چه چیزی برای تماشا و وقت گذراند با خانواده میتواند جای فیلم های خانوادگی را بگیرد؟ این عناوین که به همراه داستانی لطیف و آموزنده شما و خانوادهتان را سرگرم میکنند همواره طرفدار داشتهاند. در لیست بهترین فیلم های خانوادگی جهان با پاراج همراه باشید.
فیلمهای خانوادگی، بیش از هر ژانر دیگری در سینما، قادر به خلق لحظاتی از شادی، آموزش و اشتراک عاطفی بین اعضای خانواده هستند. فیلم های خانوادگی برتر با داستانهایی که گستره وسیعی از احساسات و تجربیات انسانی را در بر میگیرند، میتوانند بینندگان را از هر سن و سالی سرگرم کنند و به آنها درسهایی برای زندگی بیاموزند. از اکشن و ماجراجویی گرفته تا کمدی و درام، فیلمهای خانوادگی به گونهای طراحی شدهاند که مخاطبان را با خود همراه سازند و برای لحظاتی آنها را از دغدغههای روزمره دور کنند.
در این قسمت از مقاله به تعدادی از برترین فیلم های خانوادگی میپردازیم از فیلم های خانوادگی بر اساس واقعیت گرفته تا تخیلی های جذاب با ما همراه باشید تا لیستی کامل از این ژانر دوست داشتنی ایجاد کنیم. عناوین معرفی شده در این قسمت در کنار تصاویر جذاب و تیزرهای تخصصی در اختیار شما قرار میگیرند. اگر به دنبال یک سرگرمی دلپذیر هستید تا همراه خانواده به تماشای آن بنشینید و کوچک و بزرگ همگی لذت ببرید این لیست را حتما دنبال کنید.
فیلم ای تی موجود فرازمینی، ساخته استیون اسپیلبرگ در سال ۱۹۸۲، یکی از برجستهترین آثار سینمایی در ژانر علمیتخیلی و خانوادگی است. داستان فیلم حول محور پسربچهای به نام الیوت میچرخد که با موجود فرازمینی بیگناهی به نام ای تی دوست میشود. ای تی که به طور تصادفی در زمین گیر افتاده، توسط الیوت و خانوادهاش پنهان میشود و آنها سعی میکنند به او کمک کنند تا به خانهاش بازگردد.
این فیلم با استفاده از جلوههای بصری موثر و داستانپردازی عمیق، تجربهای فراموشنشدنی از دوستی و امید را به تصویر میکشد. اسپیلبرگ توانسته با خلق لحظاتی دراماتیک و لمسکننده، مانند صحنهی پرواز دوچرخهها و وداع ای تی، احساسات عمیق بینندگان را برانگیزد. علاوه بر این، نمایش مهربانی و شجاعت الیوت که به شکلی عمیق با ای تی پیوند خورده، تصویری از پیوندهای انسانی و عاطفی را فراتر از مرزهای زمینی به نمایش میگذارد.
فیلم ای تی به دلیل داستانپردازی قوی و کاراکترهای بهیادماندنی، نه تنها به یکی از مهمترین آثار سینمایی تبدیل شده بلکه به عنوان یک اثر کلاسیک، تأثیرگذاری خود را بر نسلها حفظ کرده است.
تنها در خانه، فیلمی است که با چاشنی طنز و فانتزی، داستان پسربچهای به نام کوین مککالیستر را روایت میکند که به طور اتفاقی در خانه جا میماند و باید از خانه در برابر دو دزد ناشی محافظت کند. این فیلم که در سال ۱۹۹۰ منتشر شد، به کارگردانی کریس کلمبوس و نویسندگی جان هیوز، توانست به یکی از موفقترینهای گیشه تبدیل شود و ماکالی کالکین را به یک ستاره سینما بدل کند. این فیلم یکی از به یاد ماندنیترین فیلم های خانوادگی میباشد.
