فیلمی که قلب تکتک روزنامهنگاران زن را که در موقعیتهای مختلف احساس کردهاند به حاشیه رانده شدهاند، آرام خواهد کرد؛ در حالی که مردان ریشدارِ پیراهنچهارخانهپوش مشغول مطرح کردن دیدگاههای ازخودراضیانهٔ خود بودهاند. Mile End Kicks بیدرنگ تصویری تازه و طراوتبخش از معنای دنبال کردن اشتیاقِ نوشتن دربارهٔ هنر، آن هم بهعنوان یک زن، ارائه میدهد.
فیلمنامه لواک تند و تیز، عمیقاً انسانی، دردناک و در عین حال به شدت خندهدار است. میخندید، شگفتزده میشوید و شاید حتی یک اشک هم بریزید. در حالی که گاهی فرمولی به نظر میرسد، اما از نمایش یک اقدام رمانتیک بزرگ در بخش سوم داستان جلوگیری میکند و به جای آن، پایانی آرامتر و پراحساستر ارائه میدهد.
هرچه بیشتر در این سفر همراه گریس در نخستین گامهایش به سوی بزرگسالی پیش میرویم، فیلم بیشتر شایستگیِ عناصر آشنای یک داستان بلوغ را پیدا میکند؛ در عین حال، به لایههای عمیقتری نفوذ میکند که آن را صاحب هویتی مستقل میسازد.
فریرا قهرمانی باورپذیر و همدلیبرانگیز است و به شخصیت گریس نوعی آسیبپذیری میبخشد که باعث میشود تماشاگر طرفدار او شود؛ حتی وقتی او زندگی خودش را به دلایلی که حتی خودش هم ظاهراً درک نمیکند، به آشوب میکشد.
فیلم لِوَک سرشار از لحظات صمیمانه و سختیهایی است که در میان دردسرها و چالشهای دوران جوانیِ رو به رشدِ گریس شکل میگیرند؛ فیلم مانند یک آلبوم موسیقی تازه است که در عین آشنا بودن، هیجانانگیز و تازه به نظر میرسد.