«کریسمس تلخ» آلمودوار را در شخصیترین و دروننگرترین حالت خود نشان میدهد؛ جایی که او به درون خود نگاه میکند و از آنچه مییابد چندان احساس رضایت ندارد.
«کریسمس تلخ» تأملی پیچیده و چندلایه درباره آزادی خلاقانه، مالکیت داستان و هنرِ تقلیدکننده از زندگی و زندگیِ تقلیدکننده از هنر است. این فیلم آنقدر سرشار از ویژگیهای آلمودواری است که گاهی تماشاگر باید برای ورود به تالار آینهای و دایرهوار آن تلاش کند. اما برای کسانی که بتوانند وارد این جهان شوند، لذت و سرگرمی فراوانی در انتظارشان است.
آلمودوار به شکلی هیجانانگیز و روشن نشان میدهد که هزینه اخلاقیِ استفاده از زندگی شخصی برای خلق داستانی خیالی، موضوع اصلی این فیلم است. از دریچه این نگاه فرامتنی، همه چیزهای دیگر نیز غنا و عمق بیشتری پیدا میکنند.
«کریسمس تلخ» نه اثری از فیلمسازی است که بخواهد بابت بزرگی و اعتبار خود طلب بخشش کند و نه فیلمی که صرفاً در حال توجیه آن باشد؛ بلکه ساخته فیلمسازی است که فقط توضیح میدهد این بزرگی و شکوه هنری چگونه شکل گرفته است.
«کریسمس تلخ» آنقدر تماشایی و لذتبخش است که تقریباً خودتان را وادار میکنید باور کنید آلمودوار صرفاً در حال بازپرداخت دوباره دغدغههای اخیرش نیست؛ دغدغههایی که برخی از بخشهایشان کمی بیش از حد آشنا به نظر میرسند.