این فیلم ها یه شروع خیلی خوب داشتند و عملا بیننده رو از همون اول فیلم درگیر خودشون کردند.
فیلم "همشهری کین" در سال ۱۹۴۱ به کارگردانی و نویسندگی اورسون ولز منتشر شد و به عنوان یکی از بزرگترین اثرات سینمایی تاریخ شناخته میشود. داستان از طریق تحقیقات گروهی از خبرنگاران آغاز میشود که سعی در رمزگشایی آخرین کلمات "روزباد" از زندگی مرموز "چارلز فاستر کین" سرمایهدار کلان دارند. این تحقیقات به تفصیل زندگی "کین" را از زاویههای مختلف نشان میدهد. از اوج قدرت و ثروت گرفته تا سقوط و تباهی.
فیلم "همشهری کین" در سال ۱۹۴۱ به کارگردانی و نویسندگی اورسون ولز منتشر شد و به عنوان یکی از بزرگترین اثرات سینمایی تاریخ شناخته میشود. داستان از طریق تحقیقات گروهی از خبرنگاران آغاز میشود که سعی در رمزگشایی آخرین کلمات "روزباد" از زندگی مرموز "چارلز فاستر کین" سرمایهدار کلان دارند. این تحقیقات به تفصیل زندگی "کین" را از زاویههای مختلف نشان میدهد. از اوج قدرت و ثروت گرفته تا سقوط و تباهی.
"جو گیلس"، که دنبال بازگشت پیروزمندانه به دنیای سینما است، به طور اتفاقی با "نورما دیزموند" آشنا میشود. این ستارهٔ فراموش و محو شده، به "جو" پیشنهاد میدهد که برای او یک فیلمنامه بنویسد تا به دنیای ستارگان بازگردد. اما این رابطه که در آغاز به نظر میآید که فرصتی برای "جو" است، به سرعت به یک روابط پیچیده و خطرناک تبدیل میشود. "سانست بلوار" یک نگاه تاریک و غمانگیز به دنیای سینما و روابط انسانی در آن دوره دارد.
"جو گیلس"، که دنبال بازگشت پیروزمندانه به دنیای سینما است، به طور اتفاقی با "نورما دیزموند" آشنا میشود. این ستارهٔ فراموش و محو شده، به "جو" پیشنهاد میدهد که برای او یک فیلمنامه بنویسد تا به دنیای ستارگان بازگردد. اما این رابطه که در آغاز به نظر میآید که فرصتی برای "جو" است، به سرعت به یک روابط پیچیده و خطرناک تبدیل میشود. "سانست بلوار" یک نگاه تاریک و غمانگیز به دنیای سینما و روابط انسانی در آن دوره دارد.
یک عکاس با ویلچرش از پنجرهی آپارتمان خود در حیاط روستای گرینویچ، همسایگان خود را جاسوسی میکند و متوجه اتفاقات عجیبی می شود. وی درنهایت میفهمد که یکی از آنها، با تردید و شک، دختر دوست مدل معروفش را به قتل رسانده است. اکنون وظیفهی او تعقیب و پیدا کردن جواب به این راز وحشتناک است.
یک عکاس با ویلچرش از پنجرهی آپارتمان خود در حیاط روستای گرینویچ، همسایگان خود را جاسوسی میکند و متوجه اتفاقات عجیبی می شود. وی درنهایت میفهمد که یکی از آنها، با تردید و شک، دختر دوست مدل معروفش را به قتل رسانده است. اکنون وظیفهی او تعقیب و پیدا کردن جواب به این راز وحشتناک است.
فیلم "جویندگان" در سال 1956 روایتگر داستان یک سرباز جنگ داخلی آمریکا به نام ایتان ادواردز است که پس از یک غیبت طولانی سه ساله، به خانهی برادرش در تگزاس بازمیگردد. او بعد از جنگ، به دنبال آرامش و زندگی بیحاشیهای است. اما مواجهه با رئیس قبیله کومانچی بسیار خطرناک به نام اسکار، زندگی آرام و آرزوهای او را به خطر میاندازد. اسکار و گروهش نه تنها خانواده ادواردز را به قتل میرسانند، بلکه مزرعهشان را نیز تخریب میکنند و یکی از اعضای خانواده ادواردز را ربوده و به زندان میبرند.
فیلم "جویندگان" در سال 1956 روایتگر داستان یک سرباز جنگ داخلی آمریکا به نام ایتان ادواردز است که پس از یک غیبت طولانی سه ساله، به خانهی برادرش در تگزاس بازمیگردد. او بعد از جنگ، به دنبال آرامش و زندگی بیحاشیهای است. اما مواجهه با رئیس قبیله کومانچی بسیار خطرناک به نام اسکار، زندگی آرام و آرزوهای او را به خطر میاندازد. اسکار و گروهش نه تنها خانواده ادواردز را به قتل میرسانند، بلکه مزرعهشان را نیز تخریب میکنند و یکی از اعضای خانواده ادواردز را ربوده و به زندان میبرند.
داستان فیلم "نشانی از شر" در مرز مکزیک و ایالات متحده اتفاق میافتد و رامون میگل وارگاس، افسر مواد مخدر مکزیکی، مجبور میشود ماه عسل خود را متوقف میکند زیرا یک پیمانکار ساختمانی آمریکایی، پس از اینکه بمبی در ماشینش جاساز شده بود، کشته شده است. این حادثه تاریک و پیچیده، اتفاقاتی را به راه میاندازد که به تدریج رازهای پیچیده و فساد در این مرزها را آشکار میکند.
داستان فیلم "نشانی از شر" در مرز مکزیک و ایالات متحده اتفاق میافتد و رامون میگل وارگاس، افسر مواد مخدر مکزیکی، مجبور میشود ماه عسل خود را متوقف میکند زیرا یک پیمانکار ساختمانی آمریکایی، پس از اینکه بمبی در ماشینش جاساز شده بود، کشته شده است. این حادثه تاریک و پیچیده، اتفاقاتی را به راه میاندازد که به تدریج رازهای پیچیده و فساد در این مرزها را آشکار میکند.
فیلم "سرگیجه" داستان پلیسی به نام اسکاتی فرگوسن را دنبال میکند که در یک حادثه وحشتناک، همکارش را از دست میدهد. اسکاتی فوبیای ارتفاع دارد و این ترس به شدت زندگی او را تحت تأثیر قرار میدهد. به همین دلیل او با سازمان پلیس قطع همکاری میکند. اما زمانی که با میج، محبوبهای که به نظر او به شدت شبیه همسر قدیمیاش است روبرو میشود، داستان به طور پیچیدهتری پیش میرود.
فیلم "سرگیجه" داستان پلیسی به نام اسکاتی فرگوسن را دنبال میکند که در یک حادثه وحشتناک، همکارش را از دست میدهد. اسکاتی فوبیای ارتفاع دارد و این ترس به شدت زندگی او را تحت تأثیر قرار میدهد. به همین دلیل او با سازمان پلیس قطع همکاری میکند. اما زمانی که با میج، محبوبهای که به نظر او به شدت شبیه همسر قدیمیاش است روبرو میشود، داستان به طور پیچیدهتری پیش میرود.
فیلم "هشت و نیم" داستان یک کارگردان سینمایی به نام گیدو را روایت میکند که پس از دستیابی به موفقیت، در تلاش برای یافتن آرامش و الهام برای اثر بعدیاش است. اما زندگیش به یک آشوب تبدیل میشود زیرا افراد گذشته و همکاران سابقش به دنبال پروژههای جدید با او هستند. در میان این فشارها، گیدو در مسیری پر از تضاد اما زیبا و فلسفی به دنبال معنی و تعادل در زندگی و هنر خود است.
فیلم "هشت و نیم" داستان یک کارگردان سینمایی به نام گیدو را روایت میکند که پس از دستیابی به موفقیت، در تلاش برای یافتن آرامش و الهام برای اثر بعدیاش است. اما زندگیش به یک آشوب تبدیل میشود زیرا افراد گذشته و همکاران سابقش به دنبال پروژههای جدید با او هستند. در میان این فشارها، گیدو در مسیری پر از تضاد اما زیبا و فلسفی به دنبال معنی و تعادل در زندگی و هنر خود است.
داستان فیلم گلدفینگر در مورد یکی از ماموریتهای مهم جیمز باند است که سعی دارد از ذخایر طلای کشور آمریکا محافظت کند. جیمز باند مامور جلوگیری از سرقت طلای فورتناکس میشود؛ در همین حال او ردپای یک قاچاقچی بینالمللی طلا به نام آدریک گلدفینگر را در این پرونده پیدا میکند. حالا جیمز باند باید مانع سرقت ذخایر طلای آمریکا توسط این سارق حرفهای شود...
داستان فیلم گلدفینگر در مورد یکی از ماموریتهای مهم جیمز باند است که سعی دارد از ذخایر طلای کشور آمریکا محافظت کند. جیمز باند مامور جلوگیری از سرقت طلای فورتناکس میشود؛ در همین حال او ردپای یک قاچاقچی بینالمللی طلا به نام آدریک گلدفینگر را در این پرونده پیدا میکند. حالا جیمز باند باید مانع سرقت ذخایر طلای آمریکا توسط این سارق حرفهای شود...
در فیلم "برای چند دلار بیشتر" راهزنی بینام با لباسهای وسترن به شهر ال پاسو سفر میکند، او این کار را با هدف تعقیب ال ایندیو یک مجرم فراری خطرناک انجام میدهد. او به دنبال انتقام و دریافت پاداشی بزرگ است. این فیلم پر از هیجان به همراه موسیقی بینظیر انیو موریکونه، شما را به دنیایی خشونتآمیز و پر از تنش و تصمیمگیریهای بحرانی فیلم میبرد.
در فیلم "برای چند دلار بیشتر" راهزنی بینام با لباسهای وسترن به شهر ال پاسو سفر میکند، او این کار را با هدف تعقیب ال ایندیو یک مجرم فراری خطرناک انجام میدهد. او به دنبال انتقام و دریافت پاداشی بزرگ است. این فیلم پر از هیجان به همراه موسیقی بینظیر انیو موریکونه، شما را به دنیایی خشونتآمیز و پر از تنش و تصمیمگیریهای بحرانی فیلم میبرد.
داستان در زمان جنگ داخلی آمریکا رخ میدهد و درباره سه راهزن مشهور به نامهای "پنژه دولاری"، "پنجهای بد" و "پنجهای خوب" است. آنها به دنبال گنج دفن شده در یک قبرستان هستند. داستان پر از ماجراها، خیانتها و اتفاقات تنشزا است و به عنوان یکی از معروفترین وسترنهای تاریخ سینما شناخته میشود.
داستان در زمان جنگ داخلی آمریکا رخ میدهد و درباره سه راهزن مشهور به نامهای "پنژه دولاری"، "پنجهای بد" و "پنجهای خوب" است. آنها به دنبال گنج دفن شده در یک قبرستان هستند. داستان پر از ماجراها، خیانتها و اتفاقات تنشزا است و به عنوان یکی از معروفترین وسترنهای تاریخ سینما شناخته میشود.
اگر میخواهید داستانی را ببینید که محدودیتهای ذهن انسان را به چالش میکشد، فیلم 2001 A Space Odyssey همان فیلمی است که باید تماشا کنید؛ اثری که نه تنها سینما را متحول کرد، بلکه تفکر انسان درباره کیهان و جایگاهش در آن را دگرگون ساخت. داستان فیلم 2001 یک ادیسه فضایی درباره سفری فلسفی و علمی از آغاز بشریت تا دوردستهای کهکشان است. داستان با کشف مونولیتی مرموز در دوران ماقبل تاریخ آغاز میشود. این شیء بیگانه به نظر میرسد که هوش اولیه انسان را به سوی تکامل هدایت میکند. هزاران سال بعد، دانشمندان در ماه، مونولیتی دیگر کشف میکنند که سیگنالی به سوی مشتری ارسال میکند. این کشف، ماموریتی را آغاز میکند که توسط فضاپیمای دیسکاوری وان و فضانوردانش هدایت میشود. با این حال، حضور یک هوش مصنوعی به نام در این سفر، چالشهای پیچیدهای را ایجاد میکند. این هوش مصنوعی که کامپیوتری با صدای ملایم و آرام است، به تدریج تبدیل به دشمن اصلی خدمه میشود و در نهایت، داستان به مرزهای ناشناختهای از کیهانشناسی و معنای زندگی میرسد.
اگر میخواهید داستانی را ببینید که محدودیتهای ذهن انسان را به چالش میکشد، فیلم 2001 A Space Odyssey همان فیلمی است که باید تماشا کنید؛ اثری که نه تنها سینما را متحول کرد، بلکه تفکر انسان درباره کیهان و جایگاهش در آن را دگرگون ساخت. داستان فیلم 2001 یک ادیسه فضایی درباره سفری فلسفی و علمی از آغاز بشریت تا دوردستهای کهکشان است. داستان با کشف مونولیتی مرموز در دوران ماقبل تاریخ آغاز میشود. این شیء بیگانه به نظر میرسد که هوش اولیه انسان را به سوی تکامل هدایت میکند. هزاران سال بعد، دانشمندان در ماه، مونولیتی دیگر کشف میکنند که سیگنالی به سوی مشتری ارسال میکند. این کشف، ماموریتی را آغاز میکند که توسط فضاپیمای دیسکاوری وان و فضانوردانش هدایت میشود. با این حال، حضور یک هوش مصنوعی به نام در این سفر، چالشهای پیچیدهای را ایجاد میکند. این هوش مصنوعی که کامپیوتری با صدای ملایم و آرام است، به تدریج تبدیل به دشمن اصلی خدمه میشود و در نهایت، داستان به مرزهای ناشناختهای از کیهانشناسی و معنای زندگی میرسد.
داستان این فیلم در دهه 1880 در غرب آمریکا رخ میدهد. یک زن جوان به نام جیل برای یافتن قاتلان خانوادهاش و انتقام جویی به شهری کوچک میآید. در این مسیر، او با یک شکارچی جایزه بزرگ به نام چیکو مورتون و یک مزرعهدار مرموز به نام هنری فونده روبرو میشود.
داستان این فیلم در دهه 1880 در غرب آمریکا رخ میدهد. یک زن جوان به نام جیل برای یافتن قاتلان خانوادهاش و انتقام جویی به شهری کوچک میآید. در این مسیر، او با یک شکارچی جایزه بزرگ به نام چیکو مورتون و یک مزرعهدار مرموز به نام هنری فونده روبرو میشود.
داستان فیلم پاتن در سال 1943 اتفاق میافتد؛ زمانی که ژنرال جورج اس. پاتن، فرمانده مشهور واحدهای تانک آمریکا برای حضور در جبهه نبرد جنگ جهانی دوم به شمال آفریقا فرستاده میشود. ژنرال پاتن در آفریقا خیلی زود به کمک ژنرال برادلی به پیروزی چشمگیری دست پیدا میکند؛ پیروزیای که موجب عقبنشینی و در نهایت خروج نیروهای آلمان نازی از شمال آفریقا میشود! پاتن در ادامه جنگ جهانی و نبرد در مقابل نیروهای نازی به جنگ نرماندی ملحق میشود اما...
داستان فیلم پاتن در سال 1943 اتفاق میافتد؛ زمانی که ژنرال جورج اس. پاتن، فرمانده مشهور واحدهای تانک آمریکا برای حضور در جبهه نبرد جنگ جهانی دوم به شمال آفریقا فرستاده میشود. ژنرال پاتن در آفریقا خیلی زود به کمک ژنرال برادلی به پیروزی چشمگیری دست پیدا میکند؛ پیروزیای که موجب عقبنشینی و در نهایت خروج نیروهای آلمان نازی از شمال آفریقا میشود! پاتن در ادامه جنگ جهانی و نبرد در مقابل نیروهای نازی به جنگ نرماندی ملحق میشود اما...
به طور خلاصه فیلم پدرخوانده داستان زندگی ویتو کورلئونه، رئیس مافیای قدرتمند نیویورک و خانوادهاش را دنبال میکند. فیلم با مراسم عروسی دختر ویتو، کانی، آغاز میشود، جایی که تمام خانواده و دوستان نزدیک در آن حضور دارند. ویتو کورلئونه به دلیل مخالفت با فروش مواد مخدر توسط سایر خانوادههای مافیا، مورد هدف قرار میگیرد و به شدت زخمی میشود. پس از این حمله، پسر کوچکتر او، مایکل، که تا آن زمان از فعالیتهای مافیایی خانواده دوری کرده بود، برای حفاظت از پدرش و انتقام، وارد دنیای جنایت میشود. مایکل به تدریج نقش رهبری خانواده را به عهده میگیرد و داستان او از یک جوان آرام و دور از خشونت به یک رئیس مافیای بیرحم تغییر میکند.
به طور خلاصه فیلم پدرخوانده داستان زندگی ویتو کورلئونه، رئیس مافیای قدرتمند نیویورک و خانوادهاش را دنبال میکند. فیلم با مراسم عروسی دختر ویتو، کانی، آغاز میشود، جایی که تمام خانواده و دوستان نزدیک در آن حضور دارند. ویتو کورلئونه به دلیل مخالفت با فروش مواد مخدر توسط سایر خانوادههای مافیا، مورد هدف قرار میگیرد و به شدت زخمی میشود. پس از این حمله، پسر کوچکتر او، مایکل، که تا آن زمان از فعالیتهای مافیایی خانواده دوری کرده بود، برای حفاظت از پدرش و انتقام، وارد دنیای جنایت میشود. مایکل به تدریج نقش رهبری خانواده را به عهده میگیرد و داستان او از یک جوان آرام و دور از خشونت به یک رئیس مافیای بیرحم تغییر میکند.
در داستان این فیلم، در سال 932 پس از میلاد، شاه آرتور و پتسی، به بریتانیا سفر میکنند تا مردانی را برای پیوستن به شوالیههای میز گرد جستجو کنند. در طول راه، آرتور از شهری می گذرد که به مرگ سیاه آلوده شده است، دریافت اکسکالیبور از بانوی دریاچه را برای دو دهقان آنارکو سندیکالیست بازگو می کند و شوالیه سیاه را شکست می دهد. او آقای بدیور حکیم، لنسلوت شجاع، گالاهاد پاک و رابین نه چندان شجاع را به خدمت میگیرد. سپس خدا ظاهر می شود و به پادشاه آرتور و شوالیههایش دستور می دهد که جام مقدس افسانهای را پیدا کنند.
