در نیوزلند دهه ۱۹۵۰، «لایونل» جوانی آرام و سر به زیر است که تحت سلطه مادر مستبد خود، «ورا»، زندگی میکند. وقتی لایونل عاشق «پاکیتا»، دختری سرزنده میشود، مادرش از روی حسادت آنها را در باغوحش تعقیب میکند و در آنجا توسط یک موجود عجیب و نادر به نام «میمون-موش سوماترایی» گزیده میشود. این گزش، آغازی بر یک کابوس تمامعیار است. ورا بهتدریج میمیرد و به یک زامبی تشنه به خون تبدیل میشود. لایونل در تلاشی مذبوحانه و کمدی، سعی میکند مادر زامبیشده و قربانیان روزافزون را در زیرزمین خانه پنهان کند. اما با برگزاری یک مهمانی بزرگ در خانه، این راز وحشتناک برملا شده و لایونل باید با یک ماشین چمنزنی به جنگ ارتشی از زامبیها برود تا از عشقش محافظت کند.
هیچ موردی یافت نشد
هیچ موردی یافت نشد