کوین، که توسط خانوادهاش فراموش شده است، ناگهان متوجه میشود که باید به تنهایی از خانه دفاع کند. او با استفاده از ذکاوت و خلاقیت خود، تلههای مختلفی برای دزدها طراحی میکند که هر کدام به شکل خندهداری آنها را شکست میدهد. دو دزد، هری و مارو، که به دنبال سرقت از خانههای محله هستند، با هوش و زرنگی کوین روبرو میشوند که برای آنها غیرمنتظره است.
این فیلم با ترکیبی از خنده و احساسات، توانسته مخاطبان بسیاری را به خود جذب کند. طراحی صحنههای کمدی که در آنها کوین دزدها را به دام میاندازد، نه تنها برای کودکان بلکه برای بزرگسالان نیز جذاب است. موسیقی متن فیلم، که توسط جان ویلیامز ساخته شده، نیز به خلق فضای جادویی کریسمس کمک شایانی کرده است.
سایت راجر ایبریت در باره این فیلم مینویسد:
داستان فیلم به قدری غیرواقعی است که باعث میشود نتوانیم واقعاً نگران وضعیت کوین باشیم. اما چیزی که به نفع فیلم عمل میکند و تقریباً باعث موفقیت آن میشود، بازی درخشان مکالی کالکین جوان در نقش کوین است. کالکین همان پسر بچهای است که در فیلم عمو باک در کنار جان کندی بازی کرد و اینجا تقریباً تمام بار فیلم بر دوش اوست. او صحنههای بازیگری چالشبرانگیز زیادی دارد و از عهدهی آنها به خوبی برمیآید. مطمئنم کریس کلمبوس، کارگردان فیلم، به او کمک زیادی کرده، اما کالکین استعداد ذاتی این کار را دارد. او آنقدر بااستعداد و با اعتماد به نفس است که دوست دارم او را در داستانی ببینم که بتوانم بیشتر با آن ارتباط برقرار کنم.
جومانجی، فیلمی ماجراجویانه و فانتزی است که در سال ۱۹۹۵ توسط جو جانستون کارگردانی شده و بر اساس کتاب تصویری کریس ون آلزبرگ ساخته شده است. داستان در مورد دو کودک به نامهای جودی و پیتر است که یک بازی تختهای قدیمی به نام جومانجی پیدا میکنند.
بازی کردن آنها در این بازی سحرآمیز باعث میشود آلن پاریش، که از دوران کودکی در داخل بازی گیر افتاده بود، آزاد شود. آلن به همراه جودی و پیتر میبایست بازی را به پایان برسانند تا حوادث وحشتناکی که با هر پرتاب تاس ظاهر میشوند، متوقف شوند. حضور رابین ویلیامز فقید در این فیلم خانوادگی عنوان را به یکی از خاطره انگیزها و به یادماندنیترین فیلمها تبدیل کرده است.
فیلم با استفاده از جلوههای ویژه پیشرفته و کامپیوتری، دنیای جومانجی را با تمام خطراتش از جمله حیوانات وحشی جنگلی، حمله کرگدنها، میمونهای شرور و شیرهای غران به تصویر میکشد. این جلوهها به خلق صحنههایی هیجانانگیز و دیدنی کمک شایانی کردهاند. بازی رابین ویلیامز در نقش آلن پاریش به خوبی همراهی میشود با عملکردهای خوب دیگر بازیگران از جمله کریستن دانست و بانی هانت.
هری پاتر و سنگ جادو از بهترین فیلم های خانوادگی، فیلمی است که دنیایی شگفتانگیز از جادو و ماجراجویی را به تصویر میکشد و در سال ۲۰۰۱ منتشر شد. این فیلم که برگرفته از اولین کتاب سری هری پاتر نوشته جی.کی. رولینگ است، راهی به دنیایی میسازد که مخاطبان را از واقعیت دور کرده و به سرزمینی از امکانات بیپایان میبرد.
داستان از آنجا آغاز میشود که هری پاتر، پسربچهای یتیم که توسط خانوادهای ستمگر بزرگ شده، کشف میکند که او یک جادوگر است و به مدرسهای برای جادوگران به نام هاگوارتز دعوت میشود. در این مدرسه، هری با دو دوست صمیمی خود، ران و هرمیون، آشنا میشود و با هم در ماجراجوییهایی شرکت میکنند که نه تنها شجاعت و دوستی آنها، بلکه مهارتهای جادوییشان را به چالش میکشد.
