مایکل جنینگز یک مهندس باهوش است که در پروژههای مهندسی معکوس فعالیت میکند. او پس از هر پروژه، حافظهاش را پاک میکند تا از افشای اطلاعات جلوگیری شود. داستان دستمزد جایی شروع میشود که یک روز، مایکل پیشنهاد کاری سهسالهای از شرکت آلکام دریافت میکند که با دستمزدی بزرگ همراه است. پس از پایان پروژه و پاک شدن حافظهاش، او متوجه میشود که به جای دستمزد، پاکتی حاوی چندین شیء بیارزش به او داده شده است. سردرگم و نگران، مایکل درمییابد که این اشیا در واقع سرنخهایی هستند که خودش قبل از پاک شدن حافظهاش برای نجات آیندهاش باقی گذاشته است. در حالی که تحت تعقیب FBI و عوامل آلکام قرار دارد، او باید معماهای این سرنخها را حل کند تا بفهمد چه اتفاقی افتاده است.
هیچ موردی یافت نشد
هیچ موردی یافت نشد