رفی، مردی نزدیک به چهلسالگی که بارها دورههای بازپروری را نیمهکاره رها کرده، در پنجمین تلاش برای ترک اعتیاد از کلینیک اخراج میشود و ناچار به خانه مادرش پناه میبرد؛ اما دو روز بعد، مادر او را بیرون میکند. رفی سراغ ترینو، آخرین دوست باقیماندهاش، میرود و درمییابد اینس، دوست دوران دبیرستانش، بهتازگی طلاق گرفته است. او برای جلب توجه اینس تصمیم میگیرد شغل معمولی پیدا کند، بزرگ شود و این بار به بهبودیاش جدیتر فکر کند.
هیچ موردی یافت نشد
هیچ موردی یافت نشد