کریس کلمبوس، کارگردان این فیلم خانوادگی، توانسته با استفاده از جلوههای ویژهی بصری خیرهکننده و طراحی صحنههای دیدنی، این دنیای جادویی را به زندگی بخشد. بازیهای بینظیر ریچارد هریس به عنوان دامبلدور و آلن ریکمن در نقش استاد اسنیپ، شخصیتهای داستان را برای تماشاگران به ارمغان آورده که نه تنها برای کودکان بلکه برای بزرگسالان نیز جذاب است.
دفتر خاطرات شاهدخت (The Princess Diaries) محصول ۲۰۰۱، داستان میا ترموپلیس، دختر نوجوان خجالتی اهل سانفرانسیسکو را روایت میکند که با زندگی ساده و دوستانش درگیر روزمرگی است تا این که مادرش خبری شگفتانگیز به او میدهد: او در واقع وارث تاج و تخت یک کشور کوچک اروپایی به نام ژنوویاست! میا که اصلاً برای زندگی سلطنتی آماده نیست، با مادربزرگش، ملکه کلاریس رنادی (با بازی جولی اندروز)، ملاقات میکند تا آموزشهای لازم برای تبدیل شدن به یک شاهزاده را ببیند. اما این دنیای جدید پر از پیچیدگیها و تضادها است: از جلسات یادگیری نحوه رفتار سلطنتی گرفته تا مواجهه با خبرنگاران و رسانههای کنجکاو. در این مسیر، میا با کمک دوستانش و محافظ مخصوص ملکه، جو (هکتور الیزوندو)، سعی میکند تعادلی میان دنیای نوجوانانه و جدید خود برقرار کند. این فیلم با ترکیب طنز و جذابیتهای داستانی، مخاطب را به دنیایی میبرد که در آن یک شاهزاده واقعی فقط با قلب بزرگ خود تعریف میشود، نه تاج و تختی که بر سر دارد.
آن هاتاوی، در نقش میا، با این فیلم به دنیای سینما معرفی شد و به سرعت به یکی از چهرههای محبوب تبدیل گردید. نکته جالب این است که این فیلم اولین تجربهی سینمایی جدی هاتاوی بود، و توانست بلافاصله در قلب مخاطبان جای بگیرد. او با جولی اندروز، بازیگر افسانهای و محبوب سینما، همبازی شد و این زوج توانستند با تفاوت سنی و تجربههای متفاوتشان، صمیمیت و گرمای خاصی به فیلم ببخشند.
فیلم دفتر خاطرات شاهدخت نه تنها موفق به کسب جایزهی مهمی نشد، اما در سطح جهانی تحسین شد و توجهات زیادی را به خود جلب کرد. این فیلم در گیشه نیز موفق بود و توانست به عنوان یکی از فیلمهای محبوب نوجوانان و خانوادهها شناخته شود. در سالهای بعد، دفتر خاطرات شاهدخت ۲: نامزدی سلطنتی نیز به دنبال موفقیت این فیلم ساخته شد، و شایعاتی مبنی بر ساخت قسمت سوم آن نیز همچنان ادامه دارد.
یکی دیگر از فیلم های خانوادگی، چارلی و کارخانه شکلاتسازی، فیلمی به کارگردانی تیم برتون و با بازی جانی دپ در نقش ویلی وانکا، در سال ۲۰۰۵ منتشر شد. این فیلم بر اساس رمان معروف رولد دال ساخته شده و داستان کودکی فقیر به نام چارلی باکت را روایت میکند که توسط قرعهکشی، فرصت بازدید از یک کارخانه شکلاتسازی شگفتانگیز را پیدا میکند. این فیلم با تلفیقی از جلوههای بصری خیرهکننده و موسیقی، دنیایی جادویی را پیش روی تماشاگران قرار میدهد و به داستانی درباره خوبی و بدی تبدیل میشود که نه تنها کودکان بلکه بزرگسالان را نیز به خود جذب میکند.
