فیلم «چشم و گوش بسته» با بهرهگیری از الگوی کلاسیک «تکمیلِ نقصهای یکدیگر»، دو شخصیتِ نابینا و ناشنوا را در یک موقعیت معمایی و تعقیبوگریزی قرار میدهد. این فیلم با محدود کردنِ زمان (از صبح تا غروب) و تکیه بر تضادهای حسی و کمدی موقعیت، شخصیتها را مجبور به همکاریِ اجباری میکند تا در جریان اثبات بیگناهی، لحظات مفرحی را با تکیه بر سوءتفاهمهایِ ناشی از محدودیتهای فیزیکیشان خلق کند.