با این حال، برای من، غرق شدن تقریباً بیواسطه و شخصینشده «بلندیهای بادگیر» در نور، بافت و صدای دشتهای بادگیر، منبع سرزندگی و ضرورت آن بود. برای اینکه هنر اقتباس ادبی همچنان زنده و پویا باقی بماند، باید بپذیریم که کارگردانان گاهی کتاب را کنار بگذارند و رؤیای خود از آن را به فیلم تبدیل کنند.
اقتباس پرجنبوجوش و مالیکیِ آرنولد یک تغییر جسورانه دیگر هم دارد که ارزش اشاره کردن دارد: هیتکلیف، که در متن اصلی یک کولی است، اکنون به یک برده سابق آفریقایی-کارائیبی تبدیل شده است؛ ابتدا نوجوانی آسیبدیده (با بازی گلیو) و سپس مردی متفاوت و خودساخته (با بازی هاوسون).
برای تماشاگرانی که صبر کمتری دارند، فیلم ممکن است شبیه آزمونی برای تحمل به نظر برسد؛ یک مستند دو ساعته درباره باد. اما با وجود اینکه این اثر با ریتمی یخزده و بیرحمانه پیش میرود، همچنان کاملاً مسحورکننده است؛ مانند زبان صورتی و خنکی که روی زخمی باز کشیده میشود. [۱۸ اکتبر ۲۰۱۲]