در داستان این فیلم، هنک تامپسون، مردی که در جزیرهای اسیر شده است، در آستانه حلق آویز کردن خود است، اما جسدی را میبیند که در ساحل آب میشود. او سعی می کند آن را احیا کند، اما جسد با نفخ بی وقفه اش او را متحیر می کند. همانطور که جزر و مد شروع به شستن جسد می کند، هنک نظاره گر آن است که نفخ آن جسد را روی سطح آب به اطراف می راند. هنک بلافاصله سوار جسد میشود و مانند یک جت اسکی روی اقیانوس حرکت میکند و در ساحلی دور از تمدن فرود میآید. هنک صبح روز بعد متوجه می شود که جسد قدرت دیگری دارد.
هیچ موردی یافت نشد
هیچ موردی یافت نشد