در این داستان، ویلی وانکا، شخصیتی عجیب و غریب و منزوی است که با رفتارهای ناشی از گذشته پیچیدهاش، تماشاگران را به دنیایی از امکانات و غرایب دعوت میکند. با اینکه نسخههای پیشین این داستان به شخصیتی دوستداشتنی و مرموز از وانکا پرداختهاند، نسخه تیم برتون وانکا را کمتر به عنوان فردی که از کودکان خوشش میآید نشان میدهد، بلکه بیشتر به عنوان کسی که از رفتارهای بد آنها شوکه و ناراضی است.
در کنار جانی دپ، فردی هایمور در نقش چارلی باکت، نمایشی صمیمی و واقعی از کودکی خوشقلب و مهربان ارائه میدهد که در میان سایر بچهها به خاطر سادگی و صداقتش برجسته است. اوپا لومپاها، که توسط دیپ روی بازی میشوند، با آوازهای موزیکال و بامزهشان، فضای فیلم را شاد و مفرح میکنند و در عین حال، درسهایی اخلاقی را به کودکان میآموزند.
سرگذشت نارنیا: شیر، جادوگر و جالباسی، یکی از خاطره انگیزترین فیلم های خانوادگی است که در سال ۲۰۰۵ تحت کارگردانی اندرو آدامسون به نمایش درآمد و بر اساس رمان محبوب سی. اس. لوئیس ساخته شده است. داستان این فیلم حول چهار خواهر و برادر به نامهای پیتر، سوزان، ادموند و لوسی پونسی میچرخد که در طول جنگ جهانی دوم از لندن به یک خانه روستایی منتقل میشوند. لوسی، کوچکترین خواهر، به طور تصادفی درون یک کمد قدیمی قدم میگذارد و خود را در دنیایی جادویی به نام نارنیا مییابد که تحت حکمرانی یک جادوگر سفید به نام جادیس قرار دارد و جهانی که همیشه زمستان است اما هرگز کریسمس نمیشود.
فیلم با استفاده از جلوههای ویژه خیرهکننده و موجوداتی که به خوبی طراحی شدهاند، نارنیا را به تصویر میکشد. شخصیتها و ماجراجوییهای آنها در نارنیا در کنار نمایشهای بصری شگفتانگیز، این داستان کلاسیک را به زندگی میآورد. بخشهایی از داستان مانند ملاقات با آسلان، شیر نمادین که نماینده شجاعت و عدالت است و نبردهای حماسی که بین نیروهای خیر و شر رخ میدهد، همگی در قالب تصویری جذاب و دیدنی ارائه شدهاند.
شب در موزه، فیلمی کمدی و فانتزی به کارگردانی شان لوی و با بازی بن استیلر، در سال ۲۰۰۶ منتشر شد. این فیلم داستان لری دیلی را روایت میکند که شغلی به عنوان نگهبان شبانه در موزه تاریخ طبیعی نیویورک پیدا میکند و به زودی متوجه میشود که به برکت یک تبلت مصری جادویی، تمام نمایشها و موجودات موزه پس از تاریکی شب به زندگی میپردازند.
این فیلم با استفاده از جلوههای ویژه بصری شگفتانگیز، دنیایی شاد و ماجراجوییهایی خندهدار را به نمایش میگذارد که شامل دایناسورها، مومیاییها، و شخصیتهای تاریخی مانند تدی روزولت (با بازی رابین ویلیامز) است. داستان فیلم نه تنها با موقعیتهای کمیک متعدد، بلکه با لحظاتی از شجاعت و دوستی لری با این موجودات جان بخشیده به تصویر کشیده میشود.
با این حال، در میان تمجیدها برای جلوههای بصری و صحنههای ماجراجویی، برخی نقدها به عمق کم داستان و توسعه ناکافی شخصیتها اشاره دارند. به رغم این نقدها، شب در موزه به عنوان یک فیلم خانوادگی سرگرمکننده شناخته شده که توانسته است تماشاگران مختلف را به خود جلب کند.
