این یک نشانه از قدرت دانم بهعنوان یک خالق و کسی است که با نشانهها و کلیشههای مورد استفادهاش آشنا است و تا حدی نیز آنها را به چالش میکشد. اینکه این سریال بهطور همزمان هم بسیار خندهدار است و هم در دل صداقت و ابلهی غرق میشود، چیزی است که آن را بسیار جذاب میکند.
این فیلم گاهی اوقات به نام خود وفا میکند، اما در کل، "خیلی زیاد" یک داستان عاشقانه خندهدار، جذاب و احساسی است – و طرفداران "دختران" از دیدن جانب ملایمتر لِنا دانهم لذت خواهند برد.
وقتی «جس» و «فلیکس» تمام شب را به تماشای فیلم و حرف زدن درباره خودشان میگذرانند، فرصتی به «دانهم» میدهد تا یکی از بهترین نوشتههایش را ارائه کند: بامزه، طبیعی، کمی بیش از حد صادق و صمیمی. و به لطف شیمی بین «استالتر» و «شارپ»، واقعاً حس گرمی و جذابیت در صحنهها وجود دارد.
او در روایتهای کوتاهمدت فوقالعاده است. هر چه داستان کوچکتر باشد، نوشتههایش درخشانتر میشوند. قسمتهای او مثل نمایشنامهاند. وقتی صحنه به صحنه نگاه کنیم، نوشتههایش حتی بهتر هم میشوند: جالب و غیرمنتظره، پر از لذتهای غافلگیرکنندهای که آشفتگی خلاقانهاش را قابل تحمل میکند.
«Too Much» تلاش میکند از دل ژانری که پر از تصویرهای زیبا و البته سطحی از عشق است، یک رابطه عاشقانه واقعی و بزرگسالانه بیرون بکشد. هرچند از بیشتر آثار مشابه خودش بهتر است، اما کاستی های قابل توجهی دارد.