغال‌سنگ، زندگی روزمره‌اش را می‌گذراند. مردی که تنها دغدغه‌اش خانواده است، تا وقتی که یک کشف هولناک مسیرش را تغییر می‌دهد.

چیزهای کوچک این‌چنینی بر اساس رمان تحسین‌شده کلر کیگان ساخته شده و فیلم جدید کیلین مورفی پس از درخشش در اوپنهایمر است. او در میانه یک انتخاب گرفتار می‌شود: بستن چشم بر حقیقتی که همه در شهر سال‌ها نادیده گرفته‌اند، یا شکستن سکوتی که امنیت و آبروی خودش را تهدید می‌کند. راز تاریک صومعه محلی رخت‌شوی‌خانه‌های مگدالن، زندان‌هایی برای زنانی که کلیسا گمراه می‌نامید قلب فیلم است؛ جایی که وجدان شخصی به مصاف قدرت جمعی می‌رود.

این اثر، برلیناله را با افتتاحیه‌ای آرام اما نفس‌گیر تکان داد. ریتم کند فیلم و قاب‌های زمستانی‌اش تضادی شگفت میان گرمای چراغ‌های کریسمس و سرمای بی‌رحمانه حقیقت می‌سازد.

چیزهای کوچک این‌چنینی یک درام تاریخی پرزرق‌وبرق نیست؛ بلکه پرتره‌ای روانشناختی از مردی است که نمی‌خواست قهرمان باشد، اما ناگزیر به آن تبدیل شد. فیلم یادآوری می‌کند که قهرمانی همیشه در میدان نبرد شکل نمی‌گیرد؛ گاهی در انتخابی کوچک، در شکستن سکوتی قدیمی، یا در یک نگاه ساده انسانی نهفته است.

سخن پایانی

تماشای مسیر کیلین مورفی شبیه ورق زدن دفترچه‌ای پر از نقش‌های متناقض است؛ از قربانی گیج در خیابان‌های خالی لندن، تا فیزیکدانی که زیر نور خورشید در حال مرگ تصمیمی سرنوشت‌ساز می‌گیرد، یا مردی که با یک نگاه سنگینی تاریخ را بر دوش می‌کشد. در هر کدام، چیزی مشترک وجود دارد: سکوتی پرمعنا، شدتی آرام، و نگاهی که از درون می‌جوشد.

این‌ها بهترین فیلم های Cillian Murphy هستند، اما واقعیت این است که هر حضور او حتی در نقشی کوتاه، بخشی از پازل پیچیده شخصیت هنری‌اش را کامل کرده است. او ثابت کرده ستاره بودن به معنی پر سروصدا بودن نیست؛ گاهی کافی است آرام بایستی، و جهان خودش به سمت تو خم شود. و حالا آینده: آخرین فیلم کیلین مورفی استیو، که او را در نقش یک مدیر مدرسه نشان می‌دهد یکی از اصلی‌ترین و مهمترین شانس‌های اسکار اوست.

او یک ستاره معمولی نیست؛ یک صنعتگر آرام و استراتژیک است که هر بار با انتخاب‌هایش ما را غافلگیر می‌کند. شاید راز ماندگاری‌اش همین باشد: مورفی بازی نمی‌کند، او زندگی می‌کند.

دیدگاه های کاربران
هیچ دیدگاهی موجود نیست
پربازدیدترین مقالات
پربازدیدترین خبرها
جدیدترین اخبار