ترنر بهخوبی توانسته زارا را باورپذیر نگه دارد؛ او بیشتر شبیه حیوانی گرفتار و گوشهگیر است تا یک ابرقهرمان، و مخاطب واقعاً آرزو میکند که او پیروز شود. با وجود تمام صحنههای اکشن، «استیل» جایی برای تأمل نیز پیدا میکند. این سریال بدون اینکه هرگز از سرعت روایی خود کم کند، به نوعی تأمل درباره این ایده تبدیل میشود که عشق به پول ریشه همه بدیهاست.
«استیل» به لطف بازی فوقالعاده ترنر بهخوبی عمل میکند. در مرکز این سریال، یک توطئه غیرقابلتصور قرار دارد که کل نظام مالی بریتانیا را دستخوش آشوب و تغییر میکند.
اینکه مدام حدس بزنید چه کسی پشت بزرگترین توطئه سریال قرار دارد، سرگرمکننده است؛ اما وقتی حقیقت آشکار میشود، نتیجه چندان رضایتبخش نیست. با این حال، مسیری که برای رسیدن به آن طی میشود همچنان تجربهای جذاب و سرگرمکننده است.
«استیل» سریالی خوشساخت با تدوین روان، بازیهای خوب و فیلمنامه و کارگردانی قابلقبول است؛ اما گاهی روند داستان در توضیحات مربوط به فریبهای مالی و لحظات خیانتآمیز و تا حدی بیمنطق، گرفتار و کند میشود.