عباس بسیجی شهرستانی که در دوران جوانی اش به جنگ رفته است و در جنگ مورد اصابت ترکش در کنار شاهرگش شد و این ترکش یادگاری آن دوران برایش مانده.او به اصرار همسرش نرگس به تهران می آید تا در بیمارستان معاینه شود که در خیابان با همرزمش کاظم در حالی روبه رو می شود که کاظم با اتومبیلش در حال مسافرکشی بوده است.
هیچ موردی یافت نشد
هیچ موردی یافت نشد