فیلم آلیس در سرزمین عجایب به کارگردانی تیم برتون و نویسندگی لیندا وولورتون، در سال ۲۰۱۰ به نمایش درآمد و بار دیگر داستان معروف لوئیس کارول را به تصویر کشید. این فیلم داستان آلیسی بزرگتر را دنبال میکند که به دنیای خیالانگیز و سرشار از شگفتیها بازمیگردد. آلیس که اکنون ۱۹ ساله است و تحت فشار برای ازدواج با یک اشرافزاده است، به دنبال خرگوش سفید فرار میکند و دوباره خود را در سرزمین عجایب مییابد، جایی که باید جابرجوکی را شکست دهد و ردکوئین را از سلطنت ساقط کند.
فیلم از نظر بصری بسیار چشمنواز است و سبک تاریک و بدیع تیم برتون در تمامی صحنهها مشهود است. شخصیتهای متنوع و رنگارنگ فیلم از جمله مد هتر (جانی دپ) و رد کوئین (هلنا بونهام کارتر)، از جذابیتهای اصلی فیلم هستند. با این حال، برخی از منتقدان معتقدند که شخصیت آلیس (با بازی میا وازیکوفسکا) نسبت به سایر شخصیتهای جانبی کمرنگتر ظاهر شده است.
شخصیت ملکه سرخ با بازی هلنا بونهام کارتر ترکیبی از دو شخصیت کتابهای آلیس است. ملکه سرخ در کتاب Through the Looking-Glass یک مهره شطرنج است که با ملکه سفید رقابت میکند. از طرفی، ملکه قلبها در کتاب Alice's Adventures in Wonderland یک کارت بازی است که مشکلات کنترل خشم دارد، به گردن زدن علاقه دارد و عاشق کروکت با فلامینگو و جوجهتیغی است. به همین دلیل، در فیلم، ارتش ملکه سفید دارای تم شطرنج است، در حالی که ارتش ملکه سرخ تم کارت بازی دارد.
هوگو، فیلمی است به کارگردانی مارتین اسکورسیزی که در سال ۲۰۱۱ منتشر شد و بر اساس کتابی از برایان سلزنیک ساخته شده است. داستان در مورد پسری یتیم به نام هوگو کابره است که در ایستگاه قطار پاریس زندگی میکند و مسئول نگهداری ساعتهای ایستگاه است. هوگو ماجراجوییهایی را تجربه میکند که او را به راز یک اتوماتون وارثتی میکشاند که با کلیدی به شکل قلب فعال میشود. این ماجراجوییها او را با ایزابل، دختری که کلید قلبیشکل را به گردن دارد و نوه پروردگاری جورج ملیس، پیشکسوت فیلمسازی است، همراه میکند.
اسکورسیزی در این فیلم به زیبایی به بازسازی پاریس دهه ۱۹۳۰ پرداخته و با استفاده از جلوههای ویژه و فیلمبرداری چشمگیر، دنیایی را خلق کرده که بیننده را محو تماشا میکند. فیلم نه تنها یک اثر هنری بصری است بلکه به میراث و تاثیر جورج ملیس بر سینما نیز میپردازد، که فیلمهایش زمانی به دلیل نوآوریهای بصری شناخته میشدند. هوگو به مخاطب نشان میدهد که چگونه ملیس سینما را به عنوان ابزاری برای داستانسرایی فانتزی به کار گرفت و چگونه این هنر پس از مدتها فراموشی، دوباره کشف و قدردانی شد.
بنجامین، پدری که تازه همسرش را از دست داده با دو فرزندش دست به گریبان غم است، تصمیم میگیرد زندگی را از نو بسازد؛ اما این تصمیم او را به سمت خرید یک خانهی روستایی میکشاند که، شگفتا، یک باغ وحش نیمهمتروکه هم به آن ضمیمه است! حالا او باید با کمک سرپرست باغ وحش و کارکنانش، این مکان را از نو زنده کند و در این مسیر، خانوادهاش را هم دوباره کنار هم جمع کند.
