کریستیان مونگیو، نویسنده و کارگردان فیلم، اثری تحریکآمیز و آرامسوز ساخته که دقیقاً میداند کدام نقاط حساس را هدف قرار میدهد؛ با این حال، با جدیت اخلاقی بیپرده به مسائل پیچیدهای که مطرح میکند نیز میپردازد؛ از محدودیتها و تناقضهای چندفرهنگگرایی گرفته تا فرصتطلبی و جاهطلبی شغلی در بخش دولتی.
این نتیجه دو ساعت و نیمه، اثری بسیار گیرا و درگیرکننده است که تمام بازیگران گروه، با ظرافتی خسته و واقعگرایانه به ایفای نقش پرداختهاند. فیلم از نظر پیشروی داستانی و احساسی مدام تغییر مسیر میدهد، در حالی که از همان اوایل احساس میکنیم قرار نیست هیچ پایانبندی روشن و آرامشبخش یا راهحل قطعیای ارائه شود.
با تصاویری وسیع و سرد که در برابر زیبایی شدید و بهمنهای صخرههای نروژی به تصویر کشیده شدهاند، فیلم "فیورد" در طول زمان طولانی خود تنشهای نفسگیر را با دقتی مثالزدنی حفظ میکند و نشان میدهد که این اثر برنده جایزه نخل طلایی یکی از تیزبینترین ناظرین اخلاقی سینمای معاصر است.
مونگیو به مخاطب اعتماد میکند تا خودش به نتیجهگیریهای شخصی برسد؛ در حالی که فیلم را به دل آبهای تاریک و نامطمئن میفرستد. ما نمیدانیم دقیقاً مسیر بعدی آن به کجا خواهد رفت، اما همچنان به حرکت ادامه میدهیم؛ درست مانند خود انسانها و جوامع، چه برای آن آماده باشیم و چه نباشیم.
مونگیو در نظر دارد فراتر از این که با سردی بر بد بودن هر دو طرف تأکید کند، به نظرات عمیقتری بپردازد. با وجود تغییرات سیاسی که در "فیورد" رخ میدهد، فیلم به طرز زیرکانهای استدلال میکند که در واقع آنچه در اینجا اتفاق میافتد، این است که استانداردهای قدیمی درباره همگنایی و یکنواختی فرهنگی تنها یک لایه اجتماعی قابل پذیرش به خود گرفتهاند.