در داستان این فیلم، در سال 932 پس از میلاد، شاه آرتور و پتسی، به بریتانیا سفر میکنند تا مردانی را برای پیوستن به شوالیههای میز گرد جستجو کنند. در طول راه، آرتور از شهری می گذرد که به مرگ سیاه آلوده شده است، دریافت اکسکالیبور از بانوی دریاچه را برای دو دهقان آنارکو سندیکالیست بازگو می کند و شوالیه سیاه را شکست می دهد. او آقای بدیور حکیم، لنسلوت شجاع، گالاهاد پاک و رابین نه چندان شجاع را به خدمت میگیرد. سپس خدا ظاهر می شود و به پادشاه آرتور و شوالیههایش دستور می دهد که جام مقدس افسانهای را پیدا کنند.
داستان فیلم "آرواره ها" در تابستان گرمی در جزیره آمیتی رخ میدهد، جایی که تجارت اصلیش از سواحل است. وقتی کلانتر جدید، مارتین برودی، بقایای قربانی حمله کوسه را کشف میکند، تصمیم میگیرد سواحل را به روی شناگران ببندد. این تصمیم با مقاومت شهردار لری وان و تاجران محلی مواجه میشود، زیرا آنها از بستن سواحل به دلیل اهمیت تجارت تابستانی ناراضی هستند. این مواجهه باعث شروع یک ماجرای ترسناک با کوسهای وحشی میشود.
داستان فیلم "آرواره ها" در تابستان گرمی در جزیره آمیتی رخ میدهد، جایی که تجارت اصلیش از سواحل است. وقتی کلانتر جدید، مارتین برودی، بقایای قربانی حمله کوسه را کشف میکند، تصمیم میگیرد سواحل را به روی شناگران ببندد. این تصمیم با مقاومت شهردار لری وان و تاجران محلی مواجه میشود، زیرا آنها از بستن سواحل به دلیل اهمیت تجارت تابستانی ناراضی هستند. این مواجهه باعث شروع یک ماجرای ترسناک با کوسهای وحشی میشود.
در فیلم "جنگ ستارگان" و در یک کهکشان دوردست، نیروهای امپراتوری تحت فرمانروایی دارث ویدر، پرنسس لیا را به عنوان گروگان در دست خود نگه میدارند. در این حالت بحرانی، سه قهریان، لوک اسکایواکر، هان سولو و کاپیتان هزاره فالکون تصمیم به نجات پرنسس و ایجاد یک تیم برای مبارزه با ظلم و ستم امپراتوری میگیرند...
در فیلم "جنگ ستارگان" و در یک کهکشان دوردست، نیروهای امپراتوری تحت فرمانروایی دارث ویدر، پرنسس لیا را به عنوان گروگان در دست خود نگه میدارند. در این حالت بحرانی، سه قهریان، لوک اسکایواکر، هان سولو و کاپیتان هزاره فالکون تصمیم به نجات پرنسس و ایجاد یک تیم برای مبارزه با ظلم و ستم امپراتوری میگیرند...
در داستان این فیلم در شب هالووین سال 1963، در شهر حومه ای هادونفیلد، ایلینوی، مایکل مایرز شش ساله، خواهر نوجوانش جودیت را وحشیانه با چاقوی آشپزخانه به قتل رساند. پانزده سال بعد، روانپزشک او، دکتر ساموئل لومیس، به همراه یکی از همکارانش، پرستار ماریون چمبرز، به آسایشگاهی که مایکل در آن زندانی است، میرود تا او را تا جلسه دادگاه همراهی کند. پس از اینکه لومیس از ماشین خود خارج شد تا قفل دروازه اصلی را باز کند، مایکل روی پشت بام می پرد و به ماریون حمله می کند. او از ماشین فرار کرده و به مایکل اجازه می دهد ماشین را بدزدد و برود...
در داستان این فیلم در شب هالووین سال 1963، در شهر حومه ای هادونفیلد، ایلینوی، مایکل مایرز شش ساله، خواهر نوجوانش جودیت را وحشیانه با چاقوی آشپزخانه به قتل رساند. پانزده سال بعد، روانپزشک او، دکتر ساموئل لومیس، به همراه یکی از همکارانش، پرستار ماریون چمبرز، به آسایشگاهی که مایکل در آن زندانی است، میرود تا او را تا جلسه دادگاه همراهی کند. پس از اینکه لومیس از ماشین خود خارج شد تا قفل دروازه اصلی را باز کند، مایکل روی پشت بام می پرد و به ماریون حمله می کند. او از ماشین فرار کرده و به مایکل اجازه می دهد ماشین را بدزدد و برود...
در فیلم "اینک آخرالزمان" یک سرگرد ارتش آمریکا به نام کاپیتان بنجامین را میبینیم که به سفری خطرناک در جنگ ویتنام میرود تا سرهنگ کرتز را که به یک قاتل مخوف تبدیل شده، پیدا و او را بکشد. در طی این سفر، با تناقضات و وحشتهای جنگ مواجه میشود و به سوالات فلسفی و اخلاقی در مورد جنگ و وحشت پاسخ میدهد.
در فیلم "اینک آخرالزمان" یک سرگرد ارتش آمریکا به نام کاپیتان بنجامین را میبینیم که به سفری خطرناک در جنگ ویتنام میرود تا سرهنگ کرتز را که به یک قاتل مخوف تبدیل شده، پیدا و او را بکشد. در طی این سفر، با تناقضات و وحشتهای جنگ مواجه میشود و به سوالات فلسفی و اخلاقی در مورد جنگ و وحشت پاسخ میدهد.
فیلم "منهتن" داستانی است درباره آیزاک دیویس، یک نویسنده چهل و دو ساله، که در منطقه منهتن نیویورک زندگی میکند. او در تلاش برای نوشتن کتابی است و در همین حین با چالشها و مسائل زندگی عاشقانه مواجه میشود. آیزاک، عشق رمانتیک خود را در منهتن جستجو میکند، اما در عین حال با تراژدیها و کمدیهای زندگی مواجه میشود.
فیلم "منهتن" داستانی است درباره آیزاک دیویس، یک نویسنده چهل و دو ساله، که در منطقه منهتن نیویورک زندگی میکند. او در تلاش برای نوشتن کتابی است و در همین حین با چالشها و مسائل زندگی عاشقانه مواجه میشود. آیزاک، عشق رمانتیک خود را در منهتن جستجو میکند، اما در عین حال با تراژدیها و کمدیهای زندگی مواجه میشود.
"جنگ ستارگان: 5" فیلمی علمی-تخیلی و ماجرایی محصول سال ۱۹۸۰ است که به کارگردانی اروین کرشنر و تهیهکنندگی گری کرورتز ساخته شده است. این قسمت دنبالهای است برای ماجراهای شخصیتهایی مانند لوک اسکایواکر، هان سولو، پرنسس لیا و دیگران، که درگیر تلاشهایشان برای مقابله با امپراتوری هستند. در این فیلم، داستان ادامه دارد و تلاشهای امپراتوری برای یافتن انقلابیون را دنبال میکند. همچنین، شخصیتهای جدید و جذابی همچون یودا مربی جدید لوک سکایواکر به داستان اضافه شدهاند. در طول فیلم، شخصیتهای اصلی درگیر ماجراهای جذابی همچون مبارزات و جستجوی فضایی در مکانهای مختلف و متنوعی مانند سیارههای یخی، جنگلی و ابری میشوند. این فیلم، اثری محبوب و پرطرفدار با داستان جذاب، اکشنهای هیجانانگیز و تصاویر خیرهکننده است که همواره جایگاه ویژهای در دل طرفداران داستان "جنگ ستارگان" داشته است.
"جنگ ستارگان: 5" فیلمی علمی-تخیلی و ماجرایی محصول سال ۱۹۸۰ است که به کارگردانی اروین کرشنر و تهیهکنندگی گری کرورتز ساخته شده است. این قسمت دنبالهای است برای ماجراهای شخصیتهایی مانند لوک اسکایواکر، هان سولو، پرنسس لیا و دیگران، که درگیر تلاشهایشان برای مقابله با امپراتوری هستند. در این فیلم، داستان ادامه دارد و تلاشهای امپراتوری برای یافتن انقلابیون را دنبال میکند. همچنین، شخصیتهای جدید و جذابی همچون یودا مربی جدید لوک سکایواکر به داستان اضافه شدهاند. در طول فیلم، شخصیتهای اصلی درگیر ماجراهای جذابی همچون مبارزات و جستجوی فضایی در مکانهای مختلف و متنوعی مانند سیارههای یخی، جنگلی و ابری میشوند. این فیلم، اثری محبوب و پرطرفدار با داستان جذاب، اکشنهای هیجانانگیز و تصاویر خیرهکننده است که همواره جایگاه ویژهای در دل طرفداران داستان "جنگ ستارگان" داشته است.
داستان این فیلم در سال 1941 روی می دهد و درباره جیک لاموتا یک بوکسور میانوزن جوان و پیشرو است که پس از یک تصمیم بحثبرانگیز، اولین باخت خود را به جیمی ریوز متحمل شد. جوی، برادر جیک، درباره یک جهش بالقوه برای عنوان قهرمانی میان وزن با یکی از اعضای مافیا، سالوی باتز، صحبت میکند، اما او بارها از کمک مافیا امتناع کرده و میخواهد با شرایط خودش قهرمانی را به دست آورد. مدتی بعد، جیک دختر پانزده ساله ای به نام ویکی را در استخری در محله خود برونکس می بیند و با اینکه قبلا ازدواج کرده است با او رابطه برقرار می کند...
داستان این فیلم در سال 1941 روی می دهد و درباره جیک لاموتا یک بوکسور میانوزن جوان و پیشرو است که پس از یک تصمیم بحثبرانگیز، اولین باخت خود را به جیمی ریوز متحمل شد. جوی، برادر جیک، درباره یک جهش بالقوه برای عنوان قهرمانی میان وزن با یکی از اعضای مافیا، سالوی باتز، صحبت میکند، اما او بارها از کمک مافیا امتناع کرده و میخواهد با شرایط خودش قهرمانی را به دست آورد. مدتی بعد، جیک دختر پانزده ساله ای به نام ویکی را در استخری در محله خود برونکس می بیند و با اینکه قبلا ازدواج کرده است با او رابطه برقرار می کند...
فیلم درخشش قصهای از تلاقی جنون و وحشت در هزارتویی از یخزدگی و خیالات تاریک است؛ داستانی که بیش از یک قصهگویی ترسناک، مانند سفری کابوسوار به قلب تاریکی میباشد. داستان فیلم درخشش به ماجرای زندگی جک تورنس میپردازد. او نویسندهای ناامید و پدر خانوادهای است که به دنبال فرصت و آرامشی برای نوشتن رمانش، مسئولیت نگهبانی هتلی دورافتاده در کوهستانهای کلورادو را قبول میکند. این هتل در فصول سرد سال خالی از سکنه میشود و خانواده تورنس برای چندین ماه تنها ساکنان آن میشوند. اما این تنهایی قرار نیست آرامشبخش باشد. بهزودی، جک در میان راهروهای بیپایان هتل، اسیر تصاویر و صداهایی نگرانکننده میشود که به نظر میرسد او را به تدریج به مرزهای جنون میکشانند.
فیلم درخشش قصهای از تلاقی جنون و وحشت در هزارتویی از یخزدگی و خیالات تاریک است؛ داستانی که بیش از یک قصهگویی ترسناک، مانند سفری کابوسوار به قلب تاریکی میباشد. داستان فیلم درخشش به ماجرای زندگی جک تورنس میپردازد. او نویسندهای ناامید و پدر خانوادهای است که به دنبال فرصت و آرامشی برای نوشتن رمانش، مسئولیت نگهبانی هتلی دورافتاده در کوهستانهای کلورادو را قبول میکند. این هتل در فصول سرد سال خالی از سکنه میشود و خانواده تورنس برای چندین ماه تنها ساکنان آن میشوند. اما این تنهایی قرار نیست آرامشبخش باشد. بهزودی، جک در میان راهروهای بیپایان هتل، اسیر تصاویر و صداهایی نگرانکننده میشود که به نظر میرسد او را به تدریج به مرزهای جنون میکشانند.
استاد باستانشناسی ایندیانا جونز در سال ۱۹۳۶ به جنگلهای آمریکای جنوبی میرود تا یک مجسمه طلایی پیدا کند. پس از گیر افتادن در تلهای مرگبار، به طور معجزهآسا فرار میکند. سپس، از مارکوس برودی، متصدی موزه، درباره کتاب مقدس به نام "صندوق عهد" که احتمالاً کلید وجود انسان را در خود دارد، میشنود. این داستان ماجرایی پر از رمز و راز و کشفهای مهم است.
استاد باستانشناسی ایندیانا جونز در سال ۱۹۳۶ به جنگلهای آمریکای جنوبی میرود تا یک مجسمه طلایی پیدا کند. پس از گیر افتادن در تلهای مرگبار، به طور معجزهآسا فرار میکند. سپس، از مارکوس برودی، متصدی موزه، درباره کتاب مقدس به نام "صندوق عهد" که احتمالاً کلید وجود انسان را در خود دارد، میشنود. این داستان ماجرایی پر از رمز و راز و کشفهای مهم است.
مخمل آبی فیلمی معمایی از دیوید لینچ است و داستان جوانی به نام جفری را روایت می کند که وارد دنیای تاریک و پیچیده یک شهر کوچک میشود. او در مزرعه ای متروک، گوش بریده یک انسان را پیدا می کند و به دنبال کشف راز پشت این اتفاق می رود. اما با جرم و جنایت، اشکال مختلف عشق و تاریکیهای انسانی در مسیر خود مواجه میشود.
مخمل آبی فیلمی معمایی از دیوید لینچ است و داستان جوانی به نام جفری را روایت می کند که وارد دنیای تاریک و پیچیده یک شهر کوچک میشود. او در مزرعه ای متروک، گوش بریده یک انسان را پیدا می کند و به دنبال کشف راز پشت این اتفاق می رود. اما با جرم و جنایت، اشکال مختلف عشق و تاریکیهای انسانی در مسیر خود مواجه میشود.
داستان بر روی ماوریک خلبانی برتر نیروی هوایی آمریکا تمرکز دارد. ماوریک خلبانی است که به دنبال یک فرصت دوباره برای جبران ناکامیهای گذشته و اثبات خودش به عنوان یک خلبان برجسته میگردد. در طول دوره آموزشی تاپ گان (Top Gun)، که یکی از برترین دورههای آموزشی نیروی هوایی آمریکا برای خلبانان است، ماوریک با موقعیتها و چالشهای جدید مواجه میشود. او برای دستیابی به تواناییهای بالاتر و تبدیل شدن به بهترین خلبان ممکن، تلاش میکند. همچنین در طول فیلم، رابطه عاطفی ماوریک با چارلی مربی غیرنظامی او نیز مورد توجه قرار میگیرد. این رابطه در حین آموزشهای نظامی و ماجراهای خلبانی، تأثیرگذار بر تصمیمات و روند زندگی شخصیت اصلی فیلم میشود.
داستان بر روی ماوریک خلبانی برتر نیروی هوایی آمریکا تمرکز دارد. ماوریک خلبانی است که به دنبال یک فرصت دوباره برای جبران ناکامیهای گذشته و اثبات خودش به عنوان یک خلبان برجسته میگردد. در طول دوره آموزشی تاپ گان (Top Gun)، که یکی از برترین دورههای آموزشی نیروی هوایی آمریکا برای خلبانان است، ماوریک با موقعیتها و چالشهای جدید مواجه میشود. او برای دستیابی به تواناییهای بالاتر و تبدیل شدن به بهترین خلبان ممکن، تلاش میکند. همچنین در طول فیلم، رابطه عاطفی ماوریک با چارلی مربی غیرنظامی او نیز مورد توجه قرار میگیرد. این رابطه در حین آموزشهای نظامی و ماجراهای خلبانی، تأثیرگذار بر تصمیمات و روند زندگی شخصیت اصلی فیلم میشود.
داستان فیلم "غلاف تمام فلزی" در مورد یک تفنگدار آمریکایی است که برای شرکت در جنگ ویتنام به نیروی دریایی ایالات متحده میپیوندد. هارتمن، گروهبان توپخانه، تیمی از افراد داوطلب را میپذیرد تا آنها را در طول یک هفته برای اعزام به ویتنام آموزش دهد. او آنقدر خشن و بیرحم است که کسی حتی جرأت صحبت با او را ندارد. داستان از جایی اوج میگیرد که این سرباز آمریکایی به جنگ فرستاده میشود و اتفاقات بیرحمانه بسیاری را در این نبرد تجربه میکند...
داستان فیلم "غلاف تمام فلزی" در مورد یک تفنگدار آمریکایی است که برای شرکت در جنگ ویتنام به نیروی دریایی ایالات متحده میپیوندد. هارتمن، گروهبان توپخانه، تیمی از افراد داوطلب را میپذیرد تا آنها را در طول یک هفته برای اعزام به ویتنام آموزش دهد. او آنقدر خشن و بیرحم است که کسی حتی جرأت صحبت با او را ندارد. داستان از جایی اوج میگیرد که این سرباز آمریکایی به جنگ فرستاده میشود و اتفاقات بیرحمانه بسیاری را در این نبرد تجربه میکند...
در فیلم "کار درست را بکن"، موکی بیست و پنج ساله با خواهرش جید در بدفورد- استویوسنت زندگی میکند و با دوست دخترش تینا یک پسر نوپا به نام هکتور دارد. او به عنوان تحویل دهنده در یک پیتزافروشی محلی کار میکند که 25 سال است توسط سال، مالک آن که یک ایتالیایی- آمریکایی است و در بنسون هرست زندگی می کند، اداره می شود. پسر ارشد نژادپرست سال، پینو، با موکی مخالفت میکند و با پدرش که حاضر نیست کسب و کارش را از محله اکثریت آفریقایی- آمریکاییها منتقل کند و برادر کوچکترش ویتو که با موکی دوست است، درگیر میشود.