این فیلم آزادانه از روی خاطرات واقعی بنجامین می، نویسندهی بریتانیایی، اقتباس شده که واقعاً باغوحش دارتمور در انگلستان را خریداری کرد؛ هرچند فیلم داستان را به کالیفرنیا منتقل کرده و تغییرات زیادی نسبت به واقعیت داده است. نکتهی جالب اینکه بنجامین می واقعی یک حضور کوتاه (کامیو) در فیلم دارد! موسیقی فیلم را هم خوانندهی گروه ایسلندی سیگور روس ساخته که حالوهوایی رویایی به اثر داده است. این فیلم بیشتر با گرمای احساسیاش نامزد فهرست بهترینهای خانوادگی شده تا با جوایز بزرگ؛ داستانی ساده و صمیمی دربارهی غم، امید و شروع دوباره.
جانوران شگفتانگیز و زیستگاه آنها، فیلمی فانتزی است که در سال ۲۰۱۶ توسط دیوید ییتس کارگردانی شد و دنیای جادویی جی. کی. رولینگ را به دورهای جدید میبرد. این فیلم داستان نیوت اسکمندر، ماجراجو و محقق دنیای جادویی را روایت میکند که به نیویورک سفر میکند و در آنجا، موجودات جادویی متعددی که در چمدان بزرگشدهاش هستند به طور تصادفی آزاد میشوند.
فیلم با محیطی شاد و معصومیتی مشابه با فیلمهای اولیه هری پاتر آغاز میشود، اما به تدریج داستانهایی تیرهتر را دنبال میکند که یادآور فیلمهای پایانی سری هری پاتر است. نیویورک دهه ۱۹۲۰، با جلوههای بصری خیرهکننده و دقت بالا در جزئیات، به تصویر کشیده شده است که شامل صحنههایی در یک بار جادویی مخفی و تعقیب و گریزهای هیجانانگیز است.
ادی ردمین در نقش نیوت اسکمندر بسیار جذاب ظاهر شده و با بازی خود توانسته است شخصیتی دوستداشتنی و قهرمان ناخواستهای را به نمایش بگذارد. دن فوگلر نیز در نقش یک No-Maj (غیرجادویی) به نام جیکوب کوالسکی، لحظاتی شاد و خندهدار را رقم میزند که او را به یکی از شخصیتهای محبوب فیلم تبدیل کرده است.
اگر دنبال فیلمی هستید که از ته دل بخندید و در آخر هم اشک شوق بریزید، پدینگتون ۲ همان معجزهی کوچک سینمایی است! این بار خرس مهربان و ماجراجوی داستان، برای یافتن هدیهای ویژه برای صدمین سالگرد تولد عمه لوسی، به دنبال یک کتاب پاپآپ کمیاب میگردد؛ اما وقتی کتاب دزدیده میشود، پدینگتون به ناحق متهم به سرقت شده و راهی زندان میشود! خانواده براون باید تلاش کنند تا بیگناهی او را ثابت کنند و دزد واقعی، یک بازیگر خودشیفته و ورشکسته به نام فینیکس بیوکنن (با بازی درخشان هیو گرنت)، رسوا شود.
این فیلم دنبالهی «پدینگتون» (۲۰۱۴) است و بعدتر فیلم سوم این مجموعه هم به تولید رسید. پدینگتون ۲ نامزد چند جایزه بفتا از جمله بهترین فیلم بریتانیایی شد و جایزهی بهترین فیلم خانوادگی گلدن تومیتو را از آن خود کرد. نکتهی جالب اینکه این فیلم مدتی رکورددار عنوان «بهترین فیلم بررسیشده تاریخ» در سایت روتن توماتوز بود، چون هیچ نقد منفیای دریافت نکرد! دلیل ورودش به فهرست بهترینهای خانوادگی؟ ترکیب کمدی فیزیکال درجهیک با پیامهایی دربارهی مهربانی و بخشش که هم بچهها را میخنداند و هم بزرگترها را به گریه میاندازد.
