داستان درباره بادی، مردی با قلبی به بزرگی قطب شمال و روحیهای سرشار از شادی کریسمس است که در یک یتیمخانه، به طور تصادفی به کیسه هدایای بابانوئل میخزد و به قطب شمال برده میشود. او در آنجا توسط الفها بزرگ میشود و با وجود قد بسیار بلندتر و مهارت کمتر در ساخت اسباببازی، خود را یک الف واقعی میداند. اما روزی حقیقت آشکار میشود: او یک انسان است و پدر واقعیاش، والتر هابز، در نیویورک زندگی میکند؛ مردی بدبین و ناشر کتابهای کودک که نامش در لیست «بچههای شیطان» بابانوئل قرار دارد. بادی با لباس الفی خود، سفری پر ماجرا را به نیویورک آغاز میکند تا پدرش را پیدا کند. او با دنیای مدرن و پر از بدبینی روبرو میشود و تلاش میکند تا با معصومیت و شادی بیپایان خود، روح کریسمس را به خانواده جدیدش و شهری که آن را فراموش کرده، بازگرداند.
هیچ موردی یافت نشد
هیچ موردی یافت نشد