در فیلم "کار درست را بکن"، موکی بیست و پنج ساله با خواهرش جید در بدفورد- استویوسنت زندگی میکند و با دوست دخترش تینا یک پسر نوپا به نام هکتور دارد. او به عنوان تحویل دهنده در یک پیتزافروشی محلی کار میکند که 25 سال است توسط سال، مالک آن که یک ایتالیایی- آمریکایی است و در بنسون هرست زندگی می کند، اداره می شود. پسر ارشد نژادپرست سال، پینو، با موکی مخالفت میکند و با پدرش که حاضر نیست کسب و کارش را از محله اکثریت آفریقایی- آمریکاییها منتقل کند و برادر کوچکترش ویتو که با موکی دوست است، درگیر میشود.
رفقای خوب داستان هنری هیل را روایت میکند؛ پسری که از کودکی به دنیای جنایتکاران جذب میشود و به سرعت در صفوف مافیا ترقی میکند. هنری با جیمی کانوی و تامی دوویتو، دو تن از بزرگترین جنایتکاران مافیا، همکار میشود و با هم به دنیای پرخطر و پر از خیانت مافیا پا میگذارند. فیلم زندگی هنری را از دوران نوجوانی تا میانسالی به تصویر میکشد و نشان میدهد که چگونه قدرت، پول و خیانت میتواند زندگی او و اطرافیانش را تغییر دهد. این داستان به تدریج به سمت سقوط هنری میرود، جایی که اعتمادها شکسته میشوند.
رفقای خوب داستان هنری هیل را روایت میکند؛ پسری که از کودکی به دنیای جنایتکاران جذب میشود و به سرعت در صفوف مافیا ترقی میکند. هنری با جیمی کانوی و تامی دوویتو، دو تن از بزرگترین جنایتکاران مافیا، همکار میشود و با هم به دنیای پرخطر و پر از خیانت مافیا پا میگذارند. فیلم زندگی هنری را از دوران نوجوانی تا میانسالی به تصویر میکشد و نشان میدهد که چگونه قدرت، پول و خیانت میتواند زندگی او و اطرافیانش را تغییر دهد. این داستان به تدریج به سمت سقوط هنری میرود، جایی که اعتمادها شکسته میشوند.
در داستان این فیلم، در پایگاه دریایی گوانتانامو در کوبا، سرباز ویلیام سانتیاگو، یک تفنگدار دریایی ایالات متحده، در نیمه شب بسته شده و مورد ضرب و شتم قرار می گیرد. پس از یافتن جسد او، سرجوخه هارولد داوسون و سرباز درجه یک لودن داونی متهم به قتل او شده و با دادگاه نظامی روبرو می شوند. دفاع آنها به ستوان دانیل کافی، ستوان نیروی دریایی ایالات متحده JAG اختصاص داده شده است، یک وکیل خونسرد که تمایل زیادی به توافق نامه دارد. سانتیاگو پس از اینکه زنجیره فرماندهی را شکست و درخواست انتقال او را کرد، درگذشت.
در داستان این فیلم، در پایگاه دریایی گوانتانامو در کوبا، سرباز ویلیام سانتیاگو، یک تفنگدار دریایی ایالات متحده، در نیمه شب بسته شده و مورد ضرب و شتم قرار می گیرد. پس از یافتن جسد او، سرجوخه هارولد داوسون و سرباز درجه یک لودن داونی متهم به قتل او شده و با دادگاه نظامی روبرو می شوند. دفاع آنها به ستوان دانیل کافی، ستوان نیروی دریایی ایالات متحده JAG اختصاص داده شده است، یک وکیل خونسرد که تمایل زیادی به توافق نامه دارد. سانتیاگو پس از اینکه زنجیره فرماندهی را شکست و درخواست انتقال او را کرد، درگذشت.
فیلم بازیگر داستان یک مدیر استودیوی فیلمسازی هالیوود است که فیلمنامه نویس مشتاقی را به قتل می رساند که معتقد است او را تهدید به مرگ می کند. تیم رابینز نقش گریفین میل، مدیر اجرایی استودیو را بازی میکند که وقتی نام لری لویس (پیتر گالاگر) مبتدی به موضوع داغ تبدیل میشود، کم کم از شغلش می ترسد. گریفین پس از دریافت کارت پستالهای تهدیدآمیز از نویسندهای ناشناس، دیوید کاهان (وینسنت دونوفریو) را که به نظر او مقصر است، دنبال میکند. این دو با هم بحث می کنند و نتایج فاجعه باری به همراه دارد...
فیلم بازیگر داستان یک مدیر استودیوی فیلمسازی هالیوود است که فیلمنامه نویس مشتاقی را به قتل می رساند که معتقد است او را تهدید به مرگ می کند. تیم رابینز نقش گریفین میل، مدیر اجرایی استودیو را بازی میکند که وقتی نام لری لویس (پیتر گالاگر) مبتدی به موضوع داغ تبدیل میشود، کم کم از شغلش می ترسد. گریفین پس از دریافت کارت پستالهای تهدیدآمیز از نویسندهای ناشناس، دیوید کاهان (وینسنت دونوفریو) را که به نظر او مقصر است، دنبال میکند. این دو با هم بحث می کنند و نتایج فاجعه باری به همراه دارد...
فیلم سگ های انباری با بازگویی حوادث پس از یک دزدی ناکام آغاز میشود. گروهی از جنایتکاران حرفهای که هیچیک از آنها نام واقعی یکدیگر را نمیدانند، توسط یک شخصیت مرموز به نام جو کابوت (با بازی لارنس تیرنی) برای دزدی از یک جواهرفروشی گرد هم آمدهاند. پس از ناکامی در اجرای نقشه و قتلعامی که به وقوع میپیوندد، بازماندگان به انبار بازمیگردند تا بفهمند که چه کسی از میان آنها به پلیس خبر داده است. در این میان، آقای سفید و آقای نارنجی سعی دارند بفهمند که چه کسی خیانت کرده است، در حالی که تنشها بین اعضای گروه بالا میگیرد.
فیلم سگ های انباری با بازگویی حوادث پس از یک دزدی ناکام آغاز میشود. گروهی از جنایتکاران حرفهای که هیچیک از آنها نام واقعی یکدیگر را نمیدانند، توسط یک شخصیت مرموز به نام جو کابوت (با بازی لارنس تیرنی) برای دزدی از یک جواهرفروشی گرد هم آمدهاند. پس از ناکامی در اجرای نقشه و قتلعامی که به وقوع میپیوندد، بازماندگان به انبار بازمیگردند تا بفهمند که چه کسی از میان آنها به پلیس خبر داده است. در این میان، آقای سفید و آقای نارنجی سعی دارند بفهمند که چه کسی خیانت کرده است، در حالی که تنشها بین اعضای گروه بالا میگیرد.
فیلم صخره نورد درباره یک کوهنورد و مامور نجات کوهستانی است که به دنبال تلاش نافرجام برای نجات دوست و همکارش، تحت تاثیر قرار گرفته است. چندین ماه بعد از او درخواست می شود که به همان رشته کوه راکی برگردد و گروهی از افراد سرگردان را نجات دهد. او به زودی متوجه می شود که این افراد کلاهبردارانی هستند که از او برای پیدا کردن سه چمدان پر از میلیون ها دلار که پراکنده شده است، استفاده می کنند و به یک کوهنورد نیاز دارند تا پول ها را به آنها برساند.
فیلم صخره نورد درباره یک کوهنورد و مامور نجات کوهستانی است که به دنبال تلاش نافرجام برای نجات دوست و همکارش، تحت تاثیر قرار گرفته است. چندین ماه بعد از او درخواست می شود که به همان رشته کوه راکی برگردد و گروهی از افراد سرگردان را نجات دهد. او به زودی متوجه می شود که این افراد کلاهبردارانی هستند که از او برای پیدا کردن سه چمدان پر از میلیون ها دلار که پراکنده شده است، استفاده می کنند و به یک کوهنورد نیاز دارند تا پول ها را به آنها برساند.
فیلم مات و مبهوت، در سال 1976 در تگزاس می گذرد و ماجراهای گروهی از دانش آموزان دبیرستانی را دنبال می کند. در آخرین روز مدرسه، دانشآموزان کلاسهای بالاتر با تعقیب دانشآموزان تازه وارد و سال اول، در یک استخر محلی مهمانی ترتیب می دهند و در مصرف مواد مخدر و سایر تفریحات زیاده روی می کنند. دختران سال بالاتر، دختران ورودی سال اول را در پارکینگ مدرسه جمع می کنند و آنها را با خردل، سس گوجه فرنگی، آرد و تخم مرغ خام می پوشانند. همچنین آن ها را مجبور می کنند از پسران ارشد خواستگاری کنند.
فیلم مات و مبهوت، در سال 1976 در تگزاس می گذرد و ماجراهای گروهی از دانش آموزان دبیرستانی را دنبال می کند. در آخرین روز مدرسه، دانشآموزان کلاسهای بالاتر با تعقیب دانشآموزان تازه وارد و سال اول، در یک استخر محلی مهمانی ترتیب می دهند و در مصرف مواد مخدر و سایر تفریحات زیاده روی می کنند. دختران سال بالاتر، دختران ورودی سال اول را در پارکینگ مدرسه جمع می کنند و آنها را با خردل، سس گوجه فرنگی، آرد و تخم مرغ خام می پوشانند. همچنین آن ها را مجبور می کنند از پسران ارشد خواستگاری کنند.
کین لاوسون در خیابانهای خشن واتس، لسآنجلس بزرگ شده است، جایی که جرم و خشونت، بخشی از زندگی روزمره است. داستان تهدیدی برای جامعه از جایی آغاز میشود که او پس از فارغالتحصیلی از دبیرستان، بین دو مسیر گرفتار میشود. از یک سو، خانواده و دوستانش تلاش میکنند او را از این چرخه بیرون بکشند، از سوی دیگر، همراهی با دوست بیرحمش، اوداگ، او را به دنیای جرم و خطر نزدیکتر میکند. وقتی اتفاقاتی خارج از کنترلش رخ میدهند، کین متوجه میشود که گذشته و تصمیمهایش میتوانند سرنوشتش را رقم بزنند. داستان این فیلم نشان میدهد که انتخابها، حتی در سختترین شرایط، میتوانند راهی به سوی رهایی یا نابودی باشند، و گاهی بیرون آمدن از دایره خشونت، دشوارتر از آن است که به نظر میرسد.
کین لاوسون در خیابانهای خشن واتس، لسآنجلس بزرگ شده است، جایی که جرم و خشونت، بخشی از زندگی روزمره است. داستان تهدیدی برای جامعه از جایی آغاز میشود که او پس از فارغالتحصیلی از دبیرستان، بین دو مسیر گرفتار میشود. از یک سو، خانواده و دوستانش تلاش میکنند او را از این چرخه بیرون بکشند، از سوی دیگر، همراهی با دوست بیرحمش، اوداگ، او را به دنیای جرم و خطر نزدیکتر میکند. وقتی اتفاقاتی خارج از کنترلش رخ میدهند، کین متوجه میشود که گذشته و تصمیمهایش میتوانند سرنوشتش را رقم بزنند. داستان این فیلم نشان میدهد که انتخابها، حتی در سختترین شرایط، میتوانند راهی به سوی رهایی یا نابودی باشند، و گاهی بیرون آمدن از دایره خشونت، دشوارتر از آن است که به نظر میرسد.
در این شاهکار دیزنی، سیمبا، تولهشیر جوان و وارث تاج و تخت پدرش موفاسا، ماجراجوییاش را آغاز میکند. در ابتدا، زندگی او پر از شادی و بازی است، اما زمانی که عموی حیلهگرش اسکار، نقشهای برای تصاحب قدرت میکشد، دنیای او زیر و رو میشود. اسکار با حیله و نیرنگ، سیمبا را درگیر فاجعهای میکند که منجر به مرگ موفاسا میشود. سیمبا که خود را مقصر این حادثه میداند، به تبعید خودخواستهای میرود و زندگی جدیدی را در کنار دوستان غیرمنتظرهاش، تیمون و پومبا، آغاز میکند. اما گذشته هرگز رهایش نمیکند و سیمبا مجبور میشود به خانه بازگردد تا جایگاه حقیقی خود را به عنوان شیر شاه باز پس گیرد.
در این شاهکار دیزنی، سیمبا، تولهشیر جوان و وارث تاج و تخت پدرش موفاسا، ماجراجوییاش را آغاز میکند. در ابتدا، زندگی او پر از شادی و بازی است، اما زمانی که عموی حیلهگرش اسکار، نقشهای برای تصاحب قدرت میکشد، دنیای او زیر و رو میشود. اسکار با حیله و نیرنگ، سیمبا را درگیر فاجعهای میکند که منجر به مرگ موفاسا میشود. سیمبا که خود را مقصر این حادثه میداند، به تبعید خودخواستهای میرود و زندگی جدیدی را در کنار دوستان غیرمنتظرهاش، تیمون و پومبا، آغاز میکند. اما گذشته هرگز رهایش نمیکند و سیمبا مجبور میشود به خانه بازگردد تا جایگاه حقیقی خود را به عنوان شیر شاه باز پس گیرد.
«Pulp Fiction» فیلمی معروف به کارگردانی کوئنتین تارانتینو است که داستان ربودن یک کیف پر از الماس، مبارزهی بین مأموران پلیس و جنایتکاران و زندگی روزمره چند شخصیت تبهکار را به تصویر میکشد. این فیلم با ساختار زمانی غیرخطی، جذابیت خندهدار و موسیقی بینظیر خود، به یکی از اثرات معروف در تاریخ سینما تبدیل شده است.
«Pulp Fiction» فیلمی معروف به کارگردانی کوئنتین تارانتینو است که داستان ربودن یک کیف پر از الماس، مبارزهی بین مأموران پلیس و جنایتکاران و زندگی روزمره چند شخصیت تبهکار را به تصویر میکشد. این فیلم با ساختار زمانی غیرخطی، جذابیت خندهدار و موسیقی بینظیر خود، به یکی از اثرات معروف در تاریخ سینما تبدیل شده است.
فیلم کازینو داستان سم ایس روتستین، یک قمارباز حرفهای را دنبال میکند که توسط مافیا برای مدیریت کازینویی به نام تانجیرس در لاسوگاس انتخاب میشود. ایس با دقت و هوش خود به موفقیتهای بزرگی در کازینو دست مییابد، اما ورود نیکی سانتورو، دوست دوران کودکی او که یک جنایتکار بیپروا است، مشکلات زیادی را به وجود میآورد. از سوی دیگر، ازدواج ایس با جینجر مککنا، زنی زیبا و دمدمیمزاج، نیز به پیچیدگیهای داستان اضافه میکند. داستان با تعارضات بین دوستان قدیمی، خیانتهای شخصی و جنگهای مافیایی به اوج خود میرسد.
فیلم کازینو داستان سم ایس روتستین، یک قمارباز حرفهای را دنبال میکند که توسط مافیا برای مدیریت کازینویی به نام تانجیرس در لاسوگاس انتخاب میشود. ایس با دقت و هوش خود به موفقیتهای بزرگی در کازینو دست مییابد، اما ورود نیکی سانتورو، دوست دوران کودکی او که یک جنایتکار بیپروا است، مشکلات زیادی را به وجود میآورد. از سوی دیگر، ازدواج ایس با جینجر مککنا، زنی زیبا و دمدمیمزاج، نیز به پیچیدگیهای داستان اضافه میکند. داستان با تعارضات بین دوستان قدیمی، خیانتهای شخصی و جنگهای مافیایی به اوج خود میرسد.
"گلدن آی" فیلمی از مجموعه فیلمهای جیمز باند است که در سال ۱۹۹۵ منتشر شد. داستان این فیلم درباره ظهور یک سیستم تسلیحات ماهوارهای قدرتمند به نام "گلدن آی" است که به دست افراد خطرناکی میافتد. جیمز باند به عنوان مامور مجاز برای کشتن، ماموریت مییابد تا از وقوع یک فاجعه ویرانگر جلوگیری کند. وظیفه او شامل یافتن و بازگرداندن کدهای دسترسی برای "گلدن آی" از دستهای روسیه است. این سلاح فضایی میتواند یک پالس الکترومغناطیسی ویرانگر را به سمت زمین شلیک کرده و خسارات عظیمی ایجاد کند. به عنوان یکی از مأموران بریتانیایی، باند به دنبال متوقف کردن دشمنان و مانع شدن استفاده از این سلاح توسط آنها است، تا دنیا از ویرانی نجات یابد.
"گلدن آی" فیلمی از مجموعه فیلمهای جیمز باند است که در سال ۱۹۹۵ منتشر شد. داستان این فیلم درباره ظهور یک سیستم تسلیحات ماهوارهای قدرتمند به نام "گلدن آی" است که به دست افراد خطرناکی میافتد. جیمز باند به عنوان مامور مجاز برای کشتن، ماموریت مییابد تا از وقوع یک فاجعه ویرانگر جلوگیری کند. وظیفه او شامل یافتن و بازگرداندن کدهای دسترسی برای "گلدن آی" از دستهای روسیه است. این سلاح فضایی میتواند یک پالس الکترومغناطیسی ویرانگر را به سمت زمین شلیک کرده و خسارات عظیمی ایجاد کند. به عنوان یکی از مأموران بریتانیایی، باند به دنبال متوقف کردن دشمنان و مانع شدن استفاده از این سلاح توسط آنها است، تا دنیا از ویرانی نجات یابد.
فیلم ترک لاس وگاس، درباره یک فیلمنامه نویس الکلی هالیوود به نام بن ساندرسون است که شغل، خانواده و دوستان خود را از دست داده است. در حالی که چیزی برای از دست دادن ندارد و یک چک پایان خدمت با مبلغ قابل توجه از رئیسش دریافت می کند، به لاس وگاس می رود و قصد دارد تا سر حد مرگ بنوشد. در آنجا با زنی به نام سرا برخورد می کند که یک فاحشه است. اما بن تمایلی به رابطه جدی با او ندارد و در عوض، آنها گرم صحبت می شوند و یک رابطه دوستانه بینشان شکل می گیرد. سرا از بن دعوت می کند تا به آپارتمان او نقل مکان کند. بن و سرا توافق می کنند که هرگز از او نخواهد که الکل را ترک کند و بن نیز از شغل او انتقاد نخواهد کرد...
