ژانر فیلمهای جنایی ایرانی از دهههای گذشته تا سال ۱۴۰۴ یکی از پرتحرکترین و تأثیرگذارترین شاخههای سینمای ایران بوده است. این آثار فراتر از تعقیب و گریز یا صحنههای خشونتآمیز، به پیچیدگی روانشناختی شخصیتها، انگیزههای آنها و مناسبات اجتماعی پیرامون جرم میپردازند و اغلب مخاطب را درگیر معماها و پروندههای جنایی میکنند.
یکی از نمونههای برجسته، «نگار (۱۳۹۴)» است که داستان زنی را دنبال میکند که در یک حادثه خشونتآمیز درگیر میشود و زندگی او و اطرافیانش در معرض تهدید قرار میگیرد. روایت غیرخطی فیلم، تصمیمات و انگیزههای شخصیتها را آشکار میکند و در عین حال معمای قتل و مسئولیتهای اخلاقی آنها را به تصویر میکشد.
در «مغزهای کوچک زنگزده (۱۳۹۶)"، گروهی از جوانان درگیر فروش مواد مخدر و خشونت خیابانی هستند. داستان فیلم تمرکز ویژهای بر پیامدهای اجتماعی و روانی این زندگی پرخطر دارد و نشان میدهد چگونه فقر و محیط پرخطر میتوانند مسیر افراد را به سوی جنایت سوق دهند. شخصیتها با انتخابهای سخت و تضادهای اخلاقی مواجه میشوند که حس همذاتپنداری مخاطب را تقویت میکند.
«شنای پروانه (۱۳۹۸)» یک اثر جنایی–معمایی است که داستان قتل و جستوجوی قاتل را روایت میکند. یک ویدئو جنجالی در فضای مجازی جریان اصلی داستان را شکل میدهد و پلیس و شخصیتهای درگیر باید با سرنخها و مدارک محدود، پرده از حقیقت بردارند. فیلم تمرکز زیادی بر تعلیق و تحلیل رفتار قربانیان و مظنونین دارد.
«متری شیش و نیم (۱۳۹۸)" داستان مأمور پلیسی را روایت میکند که در مقابله با شبکه گسترده مواد مخدر در تهران، با فساد و تهدیدهای اجتماعی مواجه میشود. فیلم علاوه بر صحنههای تعقیب و گریز، بر انگیزههای جنایی کاراکترها و تعاملات پیچیده با سیستم قانونی تأکید دارد و توانسته به یکی از تأثیرگذارترین آثار ژانر جنایی–اجتماعی تبدیل شود.
در سالهای اخیر، «بیبدن (۱۴۰۳)" با الهام از پرونده واقعی قتل، مسیر کشف حقیقت را با دقت و تعلیق روایت میکند. این فیلم با نمایش تلاش پلیس و پیچیدگیهای پرونده، حس تعقیب جنایت و تحلیل انگیزهها را به شکل هیجانانگیزی ارائه میدهد.
جدیدترین اثر، «قاتل و وحشی (۱۴۰۴)" است؛ فیلمی جنایی–تریلر که داستان یک قاتل خطرناک و اثرات جنایتهای او بر خانواده و جامعه را روایت میکند. فیلم با تمرکز بر تعلیق، خشونت روانی و مواجهه قربانیان و مجرم با یکدیگر، تجربهای تاریک و جذاب از ژانر جنایی ارائه میدهد.
به طور کلی، فیلمهای جنایی ایرانی مسیر تحولی طولانی داشتهاند؛ از آثار کلاسیک که بر انتقام و خشونت شخصی تمرکز داشتند تا نمونههای جدیدتر که خلاصه داستانهای پیچیده، تحلیل روانشناختی و نقد اجتماعی را با تعلیق و معما ترکیب کردهاند. آثاری مانند نگار، خفگی، مغزهای کوچک زنگزده، شنای پروانه، متری شیش و نیم، بیبدن و قاتل و وحشی نمونههای شاخصی هستند که نشان میدهند ژانر جنایی ایرانی چگونه میتواند داستان جذاب، پیچیدگی شخصیتها و تعلیق جنایی را همزمان ارائه دهد.