«تمام طلای دنیا» در روستای کوچک کابوس (Cabosse) میگذرد؛ جایی که به دلیل طول عمر بالای ساکنانش شهرت پیدا کرده است. ویکتور هاردی، یک تاجر و سرمایهگذار جاهطلب، تصور میکند میتواند از این ویژگی برای راهاندازی یک شهر تفریحی و درمانی و فروش آب چشمه معروف روستا استفاده کند. او تلاش میکند زمینهای روستا را از ساکنان بخرد و تقریباً همه با این پیشنهاد موافقت میکنند؛ اما متیو دومون، کشاورزی سالخورده و سرسخت، حاضر نیست خانه و زمینش را بفروشد. همین مخالفت، نقشه تجاری هاردی را با مشکل روبهرو میکند.
هیچ موردی یافت نشد
هیچ موردی یافت نشد