فیلم ترک لاس وگاس، درباره یک فیلمنامه نویس الکلی هالیوود به نام بن ساندرسون است که شغل، خانواده و دوستان خود را از دست داده است. در حالی که چیزی برای از دست دادن ندارد و یک چک پایان خدمت با مبلغ قابل توجه از رئیسش دریافت می کند، به لاس وگاس می رود و قصد دارد تا سر حد مرگ بنوشد. در آنجا با زنی به نام سرا برخورد می کند که یک فاحشه است. اما بن تمایلی به رابطه جدی با او ندارد و در عوض، آنها گرم صحبت می شوند و یک رابطه دوستانه بینشان شکل می گیرد. سرا از بن دعوت می کند تا به آپارتمان او نقل مکان کند. بن و سرا توافق می کنند که هرگز از او نخواهد که الکل را ترک کند و بن نیز از شغل او انتقاد نخواهد کرد...
هیچچیز ترسناکتر از این نیست که کسی از زندگی خصوصیات فیلم بگیرد و تو ندانی چطور و چرا. داستان فیلم بزرگراه گمشده Lost Highway با دریافت یک نوار ویدئویی آغاز میشود؛ تصاویری مبهم و نگرانکننده که از جایی فراتر از درک انسانی نشأت میگیرند. فرد مدیسون، نوازندهای که زندگی آرامی دارد، متوجه میشود که مرز بین واقعیت و توهم در حال فروپاشی است. هر قدمی که برمیدارد، او را بیشتر در هزارتویی بیپایان فرو میبرد. یک شب، مهمانیای عجیب، مردی مرموز و سرنخی که هیچ توضیحی برایش وجود ندارد، باعث میشود دنیای او از هم بپاشد. زمان دیگر معنای خودش را از دست میدهد و هویتها تغییر میکنند. در این بزرگراه، گذشته به آینده گره میخورد و هیچکس نمیداند مقصد نهایی کجاست.
هیچچیز ترسناکتر از این نیست که کسی از زندگی خصوصیات فیلم بگیرد و تو ندانی چطور و چرا. داستان فیلم بزرگراه گمشده Lost Highway با دریافت یک نوار ویدئویی آغاز میشود؛ تصاویری مبهم و نگرانکننده که از جایی فراتر از درک انسانی نشأت میگیرند. فرد مدیسون، نوازندهای که زندگی آرامی دارد، متوجه میشود که مرز بین واقعیت و توهم در حال فروپاشی است. هر قدمی که برمیدارد، او را بیشتر در هزارتویی بیپایان فرو میبرد. یک شب، مهمانیای عجیب، مردی مرموز و سرنخی که هیچ توضیحی برایش وجود ندارد، باعث میشود دنیای او از هم بپاشد. زمان دیگر معنای خودش را از دست میدهد و هویتها تغییر میکنند. در این بزرگراه، گذشته به آینده گره میخورد و هیچکس نمیداند مقصد نهایی کجاست.
داستان "جیغ" درباره شهر کوچکی به نام وودزبورو است که توسط یک قاتل سریالی ترسناک به نام "گوستفیس" (Ghostface) تحت تهدید قرار گرفته است. این قاتل با لباسی مشابه صورتک و یک میخ تیغهدار مرگبار، شهروندان را به قتل میرساند. داستان این فیلم بر روی گروهی از دانشآموزان دبیرستانی تمرکز دارد که به دنبال پیدا کردن شخصیت قاتل و جلوگیری از قتلهای بیشتر هستند. "جیغ" با داستان هیجانانگیز و ترسناک، الهام گرفته از ادبیات و فیلمهای ترسناک قبلی، توانسته است به عنوان یک فیلم محبوب و پرطرفدار شناخته شود. این فیلم از نگاهی متفاوت و خلاقانه از ترس و تکنیکهای ساخت فیلم استفاده کرد و در زمینه ساخت شخصیتهای پرطرفدار و تأثیرگذار نیز شناخته میشود.
داستان "جیغ" درباره شهر کوچکی به نام وودزبورو است که توسط یک قاتل سریالی ترسناک به نام "گوستفیس" (Ghostface) تحت تهدید قرار گرفته است. این قاتل با لباسی مشابه صورتک و یک میخ تیغهدار مرگبار، شهروندان را به قتل میرساند. داستان این فیلم بر روی گروهی از دانشآموزان دبیرستانی تمرکز دارد که به دنبال پیدا کردن شخصیت قاتل و جلوگیری از قتلهای بیشتر هستند. "جیغ" با داستان هیجانانگیز و ترسناک، الهام گرفته از ادبیات و فیلمهای ترسناک قبلی، توانسته است به عنوان یک فیلم محبوب و پرطرفدار شناخته شود. این فیلم از نگاهی متفاوت و خلاقانه از ترس و تکنیکهای ساخت فیلم استفاده کرد و در زمینه ساخت شخصیتهای پرطرفدار و تأثیرگذار نیز شناخته میشود.
داستان فیلم "رگیابی" در مورد مرد جوانی به نام مارک رنتون است که اعتیاد سنگینی به هروئین پیدا میکند. در این فیلم با مارک رنتون و دوستان و اطرافیان او همراه میشویم. اعتیاد سنگین مارک باعث میشود تا اطرافیان او دائماً در مورد خطرات این کار به او هشدار دهند. موضوعی که سرانجام باعث شد تا مارک تصمیم به حبس خود در یک اتاق همراه با مقداری غذا و شیافهای تریاک بگیرد تا اعتیاد خود به هروئین را ترک کند...
داستان فیلم "رگیابی" در مورد مرد جوانی به نام مارک رنتون است که اعتیاد سنگینی به هروئین پیدا میکند. در این فیلم با مارک رنتون و دوستان و اطرافیان او همراه میشویم. اعتیاد سنگین مارک باعث میشود تا اطرافیان او دائماً در مورد خطرات این کار به او هشدار دهند. موضوعی که سرانجام باعث شد تا مارک تصمیم به حبس خود در یک اتاق همراه با مقداری غذا و شیافهای تریاک بگیرد تا اعتیاد خود به هروئین را ترک کند...
در داستان فیلم "شب های عیاشی" در سال 1977، ادی آدامز که دبیرستان را رها کرده است، با پدر و مادرش در تورنس، کالیفرنیا زندگی می کند. او در یک کلوپ شبانه Reseda متعلق به موریس رودریگز کار می کند و در آنجا جک هورنر فیلمساز پورنو را می بیند. جک علاقه مند به آوردن ادی به پورن است. آدامز پس از دعوا با مادرش، با هورنر به خانه اش در دره سان فرناندو نقل مکان می کند. آدامز نام سینمایی «درک دیگلر» را برای خود می گذارد و به یک ستاره تبدیل می شود که یک خانه جدید و یک شورلت کوروت 1977 می خرد.
در داستان فیلم "شب های عیاشی" در سال 1977، ادی آدامز که دبیرستان را رها کرده است، با پدر و مادرش در تورنس، کالیفرنیا زندگی می کند. او در یک کلوپ شبانه Reseda متعلق به موریس رودریگز کار می کند و در آنجا جک هورنر فیلمساز پورنو را می بیند. جک علاقه مند به آوردن ادی به پورن است. آدامز پس از دعوا با مادرش، با هورنر به خانه اش در دره سان فرناندو نقل مکان می کند. آدامز نام سینمایی «درک دیگلر» را برای خود می گذارد و به یک ستاره تبدیل می شود که یک خانه جدید و یک شورلت کوروت 1977 می خرد.
فیلم تماس داستان یک ستاره شناس است که می خواهد کشف کند آیا در فضا موجودات دیگری هم وجود دارند یا خیر. اما هیچکس به او برای این تحقیقات کمک و اعتماد نمی کند. ولی او دست از تلاش برنمی دارد و با سخت کوشی بالاخره شواهدی را پیدا می کند و راهش را ادامه می دهد تا حرف خود را به اثبات برساند.
فیلم تماس داستان یک ستاره شناس است که می خواهد کشف کند آیا در فضا موجودات دیگری هم وجود دارند یا خیر. اما هیچکس به او برای این تحقیقات کمک و اعتماد نمی کند. ولی او دست از تلاش برنمی دارد و با سخت کوشی بالاخره شواهدی را پیدا می کند و راهش را ادامه می دهد تا حرف خود را به اثبات برساند.
فیلم بازیهای مسخره درباره یک خانواده سه نفره شامل پدر، مادر و پسرشان جورجی است که به همراه سگشان برای تعطیلات و گذراندن وقت به یک خانه دریاچه ای آرام می روند. دو مرد جوان با ظاهر موجه که همدیگر را پل و پیتر صدا می زنند، به آنها نزدیک می شوند. در ابتدا به نظر می رسد که از دوستان همسایه ها هستند، اما طولی نمی کشد که خانواده متوجه می شوند در خانه خود گروگان گرفته شده اند. این دو مرد آنها را مورد آزار و تحقیر قرار می دهند و برای سرگرمی خود افراد خانواده را مجبور می کنند تا با یکدیگر بازی های سادیستی انجام دهند.
فیلم بازیهای مسخره درباره یک خانواده سه نفره شامل پدر، مادر و پسرشان جورجی است که به همراه سگشان برای تعطیلات و گذراندن وقت به یک خانه دریاچه ای آرام می روند. دو مرد جوان با ظاهر موجه که همدیگر را پل و پیتر صدا می زنند، به آنها نزدیک می شوند. در ابتدا به نظر می رسد که از دوستان همسایه ها هستند، اما طولی نمی کشد که خانواده متوجه می شوند در خانه خود گروگان گرفته شده اند. این دو مرد آنها را مورد آزار و تحقیر قرار می دهند و برای سرگرمی خود افراد خانواده را مجبور می کنند تا با یکدیگر بازی های سادیستی انجام دهند.
داستان فیلم "محرمانه لسآنجلس" در مورد سه پلیس به نامهای جک وینسنز، وندل باد وایت و ادموند اکسلی است که در دهه 1950 لسآنجلس، یعنی زمانی که شهر درگیر فساد بیرویه شده است، مامور انجام یک ماموریت خاص میشوند. آنها باید تحقیقاتی در مورد یک سری قتل انجام دهند اما داستان از جایی جالب میشود که این سه پلیس تصمیم میگیرند تا عدالت را به شیوهی خودشان اجرا کنند! سرانجام سرنخها این سه پلیس را به دنیای زیرزمینی جنایتکاران میرساند...
داستان فیلم "محرمانه لسآنجلس" در مورد سه پلیس به نامهای جک وینسنز، وندل باد وایت و ادموند اکسلی است که در دهه 1950 لسآنجلس، یعنی زمانی که شهر درگیر فساد بیرویه شده است، مامور انجام یک ماموریت خاص میشوند. آنها باید تحقیقاتی در مورد یک سری قتل انجام دهند اما داستان از جایی جالب میشود که این سه پلیس تصمیم میگیرند تا عدالت را به شیوهی خودشان اجرا کنند! سرانجام سرنخها این سه پلیس را به دنیای زیرزمینی جنایتکاران میرساند...
در داستان این انیمیشن، وودی و باز لایت یر اکنون رهبران اسباب بازی های اندی هستند. اندی در حال آماده شدن برای بردن وودی به اردوگاه گاوچران است، اما به طور تصادفی دست وودی را در حین بازی پاره می کند و تصمیم می گیرد او را در قفسه بگذارد. مادر اندی ویزی را به حیاط وسایل فروشی خود می برد. وودی ویزی را نجات می دهد، اما توسط یک کلکسیونر حریص اسباب بازی و صاحب اسباب بازی فروشی به نام آل مک ویگین دزدیده می شود. دوباره موفق نمی شود وودی را نجات دهد، اما دو سرنخ حیاتی به دست می آورد...
در داستان این انیمیشن، وودی و باز لایت یر اکنون رهبران اسباب بازی های اندی هستند. اندی در حال آماده شدن برای بردن وودی به اردوگاه گاوچران است، اما به طور تصادفی دست وودی را در حین بازی پاره می کند و تصمیم می گیرد او را در قفسه بگذارد. مادر اندی ویزی را به حیاط وسایل فروشی خود می برد. وودی ویزی را نجات می دهد، اما توسط یک کلکسیونر حریص اسباب بازی و صاحب اسباب بازی فروشی به نام آل مک ویگین دزدیده می شود. دوباره موفق نمی شود وودی را نجات دهد، اما دو سرنخ حیاتی به دست می آورد...
فیلم "تاریخ مجهول آمریکا" داستان دو برادر به نامهای دریک و دنیل را روایت میکند که در محیطی پر از نژادپرستی بزرگ میشوند. دریک، نوجوانی نژادپرست، به سرپرستی یک گروه تبهکاری درمیآید و در ادامه به افکار نژادپرستی و تبعیض نژادی تبدیل میشود. اما برادر کوچکترش، دنیل، به تدریج در مسیری متفاوت به سوی فهم و تغییر میرود.
فیلم "تاریخ مجهول آمریکا" داستان دو برادر به نامهای دریک و دنیل را روایت میکند که در محیطی پر از نژادپرستی بزرگ میشوند. دریک، نوجوانی نژادپرست، به سرپرستی یک گروه تبهکاری درمیآید و در ادامه به افکار نژادپرستی و تبعیض نژادی تبدیل میشود. اما برادر کوچکترش، دنیل، به تدریج در مسیری متفاوت به سوی فهم و تغییر میرود.
در داستان ارباب حلقه ها: یاران حلقه، یک حلقه باستانی که برای قرنها گم شده بود، پیدا میشود و سرنوشت جوانی به نام فرودو را تغییر میدهد. وقتی گندالف، جادوگر بزرگ، متوجه میشود که این حلقه در واقع حلقه ارباب تاریکی سائورون است، او فرودو را مأمور میکند تا این حلقه را به شکاف هلاکت ببرد تا نابود شود. این سفر به یک ماجراجویی حماسی و خطرناک تبدیل میشود و نیاز به همکاری و حمایت دیگران دارد.
در داستان ارباب حلقه ها: یاران حلقه، یک حلقه باستانی که برای قرنها گم شده بود، پیدا میشود و سرنوشت جوانی به نام فرودو را تغییر میدهد. وقتی گندالف، جادوگر بزرگ، متوجه میشود که این حلقه در واقع حلقه ارباب تاریکی سائورون است، او فرودو را مأمور میکند تا این حلقه را به شکاف هلاکت ببرد تا نابود شود. این سفر به یک ماجراجویی حماسی و خطرناک تبدیل میشود و نیاز به همکاری و حمایت دیگران دارد.
گروهی از سربازان امریکایی ماموریت دارند تا سرباز جوانی به نام جیمز فرانسیس رایان را که در نبرد نورماندی نقش مهمی ایفا کرده و سه برادر دیگر نیز در نبردها جان خود را از دست دادهاند، پیدا کرده و به خانوادهاش بازگردانند. این ماموریت پس از پخش خبر مرگ سه برادر رایان به یک مسیر خطرناک و وحشیانه تبدیل میشود.
گروهی از سربازان امریکایی ماموریت دارند تا سرباز جوانی به نام جیمز فرانسیس رایان را که در نبرد نورماندی نقش مهمی ایفا کرده و سه برادر دیگر نیز در نبردها جان خود را از دست دادهاند، پیدا کرده و به خانوادهاش بازگردانند. این ماموریت پس از پخش خبر مرگ سه برادر رایان به یک مسیر خطرناک و وحشیانه تبدیل میشود.
در فیلم چشمان مار، ریکی سانتورو یک پلیس مغرور و فاسد آتلانتیک سیتی است که در نظر دارد آنقدر تبانی کند که بتواند شهردار شود. اگرچه با وجود داشتن این رویا، او به حفظ سبک زندگی راحت خود رضایت می دهد. در شب مسابقه قهرمانی بوکس سنگین وزن، صدای شلیک گلوله به گوش می رسد و ریک درگیر ترور وزیر دفاع، بهترین دوست و رفیق دوران کودکی اش می شود. ریک با تبدیل شدن به افسر تحقیق در پرونده، به زودی توطئه ای را برای کشتن وزیر و ناپدید شدن یک زن مرموز زیبا کشف می کند.
در فیلم چشمان مار، ریکی سانتورو یک پلیس مغرور و فاسد آتلانتیک سیتی است که در نظر دارد آنقدر تبانی کند که بتواند شهردار شود. اگرچه با وجود داشتن این رویا، او به حفظ سبک زندگی راحت خود رضایت می دهد. در شب مسابقه قهرمانی بوکس سنگین وزن، صدای شلیک گلوله به گوش می رسد و ریک درگیر ترور وزیر دفاع، بهترین دوست و رفیق دوران کودکی اش می شود. ریک با تبدیل شدن به افسر تحقیق در پرونده، به زودی توطئه ای را برای کشتن وزیر و ناپدید شدن یک زن مرموز زیبا کشف می کند.
«بدو لولا بدو» یک فیلم آلمانی به کارگردانی تام تیکور است که در سال ۱۹۹۸ اکران شد. داستان اصلی فیلم حول دختری به نام لولا است که در یک شب ، تماسی اضطراری از دوست پسرش، مانی، دریافت میکند. مانی پس از یک تلاش ناموفق در بازی های قمار، مبلغ زیادی پول را در قطار مترو از دست داده است و اکنون مبلغ بزرگی نیاز دارد تا بتواند از عواقب ناگوار جلوگیری کند. فیلم به صورت زمانبندی چندگانه نمایش داده میشود و هر نسخه از بیانگر این است که چگونه میتوانند رویدادهای مختلف با تغییرات کوچکی در تصمیمات لولا آغاز شوند و به پایان برسند. او دارای ۲۰ دقیقه فرصت است تا پول را پیدا کند و به دست مانی برساند تا جلوی خطراتی که به سراغشان آمدند، بگیرد. این فیلم با تنش بالا، موسیقی مهیج و سبک زمانی غیرخطی خود، به یکی از فیلمهای محبوب و مورد توجه دهه ۹۰ تبدیل شده است.
