یک رواندرامِ فریبنده دربارهٔ گسستهای خانوادگی، هویتِ لغزان و دشواریِ راههایی است که آدمها از طریق آنها تلاش میکنند پس از یک تراژدی به زندگی ادامه دهند.
این اشارات سینمایی برای عاشقان فیلم مثل طعمهای وسوسهانگیز است؛ و با اینکه فکر کردن به آنها لذتبخش است، آنقدر ظریف و هنرمندانه در تار و پود داستان تنیده شدهاند که هرگز حواس را از شخصیتها و احساسات داستان پرت نمیکنند و به خودنمایی کارگردان یا نمایش مهارتهای صرفاً کارگردانی تبدیل نمیشوند.
تا حدی به شکلی معجزهآسا، از این برخوردِ سرنوشتسازِ قلبها و ذهنها با سبُکترین و لطیفترین حالوهوا بیرون برده میشویم؛ با این احساس که توانایی ما برای باز یافتن هماهنگی، همواره به شکلی زیبا رازآلود باقی خواهد ماند.
«پتزولد Miroirs را ــ معمایی ظریف، شیرین و ۸۶ دقیقهای ــ به یکی از دوستداشتنیترین و عمیقترین فیلمهای کوچک دربارهٔ این موضوع تبدیل میکند که چگونه گاهی تنها با باز کردن یک در، میتوان دلهای شکسته را ترمیم کرد.»
با اینکه اثری بسیار ظریف و کمحجم است، دستاوردهای غنی و ارزشمندی به همراه دارد. Mirrors No. 3 (که عنوانش را از موومان سومِ یک سوئیت پیانویی از راول گرفته است) نمونهای درخشان از این است که چگونه با مواد و امکاناتی محدود، در دستان یک تیم خلاق و بازیگرانی درجهیک، میتوان به اثری چشمگیر دست یافت.
این تکه پازل 86 دقیقهای یکی از آثار برجسته کارگردان نیست، اما به خاطر لذتهای خاص او از بافت و لحن خود متمایز است و همکاری مداوم او با ستارهاش، پائولا بیر، را به سرزمینهای حتی بیشتری از رمز و راز میبرد.