وال پس از 28 سال حبس به خاطر وفاداری و لو ندادن همدستانش، از زندان آزاد میشود. بهترین دوستش، داک، بیرون منتظر اوست تا شبی بهیادماندنی را برایش رقم بزند. آنها به همراه دوست قدیمیشان، هرش، دوباره گرد هم میآیند و تلاش میکنند تا سالهای از دست رفته را با خوشگذرانی جبران کنند. اما این شب تجدید دیدار، سایهای تاریک بر سر خود دارد. داک یک راز خطرناک را پنهان میکند: او از طرف یک رئیس مافیای کینهتوز دستور دارد تا قبل از طلوع آفتاب، وال را به قتل برساند. با گذشت زمان، داک باید میان وفاداری به دوستش و حفظ جان خود، انتخابی غیرممکن انجام دهد و این سه رفیق قدیمی با گذشته خود روبرو شوند.
هیچ موردی یافت نشد
هیچ موردی یافت نشد