«بدو لولا بدو» یک فیلم آلمانی به کارگردانی تام تیکور است که در سال ۱۹۹۸ اکران شد. داستان اصلی فیلم حول دختری به نام لولا است که در یک شب ، تماسی اضطراری از دوست پسرش، مانی، دریافت میکند. مانی پس از یک تلاش ناموفق در بازی های قمار، مبلغ زیادی پول را در قطار مترو از دست داده است و اکنون مبلغ بزرگی نیاز دارد تا بتواند از عواقب ناگوار جلوگیری کند. فیلم به صورت زمانبندی چندگانه نمایش داده میشود و هر نسخه از بیانگر این است که چگونه میتوانند رویدادهای مختلف با تغییرات کوچکی در تصمیمات لولا آغاز شوند و به پایان برسند. او دارای ۲۰ دقیقه فرصت است تا پول را پیدا کند و به دست مانی برساند تا جلوی خطراتی که به سراغشان آمدند، بگیرد. این فیلم با تنش بالا، موسیقی مهیج و سبک زمانی غیرخطی خود، به یکی از فیلمهای محبوب و مورد توجه دهه ۹۰ تبدیل شده است.
داستان فیلم ماتریکس در مورد برنامهنویس کامپیوتری به نام توماس آندرسون است که دو زندگی کاملا متفاوت را تجربه میکند. او به عنوان یک برنامهنویس معمولی فعالیت میکند اما در خلوت، توماس آندرسون یک هکر ماهر با لقب نئو است. داستان از جایی جالب میشود که مورفیس، هکر افسانهای دنیای کامپیوتر، با او تماس میگیرد؛ تماسی که منجر میشود تا نئو تحت تعقیب پلیس قرار بگیرد. حالا نئو باید از دست پلیس و گروههای ویژه فرار کند و در عین حال باید با برنامههای کامپیوتری قدرتمندی مقابله نماید...
داستان فیلم ماتریکس در مورد برنامهنویس کامپیوتری به نام توماس آندرسون است که دو زندگی کاملا متفاوت را تجربه میکند. او به عنوان یک برنامهنویس معمولی فعالیت میکند اما در خلوت، توماس آندرسون یک هکر ماهر با لقب نئو است. داستان از جایی جالب میشود که مورفیس، هکر افسانهای دنیای کامپیوتر، با او تماس میگیرد؛ تماسی که منجر میشود تا نئو تحت تعقیب پلیس قرار بگیرد. حالا نئو باید از دست پلیس و گروههای ویژه فرار کند و در عین حال باید با برنامههای کامپیوتری قدرتمندی مقابله نماید...
آیا تا به حال حس کردهاید که زندگی روزمره شما، مثل چرخدندهای در ماشین بزرگ جامعه، بیهدف و خالی از معناست؟ داستان باشگاه مبارزه ماجرای کسانی است که نه تنها این حس را تجربه کردهاند، بلکه تصمیم گرفتهاند آن را به چالش بکشند. فیلم باشگاه مبارزه داستان مردی بینام است که از بیخوابی و خستگی روحی به ستوه آمده. او یک زندگی معمولی دارد: کارمندی با برنامهای تکراری که شبها با فهرستی از وسایل خانگی در کاتالوگهای لوکس سرگرم میشود. اما همه چیز زمانی تغییر میکند که با تایلر داردن ملاقات میکند. این دو با هم باشگاهی مخفی برای مبارزههای تنبهتن راهاندازی میکنند؛ جایی که مردان میتوانند بدون نقابهای روزمره خود، حقیقت درونیشان را آشکار کنند. اما آیا این مبارزهها فقط درباره مشت و لگد است؟ یا ماجرا چیزی فراتر از خشونت فیزیکی را روایت میکند؟
آیا تا به حال حس کردهاید که زندگی روزمره شما، مثل چرخدندهای در ماشین بزرگ جامعه، بیهدف و خالی از معناست؟ داستان باشگاه مبارزه ماجرای کسانی است که نه تنها این حس را تجربه کردهاند، بلکه تصمیم گرفتهاند آن را به چالش بکشند. فیلم باشگاه مبارزه داستان مردی بینام است که از بیخوابی و خستگی روحی به ستوه آمده. او یک زندگی معمولی دارد: کارمندی با برنامهای تکراری که شبها با فهرستی از وسایل خانگی در کاتالوگهای لوکس سرگرم میشود. اما همه چیز زمانی تغییر میکند که با تایلر داردن ملاقات میکند. این دو با هم باشگاهی مخفی برای مبارزههای تنبهتن راهاندازی میکنند؛ جایی که مردان میتوانند بدون نقابهای روزمره خود، حقیقت درونیشان را آشکار کنند. اما آیا این مبارزهها فقط درباره مشت و لگد است؟ یا ماجرا چیزی فراتر از خشونت فیزیکی را روایت میکند؟
در دل رم باستان، ژنرالی دلیر به نام ماکسیموس در مواجهه با خیانت و ظلم، راهی دشوار را برای احیای افتخار و عدالت آغاز میکند. این سفر حماسی او را به میدانهای خونین گلادیاتورها میکشاند، جایی که بقا تنها با شجاعت و مبارزه ممکن است.
در دل رم باستان، ژنرالی دلیر به نام ماکسیموس در مواجهه با خیانت و ظلم، راهی دشوار را برای احیای افتخار و عدالت آغاز میکند. این سفر حماسی او را به میدانهای خونین گلادیاتورها میکشاند، جایی که بقا تنها با شجاعت و مبارزه ممکن است.
فیلم "مگنولیا" با سه داستان نامرتبط از مرگ در شرایط همزمان آغاز می شود. افسر جیم کورینگ به بررسی اختلال در آپارتمان یک زن می پردازد و جسدی را در کمد پیدا می کند. دیکسون، پسر محله ای، سعی می کند به او بگوید چه کسی این قتل را انجام داده است. جیمی مجری برنامه مسابقه ای "به نام بچه ها چه می دانند؟" است. رل پارتریج و جیمی گیتور که هر دو به سرطان مبتلا هستند، در یک برنامه تلویزیونی با هم همکاری می کنند. آنها هر دو در خانواده های ناکارآمد زندگی می کنند که زندگی شخصی و حرفه ای آنها را تحت تاثیر قرار می دهد...
فیلم "مگنولیا" با سه داستان نامرتبط از مرگ در شرایط همزمان آغاز می شود. افسر جیم کورینگ به بررسی اختلال در آپارتمان یک زن می پردازد و جسدی را در کمد پیدا می کند. دیکسون، پسر محله ای، سعی می کند به او بگوید چه کسی این قتل را انجام داده است. جیمی مجری برنامه مسابقه ای "به نام بچه ها چه می دانند؟" است. رل پارتریج و جیمی گیتور که هر دو به سرطان مبتلا هستند، در یک برنامه تلویزیونی با هم همکاری می کنند. آنها هر دو در خانواده های ناکارآمد زندگی می کنند که زندگی شخصی و حرفه ای آنها را تحت تاثیر قرار می دهد...
فیلم حکایت یک سلحشور یا داستان یک شوالیه درباره مردی فقیر و جوان به نام ویلیام تاچر است که هیچ پیشینه معتبری ندارد. او پس از مرگ استادش با جعل عنوان شوالیه برای خود اسم و رسمی به هم می زند و به دنبال کسب مقام و مرتبه است. ولی ماجراهای زیادی مثل پیدا کردن عشق برایش اتفاق می افتد و...
فیلم حکایت یک سلحشور یا داستان یک شوالیه درباره مردی فقیر و جوان به نام ویلیام تاچر است که هیچ پیشینه معتبری ندارد. او پس از مرگ استادش با جعل عنوان شوالیه برای خود اسم و رسمی به هم می زند و به دنبال کسب مقام و مرتبه است. ولی ماجراهای زیادی مثل پیدا کردن عشق برایش اتفاق می افتد و...
در جهانی که جایی برای امید باقی نمانده است، آیا انسانها هنوز چیزی برای زندگی کردن دارند؟ این سوالی است که فیلم فرزندان انسان با تصویری بیرحمانه از آیندهای بیامید و مملو از هرج و مرج، در ذهن مخاطب مینشاند. فیلمی که به شکلی متفاوت از سایر فیلمهای علمیتخیلی، نه تنها آیندهای ترسناک، بلکه بر تلاشهای انسان برای یافتن معنا و نجات در جهانی که به نظر هیچچیز ندارد، تاکید میکند. در این فیلم، بحران ناباروری موجب سقوط جامعه بشری شده است. نه تنها نسل بشر از روند طبیعی تولید مثل بازمانده، بلکه فساد و خشونت به آفتی جهانی تبدیل شدهاند. اما در این میان، یک زن باردار به نام کیلین امیدی دوباره به جهان میآورد. این داستانی است که در پسزمینه آن میتوان جستوجوی بیپایان انسان برای نجات، زندگی و امید را دید.
در جهانی که جایی برای امید باقی نمانده است، آیا انسانها هنوز چیزی برای زندگی کردن دارند؟ این سوالی است که فیلم فرزندان انسان با تصویری بیرحمانه از آیندهای بیامید و مملو از هرج و مرج، در ذهن مخاطب مینشاند. فیلمی که به شکلی متفاوت از سایر فیلمهای علمیتخیلی، نه تنها آیندهای ترسناک، بلکه بر تلاشهای انسان برای یافتن معنا و نجات در جهانی که به نظر هیچچیز ندارد، تاکید میکند. در این فیلم، بحران ناباروری موجب سقوط جامعه بشری شده است. نه تنها نسل بشر از روند طبیعی تولید مثل بازمانده، بلکه فساد و خشونت به آفتی جهانی تبدیل شدهاند. اما در این میان، یک زن باردار به نام کیلین امیدی دوباره به جهان میآورد. این داستانی است که در پسزمینه آن میتوان جستوجوی بیپایان انسان برای نجات، زندگی و امید را دید.
در داستان این فیلم، در فیلادلفیا در سال 1961، نوزاد الیجا پرایس با نقص استخوان زایی نوع 1 به دنیا آمد، بیماری نادری که استخوان های او را بسیار شکننده می کند. ستاره سابق و مامور امنیتی، دیوید دان، سوار قطاری به نام ایستریل 177 می شود که قطار ناگهان سرعت می گیرد. او در یک اتاق بیمارستان، بدون آسیب از خواب بیدار می شود و پزشکان به او اطلاع می دهند که او تنها بازمانده خروج قطار از ریل است و همه 131 نفر به جز دیوید کشته شدند. دیوید پس از مراسم یادبود قربانیان، به گالری هنری الیجا پرایس دعوت می شود...
در داستان این فیلم، در فیلادلفیا در سال 1961، نوزاد الیجا پرایس با نقص استخوان زایی نوع 1 به دنیا آمد، بیماری نادری که استخوان های او را بسیار شکننده می کند. ستاره سابق و مامور امنیتی، دیوید دان، سوار قطاری به نام ایستریل 177 می شود که قطار ناگهان سرعت می گیرد. او در یک اتاق بیمارستان، بدون آسیب از خواب بیدار می شود و پزشکان به او اطلاع می دهند که او تنها بازمانده خروج قطار از ریل است و همه 131 نفر به جز دیوید کشته شدند. دیوید پس از مراسم یادبود قربانیان، به گالری هنری الیجا پرایس دعوت می شود...
داستان انیمیشن در جستجوی نمو از یک دلقک ماهی به نام مارلین (با صدای آلبرت بروکس) شروع میشود که تنها فرزندش، نمو، توسط یک غواص انسان در «صخرهی مرجانی بزرگ» استرالیا دزدیده میشود. مارلین که همیشه بیش از حد از فرزندش محافظت میکرد، در مسیر پیدا کردن نمو با موجوداتی متنوع و جالب، از جمله دوری، ماهی آبی بامزه با مشکل فراموشی کوتاهمدت (با صدای الن دیجنرس) آشنا میشود. این دو همراه با هم وارد سفری پر ماجرا میشوند که به درون اعماق دریاها، جایی که خطرات زیادی در کمینشان است، راه پیدا میکنند و از جنگلهای مرجانی تا اقیانوسها و حتی یک دندانپزشکی در سیدنی را پشت سر میگذارند. انیمیشن در جستجوی نمو داستانی از یک ماجراجویی جذاب است، هر بخش از این ماجراجویی، درسهایی از زندگی و شجاعت به ما میآموزد و نشان میدهد که چگونه دوستیهای عمیق و خطرات پیش رو میتوانند ما را به افراد قویتر و شجاعتری تبدیل کنند.
داستان انیمیشن در جستجوی نمو از یک دلقک ماهی به نام مارلین (با صدای آلبرت بروکس) شروع میشود که تنها فرزندش، نمو، توسط یک غواص انسان در «صخرهی مرجانی بزرگ» استرالیا دزدیده میشود. مارلین که همیشه بیش از حد از فرزندش محافظت میکرد، در مسیر پیدا کردن نمو با موجوداتی متنوع و جالب، از جمله دوری، ماهی آبی بامزه با مشکل فراموشی کوتاهمدت (با صدای الن دیجنرس) آشنا میشود. این دو همراه با هم وارد سفری پر ماجرا میشوند که به درون اعماق دریاها، جایی که خطرات زیادی در کمینشان است، راه پیدا میکنند و از جنگلهای مرجانی تا اقیانوسها و حتی یک دندانپزشکی در سیدنی را پشت سر میگذارند. انیمیشن در جستجوی نمو داستانی از یک ماجراجویی جذاب است، هر بخش از این ماجراجویی، درسهایی از زندگی و شجاعت به ما میآموزد و نشان میدهد که چگونه دوستیهای عمیق و خطرات پیش رو میتوانند ما را به افراد قویتر و شجاعتری تبدیل کنند.
داستان فیلم مقصد نهایی ۲ با کیمبرلی کورمن آغاز میشود که هنگام ورود به یک بزرگراه، پیشبینی هولناکی از یک تصادف زنجیرهای مرگبار را تجربه میکند. او با مسدود کردن مسیر ورودی، موفق به نجات جان خود و چندین نفر دیگر میشود. اما زمانی که بازماندگان یکی پس از دیگری در حوادثی عجیب کشته میشوند، کیمبرلی متوجه ارتباط این اتفاقات با فاجعه پرواز ۱۸۰، که دقیقاً یک سال قبل رخ داده بود، میشود. او با کمک کلیر ریورز، تنها بازمانده آن پرواز، درمییابد که مرگ دوباره به سراغشان آمده تا طرح نیمهتمام خود را کامل کند. آنها باید با هم متحد شوند و نشانهها را دنبال کنند تا راهی برای شکستن این چرخه مرگبار و نجات جان خود بیابند.
داستان فیلم مقصد نهایی ۲ با کیمبرلی کورمن آغاز میشود که هنگام ورود به یک بزرگراه، پیشبینی هولناکی از یک تصادف زنجیرهای مرگبار را تجربه میکند. او با مسدود کردن مسیر ورودی، موفق به نجات جان خود و چندین نفر دیگر میشود. اما زمانی که بازماندگان یکی پس از دیگری در حوادثی عجیب کشته میشوند، کیمبرلی متوجه ارتباط این اتفاقات با فاجعه پرواز ۱۸۰، که دقیقاً یک سال قبل رخ داده بود، میشود. او با کمک کلیر ریورز، تنها بازمانده آن پرواز، درمییابد که مرگ دوباره به سراغشان آمده تا طرح نیمهتمام خود را کامل کند. آنها باید با هم متحد شوند و نشانهها را دنبال کنند تا راهی برای شکستن این چرخه مرگبار و نجات جان خود بیابند.
شهر خدا داستانی را از دهه ۶۰ تا ۸۰ میلادی در یکی از بدنامترین محلههای فقیرنشین ریودوژانیرو، به نام شهر خدا، روایت میکند. این فیلم از دیدگاه راکت (با بازی الکساندر رودریگز)، پسری که آرزو دارد عکاس شود، به زندگی و خشونت باندهای تبهکار میپردازد. داستان با معرفی گروهی از کودکان آغاز میشود که به تدریج به دنیای جرم و جنایت کشیده میشوند. یکی از این کودکان، لیل ز است که به یکی از بیرحمترین تبهکاران محله تبدیل میشود.
شهر خدا داستانی را از دهه ۶۰ تا ۸۰ میلادی در یکی از بدنامترین محلههای فقیرنشین ریودوژانیرو، به نام شهر خدا، روایت میکند. این فیلم از دیدگاه راکت (با بازی الکساندر رودریگز)، پسری که آرزو دارد عکاس شود، به زندگی و خشونت باندهای تبهکار میپردازد. داستان با معرفی گروهی از کودکان آغاز میشود که به تدریج به دنیای جرم و جنایت کشیده میشوند. یکی از این کودکان، لیل ز است که به یکی از بیرحمترین تبهکاران محله تبدیل میشود.
داستان فیلم دزدان دریایی کارائیب نفرین مروارید سیاه حول محور کاپیتان جک اسپارو، یک دزد دریایی زیرک و جذاب، و ویل ترنر، آهنگری جوان که در جستجوی الیزابت سوان، دختر فرماندار، است. الیزابت توسط کاپیتان باربوسا و خدمه نفرینشدهاش ربوده شده است. باربوسا و خدمهاش به خاطر طلسمی قدیمی به نیمهزندگی و نیمهمرگی محکوم شدهاند و تنها با قربانی کردن خون الیزابت میتوانند از این نفرین رهایی یابند. جک و ویل در سفری پرماجرا و خطرناک به دنبال نجات الیزابت و شکست دادن باربوسا میروند.
داستان فیلم دزدان دریایی کارائیب نفرین مروارید سیاه حول محور کاپیتان جک اسپارو، یک دزد دریایی زیرک و جذاب، و ویل ترنر، آهنگری جوان که در جستجوی الیزابت سوان، دختر فرماندار، است. الیزابت توسط کاپیتان باربوسا و خدمه نفرینشدهاش ربوده شده است. باربوسا و خدمهاش به خاطر طلسمی قدیمی به نیمهزندگی و نیمهمرگی محکوم شدهاند و تنها با قربانی کردن خون الیزابت میتوانند از این نفرین رهایی یابند. جک و ویل در سفری پرماجرا و خطرناک به دنبال نجات الیزابت و شکست دادن باربوسا میروند.
