بیل لی، یک مامور سمپاشی حشرات در نیویورک سال ۱۹۵۳، خود و همسرش جوآن، به پودر حشرهکشی که او برای کارش استفاده میکند، معتاد میشوند. داستان ناهار عریان که اقتباسی آزاد از رمان ویلیام اس. باروز و زندگی خود اوست، بیل را پس از یک حادثهی هولناک دنبال میکند: او بهطور تصادفی همسرش را در حین انجام بازی "ویلیام تل" به قتل میرساند. این تراژدی، بیل را به ورطهی یک دنیای توهمزا به نام "اینترزون"، منطقهای در شمال آفریقا، میکشاند. در اینترزون، بیل خود را یک مامور مخفی میپندارد که از موجودات عجیب و غریب دستور میگیرد و ماشین تحریرش به یک سوسک سخنگو تبدیل میشود. او تجربیات وهمآلود خود را در قالب "گزارشهایی" مینویسد و درگیر توطئهای مرموز میشود که توسط حشرات غولپیکر هدایت میشود.
هیچ موردی یافت نشد
هیچ موردی یافت نشد