اگر «جاده یخی: انتقام» را بر اساس معیارهای خودش قضاوت کنیم، فیلم چندان بدی نیست. تأملات شخصیت لیام نیسون درباره کنار آمدن با سوگ، بدون آنکه زندگی کاملاً متوقف شود، از نظر احساسی عمقی بیشتر از چیزی به فیلم میبخشد که معمولاً از یک اکشن مستقیم برای شبکه نمایش خانگی با واژه «انتقام» در عنوانش انتظار میرود.
در «جاده یخی: انتقام» هیچ چیز تازهای پیدا نمیشود که در اکشنهای معمول لیام نیسون طی دوازده سال اخیر ندیده باشید؛ با این تفاوت که آن فیلمها دستکم خیلی زودتر سراغ بخشهای هیجانانگیز و جذاب خود میروند.
«جاده یخی: انتقام» تمام کلیشهها و نقاط عطف یک فیلم اکشن استاندارد را با همان ظرافتی به تصویر میکشد که یک خودروی از کنترل خارجشده هنگام سقوط از سراشیبی تند، پیش از برخورد و انفجار در آتش دارد. نتیجه اثری است که نه سرگرمکننده است، نه هیجانانگیز و نه حتی آنقدر جذاب که بتواند توجه مخاطب را جلب کند.