"فیلم درخشش ابدی یک ذهن پاک" داستان جول باریش و کلمنتاین کروچینسکی را روایت میکند که پس از یک رابطه پر فراز و نشیب تصمیم میگیرند خاطراتشان از یکدیگر را پاک کنند. جول که از این تصمیم کلمنتاین بیخبر است، وقتی میفهمد که او این کار را انجام داده، به شدت ناراحت میشود و تصمیم میگیرد تا خودش نیز از همان فرآیند پاکسازی خاطرات استفاده کند. اما در حین این فرآیند، جول متوجه میشود که هنوز هم کلمنتاین را دوست دارد و سعی میکند در میان خاطرات پاک شدهاش، او را پیدا کند و این تصمیم را تغییر دهد. فیلم با بررسی این سفر درونی و تلاش جول برای نگه داشتن خاطراتش از کلمنتاین، به بررسی عمیقتر موضوعات عشق، از دست دادن و هویت میپردازد.
"فیلم درخشش ابدی یک ذهن پاک" داستان جول باریش و کلمنتاین کروچینسکی را روایت میکند که پس از یک رابطه پر فراز و نشیب تصمیم میگیرند خاطراتشان از یکدیگر را پاک کنند. جول که از این تصمیم کلمنتاین بیخبر است، وقتی میفهمد که او این کار را انجام داده، به شدت ناراحت میشود و تصمیم میگیرد تا خودش نیز از همان فرآیند پاکسازی خاطرات استفاده کند. اما در حین این فرآیند، جول متوجه میشود که هنوز هم کلمنتاین را دوست دارد و سعی میکند در میان خاطرات پاک شدهاش، او را پیدا کند و این تصمیم را تغییر دهد. فیلم با بررسی این سفر درونی و تلاش جول برای نگه داشتن خاطراتش از کلمنتاین، به بررسی عمیقتر موضوعات عشق، از دست دادن و هویت میپردازد.
داستان فیلم حرامزاده های لعنتی در دل جنگ جهانی دوم روایت میشود، گروهی جسور از سربازان یهودی آمریکایی با هدفی خاص به دل سرزمینهای تحت اشغال نازیها میروند: ایجاد وحشت در دل دشمنانشان. آنها که به نام "حرامزادههای لعنتی" شناخته میشوند، به دنبال شکار و نابودی نیروهای نازی هستند. در همین حال، زنی یهودی که خانوادهاش قربانی جنایات نازیها شدهاند، در پاریس صاحب یک سینماست و نقشهای برای انتقام در سر دارد. این دو مسیر، به شکلی سرنوشتساز در یک شب تاریخی به هم میرسند، شبی که همهچیز را میتواند تغییر دهد. داستان فیلم، ترکیبی از شجاعت، انتقام و تصمیمات جسورانه است که به شیوهای متفاوت تاریخ را بازنویسی میکند. حرامزادههای لعنتی فیلمی که نشان میدهد تاریخ، گاه در دستان شجاعت و انتقام بازنویسی میشود. گروهی که در خاک دشمن به دنبال لرزه انداختن بر اندام نازیها هستند و میخواهند به آنها اثبات کنند در بحث ترس، دست بالای دست بسیار است!
داستان فیلم حرامزاده های لعنتی در دل جنگ جهانی دوم روایت میشود، گروهی جسور از سربازان یهودی آمریکایی با هدفی خاص به دل سرزمینهای تحت اشغال نازیها میروند: ایجاد وحشت در دل دشمنانشان. آنها که به نام "حرامزادههای لعنتی" شناخته میشوند، به دنبال شکار و نابودی نیروهای نازی هستند. در همین حال، زنی یهودی که خانوادهاش قربانی جنایات نازیها شدهاند، در پاریس صاحب یک سینماست و نقشهای برای انتقام در سر دارد. این دو مسیر، به شکلی سرنوشتساز در یک شب تاریخی به هم میرسند، شبی که همهچیز را میتواند تغییر دهد. داستان فیلم، ترکیبی از شجاعت، انتقام و تصمیمات جسورانه است که به شیوهای متفاوت تاریخ را بازنویسی میکند. حرامزادههای لعنتی فیلمی که نشان میدهد تاریخ، گاه در دستان شجاعت و انتقام بازنویسی میشود. گروهی که در خاک دشمن به دنبال لرزه انداختن بر اندام نازیها هستند و میخواهند به آنها اثبات کنند در بحث ترس، دست بالای دست بسیار است!
داستان سرگذشت نارنیا 1: شیر، جادوگر و کمد درباره چهار خواهر و برادر به نامهای پیتر، سوزان، ادموند و لوسی پونسی است که در جریان جنگ جهانی دوم از لندن به خانهی یک استاد دور از شهر منتقل میشوند. لوسی، کوچکترین خواهر، در هنگام بازی قایمباشک، یک کمد جادویی پیدا میکند که او را به دنیای نارنیا میبرد. در نارنیا، لوسی با یک فاوان به نام مستر تامنس آشنا میشود و به زودی، دیگر خواهر و برادرانش نیز به این دنیای جادویی میآیند. آنها میفهمند که نارنیا تحت فرمانروایی ظالم و جادوی سفید قرار دارد که سرزمین را در زمستانی ابدی فرو برده است. با کمک شیری به نام اصلان، آنها باید با جادوگر سفید مقابله کنند و نارنیا را نجات دهند.
داستان سرگذشت نارنیا 1: شیر، جادوگر و کمد درباره چهار خواهر و برادر به نامهای پیتر، سوزان، ادموند و لوسی پونسی است که در جریان جنگ جهانی دوم از لندن به خانهی یک استاد دور از شهر منتقل میشوند. لوسی، کوچکترین خواهر، در هنگام بازی قایمباشک، یک کمد جادویی پیدا میکند که او را به دنیای نارنیا میبرد. در نارنیا، لوسی با یک فاوان به نام مستر تامنس آشنا میشود و به زودی، دیگر خواهر و برادرانش نیز به این دنیای جادویی میآیند. آنها میفهمند که نارنیا تحت فرمانروایی ظالم و جادوی سفید قرار دارد که سرزمین را در زمستانی ابدی فرو برده است. با کمک شیری به نام اصلان، آنها باید با جادوگر سفید مقابله کنند و نارنیا را نجات دهند.
در داستان این فیلم، تونی استارک پیمانکار دفاعی که صنایع استارک را از پدر مرحومش هوارد استارک به ارث برده است، به همراه دوست و رابط نظامی خود، سرهنگ دوم جیمز رودز، در افغانستان جنگ زده به سر می برند تا موشک جدید "جریکو" را به نمایش بگذارند. کاروان او در کمین قرار میگیرد و استارک توسط موشکی که مهاجمان استفاده میکردند به شدت زخمی میشود. او توسط یک گروه تروریستی به نام ده حلقه دستگیر و در غاری زندانی می شود. یینسن، یک اسیر و پزشک، یک آهنربای الکتریکی را در قفسه سینه استارک میکارد تا ترکش ها به قلبش نرسد...
در داستان این فیلم، تونی استارک پیمانکار دفاعی که صنایع استارک را از پدر مرحومش هوارد استارک به ارث برده است، به همراه دوست و رابط نظامی خود، سرهنگ دوم جیمز رودز، در افغانستان جنگ زده به سر می برند تا موشک جدید "جریکو" را به نمایش بگذارند. کاروان او در کمین قرار میگیرد و استارک توسط موشکی که مهاجمان استفاده میکردند به شدت زخمی میشود. او توسط یک گروه تروریستی به نام ده حلقه دستگیر و در غاری زندانی می شود. یینسن، یک اسیر و پزشک، یک آهنربای الکتریکی را در قفسه سینه استارک میکارد تا ترکش ها به قلبش نرسد...
"ناپلئون دینامیت" (Napoleon Dynamite) یک فیلم کمدی مستقل آمریکایی است که در سال ۲۰۰۴ منتشر شد. این فیلم به کارگردانی و نویسندگی جارد هس و جان هدر و جان گریز در آن ایفای نقش داشته اند. داستان فیلم در مورد ناپلئون دینامیت، نوجوانی با سلیقهی خاص است که در یک شهر کوچک در ایالت آیداهو زندگی میکند. او با دوستان عجیب و غریب خود، از جمله دوست صمیمی خود پدی، سعی میکند در مدرسه و زندگی روزمرهاش به موفقیت دست پیدا کند. ناپلئون به دنبال ایجاد تغییراتی در زندگی خود و برگزاری انتخابات مدرسه است که... "ناپلئون دینامیت" به خاطر طنز خندهدارش، شخصیتهای جذاب و موسیقی متن بینظیرش مورد توجه بسیاری از بینندگان قرار گرفت. این فیلم با شخصیتهای فراموشنشدنی و داستان سادهای که در زندگی روزمره پیدا میکنیم، توانسته است جایگاهی ویژه در جامعه فیلمهای کمدی مستقل برای خود داشته باشد.
"ناپلئون دینامیت" (Napoleon Dynamite) یک فیلم کمدی مستقل آمریکایی است که در سال ۲۰۰۴ منتشر شد. این فیلم به کارگردانی و نویسندگی جارد هس و جان هدر و جان گریز در آن ایفای نقش داشته اند. داستان فیلم در مورد ناپلئون دینامیت، نوجوانی با سلیقهی خاص است که در یک شهر کوچک در ایالت آیداهو زندگی میکند. او با دوستان عجیب و غریب خود، از جمله دوست صمیمی خود پدی، سعی میکند در مدرسه و زندگی روزمرهاش به موفقیت دست پیدا کند. ناپلئون به دنبال ایجاد تغییراتی در زندگی خود و برگزاری انتخابات مدرسه است که... "ناپلئون دینامیت" به خاطر طنز خندهدارش، شخصیتهای جذاب و موسیقی متن بینظیرش مورد توجه بسیاری از بینندگان قرار گرفت. این فیلم با شخصیتهای فراموشنشدنی و داستان سادهای که در زندگی روزمره پیدا میکنیم، توانسته است جایگاهی ویژه در جامعه فیلمهای کمدی مستقل برای خود داشته باشد.
داستان فیلم "گورا" درباره عارف است که با فروش فرش دست دوم و تصاویر جعلی U.F.O زندگی می کند. یک روز، او توسط بیگانگانی که به عنوان شاهزاده چارلز مبدل شده اند، همراه با انسان های دیگر ربوده می شود. این آدم ربایی توسط لوگار تریهیس، رئیس امنیت سیاره G.O.R.A به عنوان کینه تجاوز به اجدادی که در سال 1789 از زمین بازدید کرده بود، انجام می شود. در سفینه فضایی، عارف با تصویر هولوگرام گاراوال روبرو می شود که به او می گوید می تواند آن را حس کند. پس از فرود، عارف به دنبال فرصت هایی برای فرار است اما دائماً شکست می خورد.
داستان فیلم "گورا" درباره عارف است که با فروش فرش دست دوم و تصاویر جعلی U.F.O زندگی می کند. یک روز، او توسط بیگانگانی که به عنوان شاهزاده چارلز مبدل شده اند، همراه با انسان های دیگر ربوده می شود. این آدم ربایی توسط لوگار تریهیس، رئیس امنیت سیاره G.O.R.A به عنوان کینه تجاوز به اجدادی که در سال 1789 از زمین بازدید کرده بود، انجام می شود. در سفینه فضایی، عارف با تصویر هولوگرام گاراوال روبرو می شود که به او می گوید می تواند آن را حس کند. پس از فرود، عارف به دنبال فرصت هایی برای فرار است اما دائماً شکست می خورد.
فیلم حمله به کلانتری ۱۳، در شب سال نو و داخل یک ایستگاه پلیس اتفاق می افتد که قرار است برای همیشه بسته شود. یک جنایتکار به نام ماریون بیشاپ در بازداشت گروهبان جیک رونیک نگهداری می شود. افراد مسلح نقابدار ارتباطات و برق حوزه را قطع و به ایستگاه حمله می کنند و سربازان را می کشند، سپس خواستار تحویل بیشاپ می شوند. رونیک یکی از مهاجمان را می کشد و متوجه می شود که او یک پلیس مخفی است که زیر نظر کاپیتان مارکوس دووال از حوزه 21 کار می کند. بیشاپ توضیح می دهد که دووال و تیمش فاسد هستند و قبلا شرکای تجاری او بودند. آنها قصد دارند او را از بین ببرند تا راز خود را حفظ کنند. حالا گروهبان جیک باید نیروهایی متشکل از پلیس و جنایتکاران را با هم جمع کند تا خود را از دست اوباشی که به دنبال کشتن ماریون بیشاپ هستند، نجات دهد.
فیلم حمله به کلانتری ۱۳، در شب سال نو و داخل یک ایستگاه پلیس اتفاق می افتد که قرار است برای همیشه بسته شود. یک جنایتکار به نام ماریون بیشاپ در بازداشت گروهبان جیک رونیک نگهداری می شود. افراد مسلح نقابدار ارتباطات و برق حوزه را قطع و به ایستگاه حمله می کنند و سربازان را می کشند، سپس خواستار تحویل بیشاپ می شوند. رونیک یکی از مهاجمان را می کشد و متوجه می شود که او یک پلیس مخفی است که زیر نظر کاپیتان مارکوس دووال از حوزه 21 کار می کند. بیشاپ توضیح می دهد که دووال و تیمش فاسد هستند و قبلا شرکای تجاری او بودند. آنها قصد دارند او را از بین ببرند تا راز خود را حفظ کنند. حالا گروهبان جیک باید نیروهایی متشکل از پلیس و جنایتکاران را با هم جمع کند تا خود را از دست اوباشی که به دنبال کشتن ماریون بیشاپ هستند، نجات دهد.
ارباب جنگ داستان یوری اورلوف (نیکلاس کیج) را روایت میکند، مردی که از یک مهاجر اوکراینی به یکی از بزرگترین فروشندگان اسلحه در جهان تبدیل میشود. به طور خلاصه فیلم ارباب جنگ با نمایش اولین تجربه یوری در دنیای تجارت اسلحه آغاز میشود و مراحل پیشرفت او در این دنیای بیرحم را به تصویر میکشد. یوری به همراه برادرش ویتالی (جرد لتو)، وارد این تجارت خطرناک میشوند و به تدریج به یکی از بزرگترین تامینکنندگان اسلحه در دنیا تبدیل میشوند. او با مشتریانی همچون دیکتاتورها و جنگسالاران سروکار دارد و باید همیشه یک قدم جلوتر از مامور اینترپل، جک ولنتاین، باشد.
ارباب جنگ داستان یوری اورلوف (نیکلاس کیج) را روایت میکند، مردی که از یک مهاجر اوکراینی به یکی از بزرگترین فروشندگان اسلحه در جهان تبدیل میشود. به طور خلاصه فیلم ارباب جنگ با نمایش اولین تجربه یوری در دنیای تجارت اسلحه آغاز میشود و مراحل پیشرفت او در این دنیای بیرحم را به تصویر میکشد. یوری به همراه برادرش ویتالی (جرد لتو)، وارد این تجارت خطرناک میشوند و به تدریج به یکی از بزرگترین تامینکنندگان اسلحه در دنیا تبدیل میشوند. او با مشتریانی همچون دیکتاتورها و جنگسالاران سروکار دارد و باید همیشه یک قدم جلوتر از مامور اینترپل، جک ولنتاین، باشد.
داستان فیلم "نقابداران" در سال 1985 اتفاق میافتد. جایی که شهر درگیر فساد و گروههای خلافکاری شده است. در این میان گروهی از ابرقهرمانان با یکدیگر متحد میشوند تا جرم و جنایت را از این شهر پاک کنند. در این بین قتل یکی از ابرقهرمانان باعث میشود تا رورشاک به دنبال رد قاتل او باشد. اما تحقیقات رورشاک رازی را فاش میکند که میتواند سرنوشت دنیا را تغییر دهد...
داستان فیلم "نقابداران" در سال 1985 اتفاق میافتد. جایی که شهر درگیر فساد و گروههای خلافکاری شده است. در این میان گروهی از ابرقهرمانان با یکدیگر متحد میشوند تا جرم و جنایت را از این شهر پاک کنند. در این بین قتل یکی از ابرقهرمانان باعث میشود تا رورشاک به دنبال رد قاتل او باشد. اما تحقیقات رورشاک رازی را فاش میکند که میتواند سرنوشت دنیا را تغییر دهد...
داستان انیمیشن "آقای فاکس شگفتانگیز" در مورد روباهی به نام فاکس است که همراه با همسر و خانواده خود در دامنه یک تپه زندگی میکند. در نزدیکی این تپه سه مزرعه قرار دارد که متعلق به خانوادههای باگیس، بانس و بین هستند. آقای فاکس هر شب به یکی از این مزارع دستبرد میزند و محصولات آنها را میدزدد. سرانجام این سه کشاورز تصمیم میگیرند تا با همکاری یکدیگر این روباه مکار را به دام بیاندازند...
داستان انیمیشن "آقای فاکس شگفتانگیز" در مورد روباهی به نام فاکس است که همراه با همسر و خانواده خود در دامنه یک تپه زندگی میکند. در نزدیکی این تپه سه مزرعه قرار دارد که متعلق به خانوادههای باگیس، بانس و بین هستند. آقای فاکس هر شب به یکی از این مزارع دستبرد میزند و محصولات آنها را میدزدد. سرانجام این سه کشاورز تصمیم میگیرند تا با همکاری یکدیگر این روباه مکار را به دام بیاندازند...
فیلم تبهکار یا ساتسی، شش روز از زندگی خشونت آمیز رهبر جوان یک باند اراذل و اوباش خیابانی به نام تسوتی را به تصویر می کشد. تسوتسی در ژوهانسبورگ یک جنایتکار کوچک و بی احساس است که در زندگی سخت خود با ناملایمات بسیاری مواجه شده است. پس از یک سری حملات خشونت آمیز باند، تسوتی ماشینی را می دزدد. با این حال در حین رانندگی، او متوجه می شود که یک نوزاد روی صندلی عقب وجود دارد. او نوزاد را به خانه اش در محله ای فقیر نشین می آورد. پس از این ماجرا و طی شش روز آینده تغییری در او ایجاد می شود که هرگز قابل پیش بینی نبود و در پایان به یک پیوند عاطفی منجر می شود.
