داستان کیسکه ایگاری، پدری تنها را روایت می کند که پس از مرگ همسرش بر اثر بیماری، مسئولیت بزرگ کردن دختر نوجوان و پسر دبستانی خود را به تنهایی بر عهده گرفته است. او در کنار انجام وظایف شغلی، باید به امور خانه و نیازهای فرزندانش نیز رسیدگی کند؛ مسئولیت هایی که به تدریج او را از نظر جسمی و روحی فرسوده می کنند. یک روز، زمانی که چندین مشکل خانوادگی و کاری به طور همزمان برایش پیش می آید، مردی اسرارآمیز مقابل او ظاهر می شود که ادعا می کند نسخه ای از خود او در آینده است. کیسکه خیلی زود متوجه می شود که یک ماشین زمان به شکلی غیرمنتظره در حیاط خانه اش ظاهر شده است. او تصمیم می گیرد از این فرصت استفاده کند و به ابتدای همان روز بازگردد تا بتواند مشکلات فرزندانش را حل کند، اشتباهات کاری را جبران کند و از وقوع حوادث ناگوار جلوگیری کند. اما با هر بار سفر در زمان، نسخه های بیشتری از خودش به وجود می آیند و مدیریت شرایط پیچیده تر می شود. در میان موقعیت های خنده دار و اتفاقات غیرمنتظره، کیسکه به تدریج متوجه می شود که برای محافظت از خانواده اش، تنها تغییر گذشته کافی نیست و باید احساسات و نیازهای عزیزانش را بهتر درک کند.
هیچ موردی یافت نشد
هیچ موردی یافت نشد