ماجرای تب طلا؛ «بینز» در کوهستان طلا پیدا میکند و با شتاب خود را به شهر میرساند تا این خبر را اعلام کند. طولی نمیکشد که همه (بهجز «لیتل کیتی»، دختر «پورکی» که بینز به او علاقهمند است) راهی کوهستان میشوند؛ اما از آنجا که پورکی، بینز را سوار ماشین خود میکند (!)، آنها زودتر از بقیه به مقصد میرسند.
هیچ موردی یافت نشد
هیچ موردی یافت نشد