فیلم تبهکار یا ساتسی، شش روز از زندگی خشونت آمیز رهبر جوان یک باند اراذل و اوباش خیابانی به نام تسوتی را به تصویر می کشد. تسوتسی در ژوهانسبورگ یک جنایتکار کوچک و بی احساس است که در زندگی سخت خود با ناملایمات بسیاری مواجه شده است. پس از یک سری حملات خشونت آمیز باند، تسوتی ماشینی را می دزدد. با این حال در حین رانندگی، او متوجه می شود که یک نوزاد روی صندلی عقب وجود دارد. او نوزاد را به خانه اش در محله ای فقیر نشین می آورد. پس از این ماجرا و طی شش روز آینده تغییری در او ایجاد می شود که هرگز قابل پیش بینی نبود و در پایان به یک پیوند عاطفی منجر می شود.
در دل تاریکی گاتهام، بتمن و متحدانش با جوکر بیرحم روبرو میشوند؛ خلافکاری که هر قانون را به چالش میکشد و شهر را در آستانه نابودی قرار میدهد. در این نبرد بین خیر و شر، هیچ چیز آنطور که به نظر میرسد نیست.
در دل تاریکی گاتهام، بتمن و متحدانش با جوکر بیرحم روبرو میشوند؛ خلافکاری که هر قانون را به چالش میکشد و شهر را در آستانه نابودی قرار میدهد. در این نبرد بین خیر و شر، هیچ چیز آنطور که به نظر میرسد نیست.
فیلم "خون به پا خواهد شد" در سال 2007 منتشر شده است. داستان آن در مورد دانیل پلانیو است که میفهمد در شهر کوچکی در غرب، یک بستر نفتی وجود دارد. او به همراه پسرش به آن شهر میرود تا فرصتش را در حوزه نفت امتحان کند. این شهر شلوغی است و تحت تأثیر واعظی به نام الی ساندی است که در کلیسا مردم را به دین و ایمان وادار میکند.
فیلم "خون به پا خواهد شد" در سال 2007 منتشر شده است. داستان آن در مورد دانیل پلانیو است که میفهمد در شهر کوچکی در غرب، یک بستر نفتی وجود دارد. او به همراه پسرش به آن شهر میرود تا فرصتش را در حوزه نفت امتحان کند. این شهر شلوغی است و تحت تأثیر واعظی به نام الی ساندی است که در کلیسا مردم را به دین و ایمان وادار میکند.
فیلم شب مال ماست یا مالکان شب داستان زندگی بابی گرین، مدیر یک باشگاه شبانه را روایت میکند که اغلب خلافکارها و افراد عجیب به آن رفت و آمد دارند. در این میان بابی گرین همیشه سعی دارد از خطر دور بماند و محافظه کارانه رفتار می کند. ولی یک شب اسیر مافیای روسی می شود و...
فیلم شب مال ماست یا مالکان شب داستان زندگی بابی گرین، مدیر یک باشگاه شبانه را روایت میکند که اغلب خلافکارها و افراد عجیب به آن رفت و آمد دارند. در این میان بابی گرین همیشه سعی دارد از خطر دور بماند و محافظه کارانه رفتار می کند. ولی یک شب اسیر مافیای روسی می شود و...
"مرد پولادین" داستان کلارک کنت را روایت میکند، یک ابرقهرمان از سیارهای در شرف نابودی به کمک مادر و پدرش فرار کرده که به زمین میآید. در زمین، او به نام کلارک کنت به فرزندی مادر و پدری زمینی زندگی میکند و تواناییهای ابرقهرمانی خود را کشف میکند. او در تلاش برای پیدا کردن هویت واقعی خود، با گذشتهی سیارهای خود و میراث فراوانی که دارد، مواجه میشود. اما وقتی که زمین توسط تهدیداتی همچون ژنرال زاد و لوتور به خطر میافتد، کلارک باید تصمیم بگیرد که آیا باید تواناییهای خود را به دیگران نشان دهد و جانش را برای نجات جهان بگذارد یا خیر.
"مرد پولادین" داستان کلارک کنت را روایت میکند، یک ابرقهرمان از سیارهای در شرف نابودی به کمک مادر و پدرش فرار کرده که به زمین میآید. در زمین، او به نام کلارک کنت به فرزندی مادر و پدری زمینی زندگی میکند و تواناییهای ابرقهرمانی خود را کشف میکند. او در تلاش برای پیدا کردن هویت واقعی خود، با گذشتهی سیارهای خود و میراث فراوانی که دارد، مواجه میشود. اما وقتی که زمین توسط تهدیداتی همچون ژنرال زاد و لوتور به خطر میافتد، کلارک باید تصمیم بگیرد که آیا باید تواناییهای خود را به دیگران نشان دهد و جانش را برای نجات جهان بگذارد یا خیر.
در فیلم "رانندگی" یک بدلکار و راننده مکانیک هالیوودی به نام "درایو" زندگی مخفی و اسرارآمیزی دارد. او زمانی که به همسایهای کمک میکند، درگیر یک سری اتفاقات خطرناک میشود. با گذشت زمان او در ماموریتی پیچیده و خطرناک برای نجات زندگی و عشقش قرار میگیرد.
در فیلم "رانندگی" یک بدلکار و راننده مکانیک هالیوودی به نام "درایو" زندگی مخفی و اسرارآمیزی دارد. او زمانی که به همسایهای کمک میکند، درگیر یک سری اتفاقات خطرناک میشود. با گذشت زمان او در ماموریتی پیچیده و خطرناک برای نجات زندگی و عشقش قرار میگیرد.
داستان فیلم "پیشتازان فضا" در سال 2233 میلادی رخ میدهد. جایی که دو پسر جوان به نامهای جیمز و اسپاک همراه با گروهی از فضانوردان، راهی یک سفر ماجراجویانه در اعماق فضا میشوند. جیمز و اسپاک همراه با خدمه سفینه USS. Enterprise برای نجات دنیا از شر نیروهای پلید فضایی به نقاط ناشناختهای از فضا سفر میکنند. جیمز بسیار مشتاق این سفر است اما در طول سفر او با اتفاقات مختلفی دست و پنجه نرم میکند و با صحنههای مختلفی مواجه میشود؛ صحنههایی که دیدگاه او را تغییر میدهند...
داستان فیلم "پیشتازان فضا" در سال 2233 میلادی رخ میدهد. جایی که دو پسر جوان به نامهای جیمز و اسپاک همراه با گروهی از فضانوردان، راهی یک سفر ماجراجویانه در اعماق فضا میشوند. جیمز و اسپاک همراه با خدمه سفینه USS. Enterprise برای نجات دنیا از شر نیروهای پلید فضایی به نقاط ناشناختهای از فضا سفر میکنند. جیمز بسیار مشتاق این سفر است اما در طول سفر او با اتفاقات مختلفی دست و پنجه نرم میکند و با صحنههای مختلفی مواجه میشود؛ صحنههایی که دیدگاه او را تغییر میدهند...
فیلم بازی های مسخره داستان یک گروگان گیری است. خانواده ای کوچک و شاد که برای تعطیلات به ویلایشان در کنار دریاچه میروند، توسط دو جوان به دردسر می افتند. این دو نفر که پیتر و پاول نام دارند، با ظاهری خوب و بی نقص اما در اصل بیمار روانی، مشکلاتی را برای این خانواده به همراه دارند.
فیلم بازی های مسخره داستان یک گروگان گیری است. خانواده ای کوچک و شاد که برای تعطیلات به ویلایشان در کنار دریاچه میروند، توسط دو جوان به دردسر می افتند. این دو نفر که پیتر و پاول نام دارند، با ظاهری خوب و بی نقص اما در اصل بیمار روانی، مشکلاتی را برای این خانواده به همراه دارند.
انیمیشن وال-ای (2008) ما را به دنیای آینده میبرد، جایی که زمین به دلیل مصرفگرایی و زبالههای بیپایان غیرقابل سکونت شده است. تمامی انسانها زمین را ترک کردهاند و به زندگی در یک فضاپیما به نام اکسیم پناه بردهاند. تنها وال-ای، یک ربات کوچک و وفادار، باقی مانده است که وظیفهاش پاکسازی زمین است. در حالی که سالها مشغول کار است، وال-ای یک ویژگی منحصر به فرد پیدا میکند، احساسات. او تنهاییاش را با جمعآوری اشیاء جالبی که در زبالهها پیدا میکند، پر میکند. اما روزی زندگی یکنواخت او با ورود یک ربات مدرن و براق به نام ایوا (EVE) تغییر میکند. ایوا برای انجام یک ماموریت ویژه به زمین فرستاده شده و وال-ای به زودی عاشق او میشود. در پی ماجراجوییهایی در فضا، وال-ای و ایوا باید سرنوشت بشریت را تغییر دهند و امیدی جدید برای زمین پیدا کنند. این داستان عاشقانه رباتها که بدون نیاز به دیالوگهای پیچیده منتقل میشود، ماجرایی عمیق از عشق، دوستی، و محافظت از محیط زیست را بیان میکند.
انیمیشن وال-ای (2008) ما را به دنیای آینده میبرد، جایی که زمین به دلیل مصرفگرایی و زبالههای بیپایان غیرقابل سکونت شده است. تمامی انسانها زمین را ترک کردهاند و به زندگی در یک فضاپیما به نام اکسیم پناه بردهاند. تنها وال-ای، یک ربات کوچک و وفادار، باقی مانده است که وظیفهاش پاکسازی زمین است. در حالی که سالها مشغول کار است، وال-ای یک ویژگی منحصر به فرد پیدا میکند، احساسات. او تنهاییاش را با جمعآوری اشیاء جالبی که در زبالهها پیدا میکند، پر میکند. اما روزی زندگی یکنواخت او با ورود یک ربات مدرن و براق به نام ایوا (EVE) تغییر میکند. ایوا برای انجام یک ماموریت ویژه به زمین فرستاده شده و وال-ای به زودی عاشق او میشود. در پی ماجراجوییهایی در فضا، وال-ای و ایوا باید سرنوشت بشریت را تغییر دهند و امیدی جدید برای زمین پیدا کنند. این داستان عاشقانه رباتها که بدون نیاز به دیالوگهای پیچیده منتقل میشود، ماجرایی عمیق از عشق، دوستی، و محافظت از محیط زیست را بیان میکند.
لرد ولدمورت به قدرت بیشتری دست پیدا کرده و همچنان در حال رشد است. وزارت جادو و مدرسه هاگوارتز در دست اوست. هری، رون و هرمیون تصمیم دارند که کارهای دامبلدور را ادامه دهند و جعبهی پیچهای باقیمانده را بیابند تا بتوانند با ولدمورت مبارزه کنند. اما امید به زندگی و دنیای جادوگری کاهش یافته و مبارزه با ولدمورت سختتر از همیشه به نظر میرسد.
لرد ولدمورت به قدرت بیشتری دست پیدا کرده و همچنان در حال رشد است. وزارت جادو و مدرسه هاگوارتز در دست اوست. هری، رون و هرمیون تصمیم دارند که کارهای دامبلدور را ادامه دهند و جعبهی پیچهای باقیمانده را بیابند تا بتوانند با ولدمورت مبارزه کنند. اما امید به زندگی و دنیای جادوگری کاهش یافته و مبارزه با ولدمورت سختتر از همیشه به نظر میرسد.
«500 روز سامر» یک فیلم عاشقانه و کمدی درام است که در سال ۲۰۰۹ منتشر شد. داستان این فیلم دربارهی یک مرد به نام تام هنسن است که به طور مداوم به دنبال عشق و رابطهای معنیدار میگردد. او عاشق یک دختر به نام سامر شده و تصور او از رابطه با سامر خیلی متفاوتتر از واقعیت است و این موضوع به تجربههایی دردناک و دشوار برای او منجر میشود. فیلم به طور غیرخطی داستان عشق تام و سامر را در طی ۵۰۰ روز نشان میدهد، از لحظات شاد و شورانگیز گذشته تا لحظات دردناک و ناامید کننده.
«500 روز سامر» یک فیلم عاشقانه و کمدی درام است که در سال ۲۰۰۹ منتشر شد. داستان این فیلم دربارهی یک مرد به نام تام هنسن است که به طور مداوم به دنبال عشق و رابطهای معنیدار میگردد. او عاشق یک دختر به نام سامر شده و تصور او از رابطه با سامر خیلی متفاوتتر از واقعیت است و این موضوع به تجربههایی دردناک و دشوار برای او منجر میشود. فیلم به طور غیرخطی داستان عشق تام و سامر را در طی ۵۰۰ روز نشان میدهد، از لحظات شاد و شورانگیز گذشته تا لحظات دردناک و ناامید کننده.
داستان انیمیشن بالا از زندگی و ماجراجویی کارل فردریکسن، مردی ۷۸ ساله و تنها، شروع میشود که پس از فوت همسرش، تصمیم میگیرد خانهاش را با هزاران بادکنک به پرواز درآورد و رویای سفر به آبشار پردایز فالز در آمریکای جنوبی را، که روزی با همسرش در سر داشت، محقق کند. این سفر که قرار است تنها باشد، با ورود پسربچهای پیشآهنگ به نام راسل، سرشار از شگفتی و همراهیهای غیرمنتظره میشود. بالا با ورود ناگهانی راسل، ماجراجوییای را آغاز میکند که طی آن کارل یاد میگیرد چگونه گذشته را پشت سر بگذارد و بار دیگر از زندگی لذت ببرد. راسل، با انرژی و خوشقلبیاش، به عنوان همسفری جوان و کنجکاو، به این سفر معنایی جدید میبخشد. این دو، در کنار یک سگ سخنگو به نام داگ و پرندهای کمیاب و رنگارنگ به نام کوین، با چالشها و اتفاقات غیرمنتظرهای مواجه میشوند که طنز و هیجان داستان را افزایش میدهد و مخاطب را غرق در دنیای بکر و زیبای انیمیشن میکند.
داستان انیمیشن بالا از زندگی و ماجراجویی کارل فردریکسن، مردی ۷۸ ساله و تنها، شروع میشود که پس از فوت همسرش، تصمیم میگیرد خانهاش را با هزاران بادکنک به پرواز درآورد و رویای سفر به آبشار پردایز فالز در آمریکای جنوبی را، که روزی با همسرش در سر داشت، محقق کند. این سفر که قرار است تنها باشد، با ورود پسربچهای پیشآهنگ به نام راسل، سرشار از شگفتی و همراهیهای غیرمنتظره میشود. بالا با ورود ناگهانی راسل، ماجراجوییای را آغاز میکند که طی آن کارل یاد میگیرد چگونه گذشته را پشت سر بگذارد و بار دیگر از زندگی لذت ببرد. راسل، با انرژی و خوشقلبیاش، به عنوان همسفری جوان و کنجکاو، به این سفر معنایی جدید میبخشد. این دو، در کنار یک سگ سخنگو به نام داگ و پرندهای کمیاب و رنگارنگ به نام کوین، با چالشها و اتفاقات غیرمنتظرهای مواجه میشوند که طنز و هیجان داستان را افزایش میدهد و مخاطب را غرق در دنیای بکر و زیبای انیمیشن میکند.
در آخرین ماموریت جیمز باند، همهچیز اشتباه پیش میرود و آژانس مخفی اش به خطر میافتد. ام آی سیکس تحت حمله قرار میگیرد و باید نقشههای جدیدی را برای نجات خود رسم کند. تصمیمگیریها و قدرت جیمز باند در مقابل گرت مالوری، رئیس جدید کمیته اطلاعات و امنیت، به چالش کشیده میشود. اکنون آنها باید از خطرات چندگانه به رهایی برسند.
در آخرین ماموریت جیمز باند، همهچیز اشتباه پیش میرود و آژانس مخفی اش به خطر میافتد. ام آی سیکس تحت حمله قرار میگیرد و باید نقشههای جدیدی را برای نجات خود رسم کند. تصمیمگیریها و قدرت جیمز باند در مقابل گرت مالوری، رئیس جدید کمیته اطلاعات و امنیت، به چالش کشیده میشود. اکنون آنها باید از خطرات چندگانه به رهایی برسند.
"تنها بازمانده" یک فیلم جنگی آمریکایی در سال ۲۰۱۳ است که بر اساس رمانی با همین نام اثر مارکوس لوترل و پاتریک رابینسون ساخته شده است. فیلم به اتفاق واقعی "عملیات بدر" در افغانستان اختصاص دارد و داستان یک تیم نیروهای ویژه نیروی دریایی ایالات متحده را روایت میکند که در ماموریتی بسیار خطرناک درگیر میشوند. در جریان این ماموریت، تیم SEAL توسط گروهی از طالبان در کوهستانهای افغانستان محاصره میشود. داستان به تلاش تمام قدرت آنها برای بقا و مبارزه با دشمنان خود در مواجهه با شرایط بسیار سخت و خطرناک میپردازد. تنها یکی از اعضای تیم SEAL، از این حمله زنده بیرون میآید.
"تنها بازمانده" یک فیلم جنگی آمریکایی در سال ۲۰۱۳ است که بر اساس رمانی با همین نام اثر مارکوس لوترل و پاتریک رابینسون ساخته شده است. فیلم به اتفاق واقعی "عملیات بدر" در افغانستان اختصاص دارد و داستان یک تیم نیروهای ویژه نیروی دریایی ایالات متحده را روایت میکند که در ماموریتی بسیار خطرناک درگیر میشوند. در جریان این ماموریت، تیم SEAL توسط گروهی از طالبان در کوهستانهای افغانستان محاصره میشود. داستان به تلاش تمام قدرت آنها برای بقا و مبارزه با دشمنان خود در مواجهه با شرایط بسیار سخت و خطرناک میپردازد. تنها یکی از اعضای تیم SEAL، از این حمله زنده بیرون میآید.
داستان "سرزمین زامبیها" درباره چهار بازمانده است که در دنیایی پر از زامبیها به دنبال بقا هستند. کلمبوس، دانشجویی خجالتی و کمی بدبخت، با مجموعهای از قوانین خاص برای بقا در این دنیا حرکت میکند. تالاهسی، مردی خشن و دوستدار شیرینیهای توینکی، به او ملحق میشود. در مسیرشان با دو خواهر به نامهای ویچیتا و لیتل راک آشنا میشوند که آنها را فریب میدهند، اما در نهایت با هم به دنبال یک پارک تفریحی به نام "پاسیفیک پلیلند" میروند. در این سفر پرماجرا، آنها باید با انبوهی از زامبیها و خطرات مختلف روبرو شوند و در عین حال، به دوستانی نزدیک تبدیل میشوند.
داستان "سرزمین زامبیها" درباره چهار بازمانده است که در دنیایی پر از زامبیها به دنبال بقا هستند. کلمبوس، دانشجویی خجالتی و کمی بدبخت، با مجموعهای از قوانین خاص برای بقا در این دنیا حرکت میکند. تالاهسی، مردی خشن و دوستدار شیرینیهای توینکی، به او ملحق میشود. در مسیرشان با دو خواهر به نامهای ویچیتا و لیتل راک آشنا میشوند که آنها را فریب میدهند، اما در نهایت با هم به دنبال یک پارک تفریحی به نام "پاسیفیک پلیلند" میروند. در این سفر پرماجرا، آنها باید با انبوهی از زامبیها و خطرات مختلف روبرو شوند و در عین حال، به دوستانی نزدیک تبدیل میشوند.
فیلم آخرت یا سفر به دیگر سو (Hereafter) به کارگردانی کلینت ایستوود، داستان سه شخصیت اصلی را روایت میکند که هر یک به نوعی با موضوع مرگ و زندگی پس از آن مواجه میشوند. یک کارگر کارخانه در ایالات متحده که توانایی خاصی در ارتباط با مردگان دارد، تلاش میکند تا با این قدرت خود کنار بیاید و زندگی عادیاش را ادامه دهد. یک روزنامهنگار فرانسوی که پس از تجربه یک حادثه نزدیک به مرگ، به جستجوی معنای زندگی و مرگ میپردازد. و یک پسر نوجوان در لندن که پس از مرگ برادرش، با احساس تنهایی و سردرگمی مواجه میشود. این سه شخصیت در طول فیلم به تدریج به یکدیگر نزدیک میشوند و تجربیاتشان درباره مرگ و زندگی، آنها را به سفری معنوی و خودشناسی سوق میدهد. فیلمِ پس از این، به موضوعاتی چون عشق، از دست دادن و جستجوی معنا در زندگی پرداخته و نشان میدهد که چگونه مرگ میتواند بر زندگی افراد تأثیر بگذارد و آنها را به سمت درک عمیقتری از وجود خود هدایت کند.
فیلم آخرت یا سفر به دیگر سو (Hereafter) به کارگردانی کلینت ایستوود، داستان سه شخصیت اصلی را روایت میکند که هر یک به نوعی با موضوع مرگ و زندگی پس از آن مواجه میشوند. یک کارگر کارخانه در ایالات متحده که توانایی خاصی در ارتباط با مردگان دارد، تلاش میکند تا با این قدرت خود کنار بیاید و زندگی عادیاش را ادامه دهد. یک روزنامهنگار فرانسوی که پس از تجربه یک حادثه نزدیک به مرگ، به جستجوی معنای زندگی و مرگ میپردازد. و یک پسر نوجوان در لندن که پس از مرگ برادرش، با احساس تنهایی و سردرگمی مواجه میشود. این سه شخصیت در طول فیلم به تدریج به یکدیگر نزدیک میشوند و تجربیاتشان درباره مرگ و زندگی، آنها را به سفری معنوی و خودشناسی سوق میدهد. فیلمِ پس از این، به موضوعاتی چون عشق، از دست دادن و جستجوی معنا در زندگی پرداخته و نشان میدهد که چگونه مرگ میتواند بر زندگی افراد تأثیر بگذارد و آنها را به سمت درک عمیقتری از وجود خود هدایت کند.
خوان به عنوان یک مأمور تازه وارد، در زندانی با اعتصاب و شورشهای زندانیان وارد میشود. او به طور ناخواسته در میان شورش قرار میگیرد و وارد داستانی از تنشها، اتفاقات اکشن و انسانیت در یک زندان خشن و پر خطر میشود...
خوان به عنوان یک مأمور تازه وارد، در زندانی با اعتصاب و شورشهای زندانیان وارد میشود. او به طور ناخواسته در میان شورش قرار میگیرد و وارد داستانی از تنشها، اتفاقات اکشن و انسانیت در یک زندان خشن و پر خطر میشود...
در داستان فیلم "شبکه اجتماعی"، در 28 اکتبر 2003، مارک زاکربرگ، دانشجوی 19 ساله دوم دانشگاه هاروارد توسط دوست دخترش، اریکا آلبرایت، طرد شد. زاکربرگ در بازگشت به خوابگاه خود، در وبلاگ LiveJournal خود پستی توهین آمیز درباره آلبرایت می نویسد. او یک وب سایت دانشگاهی به نام Facemash را با هک کردن پایگاه داده دانشگاه برای سرقت عکس های دانشجویان دختر ایجاد می کند و سپس به بازدیدکنندگان سایت اجازه می دهد تا جذابیت آنها را ارزیابی کنند. پس از اینکه ترافیک سایت بخشهایی از شبکه کامپیوتری هاروارد را خراب میکند، زاکربرگ از شش ماه عفو مشروط تحصیلی برخوردار میشود.
در داستان فیلم "شبکه اجتماعی"، در 28 اکتبر 2003، مارک زاکربرگ، دانشجوی 19 ساله دوم دانشگاه هاروارد توسط دوست دخترش، اریکا آلبرایت، طرد شد. زاکربرگ در بازگشت به خوابگاه خود، در وبلاگ LiveJournal خود پستی توهین آمیز درباره آلبرایت می نویسد. او یک وب سایت دانشگاهی به نام Facemash را با هک کردن پایگاه داده دانشگاه برای سرقت عکس های دانشجویان دختر ایجاد می کند و سپس به بازدیدکنندگان سایت اجازه می دهد تا جذابیت آنها را ارزیابی کنند. پس از اینکه ترافیک سایت بخشهایی از شبکه کامپیوتری هاروارد را خراب میکند، زاکربرگ از شش ماه عفو مشروط تحصیلی برخوردار میشود.
به دنیای پیچیدهی خوابها وارد شوید، جایی که مرز واقعیت و خیال محو میشود و هر مرحله با خطراتی غافلگیرکننده همراه است. در این سفر هیجانانگیز، ذهن تبدیل به صحنهای از جنایت و رازهای نهان میشود.
به دنیای پیچیدهی خوابها وارد شوید، جایی که مرز واقعیت و خیال محو میشود و هر مرحله با خطراتی غافلگیرکننده همراه است. در این سفر هیجانانگیز، ذهن تبدیل به صحنهای از جنایت و رازهای نهان میشود.
فیلم مکس دیوانه: جاده خشم داستان مکس راکاتانسکی را دنبال میکند که در دنیایی ویرانشده و بیابانی توسط گروهی از جنگجویان به رهبری ایمورتان جو اسیر میشود. ایمورتان جو، دیکتاتوری بیرحم که منابع آب را کنترل میکند، زنان را به عنوان برده نگه میدارد. اما یکی از فرماندهانش به نام فیوریوسا تصمیم به فرار میگیرد و همراه با چند زن اسیر، به امید یافتن مکانی بهتر، به جاده خشم میزند. مکس که ابتدا به عنوان یک اسیر به این سفر میپیوندد، به تدریج به فیوریوسا و گروهش کمک میکند تا از دست ایمورتان جو و ارتشش فرار کنند.
فیلم مکس دیوانه: جاده خشم داستان مکس راکاتانسکی را دنبال میکند که در دنیایی ویرانشده و بیابانی توسط گروهی از جنگجویان به رهبری ایمورتان جو اسیر میشود. ایمورتان جو، دیکتاتوری بیرحم که منابع آب را کنترل میکند، زنان را به عنوان برده نگه میدارد. اما یکی از فرماندهانش به نام فیوریوسا تصمیم به فرار میگیرد و همراه با چند زن اسیر، به امید یافتن مکانی بهتر، به جاده خشم میزند. مکس که ابتدا به عنوان یک اسیر به این سفر میپیوندد، به تدریج به فیوریوسا و گروهش کمک میکند تا از دست ایمورتان جو و ارتشش فرار کنند.
"یک جایی" فیلمی درام و کمدی به کارگردانی صوفیا کوپولا است که در سال 2010 منتشر شد. داستان فیلم درباره یک بازیگر بیعاطفه هالیوودی به نام جانی مارکو است که پس از بازگشت به هتل Chateau Marmont، زندگی خود را دوباره بررسی میکند. وقتی دختر یازده سالهاش، کلئو، او را غافلگیر میکند، زندگی جانی دستخوش تغییر می شود. در طول فیلم، جانی و کلئو زمان زیادی را با یکدیگر سپری میکنند و ارتباط نزدیکتری با هم دارند. این تجربه برای جانی فرصتی است تا زندگی خود را از نگاه دیگری ببیند و از نقطه نظر دخترش یاد بگیرد. "یک جایی" به زیبایی از روابط خانوادگی، رشد شخصی و معنای واقعی زندگی برای یک هنرمند بحث میکند. این فیلم با استفاده از تصاویر زیبا و صداگذاری دقیق، تأثیرات عمیقی بر روی تماشاگران داشته و به آنها فرصت میدهد تا در عمق شخصیتهای فیلم نفوذ کنند.
"یک جایی" فیلمی درام و کمدی به کارگردانی صوفیا کوپولا است که در سال 2010 منتشر شد. داستان فیلم درباره یک بازیگر بیعاطفه هالیوودی به نام جانی مارکو است که پس از بازگشت به هتل Chateau Marmont، زندگی خود را دوباره بررسی میکند. وقتی دختر یازده سالهاش، کلئو، او را غافلگیر میکند، زندگی جانی دستخوش تغییر می شود. در طول فیلم، جانی و کلئو زمان زیادی را با یکدیگر سپری میکنند و ارتباط نزدیکتری با هم دارند. این تجربه برای جانی فرصتی است تا زندگی خود را از نگاه دیگری ببیند و از نقطه نظر دخترش یاد بگیرد. "یک جایی" به زیبایی از روابط خانوادگی، رشد شخصی و معنای واقعی زندگی برای یک هنرمند بحث میکند. این فیلم با استفاده از تصاویر زیبا و صداگذاری دقیق، تأثیرات عمیقی بر روی تماشاگران داشته و به آنها فرصت میدهد تا در عمق شخصیتهای فیلم نفوذ کنند.
داستان فیلم پناه بگیر در مورد مردی به نام کورتیس است که کابوسهای بیوقفه و تمامنشدنیای در مورد طوفانی عظیم و آخرالزمان میبیند. کورتیس خیال میکند که به توهم مبتلا است و به همین دلیل به روانپزشک مراجعه میکند. اما همچنان کابوسهای او ادامه دارد. همین موضوع باعث میشود که او شروع به ساختن پناهگاهی در دل زمین و درست وسط حیاط خانه خود بکند! خانواده کورتیس و اطرافیانش به سلامت عقل او شک میکنند اما او مصمم است تا پناهگاه را برای نجات خانواده خود بسازد...
داستان فیلم پناه بگیر در مورد مردی به نام کورتیس است که کابوسهای بیوقفه و تمامنشدنیای در مورد طوفانی عظیم و آخرالزمان میبیند. کورتیس خیال میکند که به توهم مبتلا است و به همین دلیل به روانپزشک مراجعه میکند. اما همچنان کابوسهای او ادامه دارد. همین موضوع باعث میشود که او شروع به ساختن پناهگاهی در دل زمین و درست وسط حیاط خانه خود بکند! خانواده کورتیس و اطرافیانش به سلامت عقل او شک میکنند اما او مصمم است تا پناهگاه را برای نجات خانواده خود بسازد...
تام برای شرکت در مراسم خاکسپاری معشوقش، گیوم، به مزرعهای دورافتاده سفر میکند. داستان تام در مزرعه ما را با این حقیقت روبرو میکند که مادر گیوم از رابطه آنها بیاطلاع بوده و انتظار دارد با دوستدختر پسرش ملاقات کند. اما فرانسیس، برادر بزرگتر گیوم، حقیقت را میداند و با تهدید و خشونت، تام را وادار به سکوت میکند. تام که ابتدا قصد بازگشت دارد، بهتدریج در بازیهای روانی فرانسیس گرفتار میشود. نوعی وابستگی عجیب میان آنها شکل میگیرد، در حالی که تام میان ترس و کنجکاوی گرفتار است. با ورود سارا، همکار تام که برای حفظ دروغ خانواده نقش دوستدختر گیوم را بازی میکند، اوضاع پیچیدهتر میشود. در نهایت، تام باید تصمیم بگیرد که بماند یا از این دنیای نا آشنا فرار کند.
تام برای شرکت در مراسم خاکسپاری معشوقش، گیوم، به مزرعهای دورافتاده سفر میکند. داستان تام در مزرعه ما را با این حقیقت روبرو میکند که مادر گیوم از رابطه آنها بیاطلاع بوده و انتظار دارد با دوستدختر پسرش ملاقات کند. اما فرانسیس، برادر بزرگتر گیوم، حقیقت را میداند و با تهدید و خشونت، تام را وادار به سکوت میکند. تام که ابتدا قصد بازگشت دارد، بهتدریج در بازیهای روانی فرانسیس گرفتار میشود. نوعی وابستگی عجیب میان آنها شکل میگیرد، در حالی که تام میان ترس و کنجکاوی گرفتار است. با ورود سارا، همکار تام که برای حفظ دروغ خانواده نقش دوستدختر گیوم را بازی میکند، اوضاع پیچیدهتر میشود. در نهایت، تام باید تصمیم بگیرد که بماند یا از این دنیای نا آشنا فرار کند.
داستان فیلم "ویپلش" درباره اندرو نیمن دانشجوی سال اول و درامر جاز در کنسرواتوار معتبر شفر در شهر نیویورک است، به امید روزی که میراثی مانند بت دوران کودکی خود، نوازنده جاز بادی ریچ، از خود به جای بگذارد. ترنس فلچر، رهبر ارکستر گروه استودیو کنسرواتوار شفر، او را برای نواختن در گروه استودیو به عنوان جایگزین کارل تانر درامر اصلی استخدام می کند. اندرو به سرعت متوجه می شود که فلچر بی وقفه سختگیر است، او هنرجویانش را مورد سرزنش قرار می دهد و به آنها توهین می کند.
داستان فیلم "ویپلش" درباره اندرو نیمن دانشجوی سال اول و درامر جاز در کنسرواتوار معتبر شفر در شهر نیویورک است، به امید روزی که میراثی مانند بت دوران کودکی خود، نوازنده جاز بادی ریچ، از خود به جای بگذارد. ترنس فلچر، رهبر ارکستر گروه استودیو کنسرواتوار شفر، او را برای نواختن در گروه استودیو به عنوان جایگزین کارل تانر درامر اصلی استخدام می کند. اندرو به سرعت متوجه می شود که فلچر بی وقفه سختگیر است، او هنرجویانش را مورد سرزنش قرار می دهد و به آنها توهین می کند.
در یک بعدازظهر آرام، خانوادهای دور هم جمع شدهاند تا تولد دختری یازده ساله را جشن بگیرند. خندهها، کیک و عکسهای خانوادگی همهچیز را عادی جلوه میدهند، اما چیزی در این تصویر کامل نیست. حادثهای ناگهانی، سکوتی سنگین را جایگزین شادی میکند و پس از آن، سوالهایی بیپاسخ در فضا میمانند. پلیس وارد ماجرا میشود، اما خانهای که از بیرون منظم و آرام بهنظر میرسد، درونش چیزی پنهان دارد. داستان فیلم خانم خشونت درباره خانوادهای است که پشت دیوارهای خانهشان، واقعیتهای دیگری را پنهان کردهاند. با هر روزی که میگذرد، لایهای از این سکوت کنده میشود و آنچه باقی میماند، تصویری است از رنج، فشار و حقیقتهایی که نباید پنهان میماندند.
در یک بعدازظهر آرام، خانوادهای دور هم جمع شدهاند تا تولد دختری یازده ساله را جشن بگیرند. خندهها، کیک و عکسهای خانوادگی همهچیز را عادی جلوه میدهند، اما چیزی در این تصویر کامل نیست. حادثهای ناگهانی، سکوتی سنگین را جایگزین شادی میکند و پس از آن، سوالهایی بیپاسخ در فضا میمانند. پلیس وارد ماجرا میشود، اما خانهای که از بیرون منظم و آرام بهنظر میرسد، درونش چیزی پنهان دارد. داستان فیلم خانم خشونت درباره خانوادهای است که پشت دیوارهای خانهشان، واقعیتهای دیگری را پنهان کردهاند. با هر روزی که میگذرد، لایهای از این سکوت کنده میشود و آنچه باقی میماند، تصویری است از رنج، فشار و حقیقتهایی که نباید پنهان میماندند.
در فیلم "هشت نفرت انگیز" در سال 1877، سرگرد مارکیز وارن، جایزه بگیر و کهنه سرباز اتحادیه، با سه جسد جایزه به رد راک، وایومینگ میرود. اسب وارن بیرون میآید و او در مواجهه با کولاک، سوار بر کالسکهای می شود که توسط O.B جکسون رانده می شود. در داخل، جان روث، شکارچی جوایز، با دستبند به دیزی دومیرگ فراری "دیوانه"، او را به رد راک می برد تا به دار آویخته شود. کریس مانیکس که پدرش، ارسکین، یک شبه نظامی Lost-Causer به نام غارتگران Mannix را رهبری می کرد، ادعا می کند که کلانتر جدید رد راک است و به آنها می پیوندد.
در فیلم "هشت نفرت انگیز" در سال 1877، سرگرد مارکیز وارن، جایزه بگیر و کهنه سرباز اتحادیه، با سه جسد جایزه به رد راک، وایومینگ میرود. اسب وارن بیرون میآید و او در مواجهه با کولاک، سوار بر کالسکهای می شود که توسط O.B جکسون رانده می شود. در داخل، جان روث، شکارچی جوایز، با دستبند به دیزی دومیرگ فراری "دیوانه"، او را به رد راک می برد تا به دار آویخته شود. کریس مانیکس که پدرش، ارسکین، یک شبه نظامی Lost-Causer به نام غارتگران Mannix را رهبری می کرد، ادعا می کند که کلانتر جدید رد راک است و به آنها می پیوندد.