سالها بعد از ماجراهای فیلم کلاسیک «مری پاپینز»، حالا مایکل بنکس بزرگ شده، همسرش را از دست داده و با سه فرزندش دستوپنجه نرم میکند که خانهشان در آستانهی مصادره است. درست در این لحظهی سخت، پرستار جادویی و همیشه شیکپوش، یعنی مری پاپینز، دوباره از آسمان لندن فرود میآید تا با چتر و آواز، جادو و امید را به زندگی خانواده برگرداند.
این فیلم دنبالهی رسمی «مری پاپینز» (۱۹۶۴) است، همان اثر کلاسیکی که پنج جایزه اسکار از ۱۳ نامزدی خود گرفته بود. بازگشت مری پاپینز هم نامزد چهار جایزه اسکار (موسیقی، ترانه، طراحی صحنه و طراحی لباس) و چند جایزه گلدن گلوب شد. نکتهی دلنشین فیلم این است که دیک وندایک، بازیگر افسانهای «برت» در فیلم اصلی، در سن ۹۳ سالگی دوباره روی صحنه رقصیده و آواز خوانده! همین حس نوستالژی و پل زدن بین دو نسل است که این فیلم را در فهرست بهترین آثار خانوادگی جاودانه کرده است.
اگر یک جوجهتیغی آبیرنگ که با سرعت نور میدود، دنیای واقعی را به هم بریزد، چه اتفاقی میافتد؟ یکی از بهترین فیلم های خانوادگی طنز خارجی! سونیک خارپشت فیلمی که نهتنها طرفداران قدیمی بازیهای ویدئویی را با خاطرات دوران کودکیشان روبهرو میکند، بلکه برای کسانی که هیچ آشنایی قبلی با این شخصیت ندارند هم یک تجربه سرگرمکننده و پرهیجان رقم میزند.
داستان فیلم حول محور سونیک، جوجهتیغی پرانرژی و شوخطبعی میچرخد که بهدلیل قدرت خارقالعادهاش مجبور است در دنیایی جدید پنهان شود. اما درست زمانی که خیال میکند میتواند بیسر و صدا زندگی کند، ماجراهای پیشبینینشدهای رقم میخورد که او را مقابل دشمنی سرسخت قرار میدهد: دکتر روباتنیک، با بازی درخشان جیم کری.
یکی از نکات جالب در مورد این فیلم، بازطراحی شخصیت سونیک بعد از واکنشهای تند هواداران به نسخه اولیه او بود. تغییری که نتیجهاش یک سونیک جذابتر، وفادار به طراحی کلاسیک و البته دلنشینتر شد. این حرکت نشان داد که وقتی استودیوها به بازخورد مخاطبان گوش میدهند، نتیجه میتواند فوقالعاده باشد. از نظر فروش، فیلم در گیشه موفق ظاهر شد و با درآمدی بیش از ۳۱۹ میلیون دلار، ثابت کرد که ترکیب اکشن و کمدی خانوادگی همچنان طرفداران زیادی دارد. علاوه بر این، جایزه Critics' Choice Super Award برای جیم کری هم تأییدی بر اجرای متفاوت و بهیادماندنی او بود.
سونیک خارپشت چیزی بیشتر از یک اقتباس از یک بازی ویدئویی است؛ این فیلم یک ماجراجویی پرسرعت، پر از شوخیهای بامزه و لحظات هیجانانگیز است که هم برای طرفداران قدیمی و هم برای بینندگان جدید جذاب خواهد بود. شاید نتوان آن را یک شاهکار سینمایی دانست، اما قطعاً یکی از سرگرمکنندهترین فیلم های خانوادگی خنده دار سال ۲۰۲۰ است که ارزش دیدن دارد.
انولا، خواهر کوچکتر شرلوک هولمز کارآگاه، در شانزدهسالگی از خواب بیدار میشود و میبیند مادرش بهطور مرموزی ناپدید شده. او راهی لندن میشود تا مادرش را پیدا کند، اما در این مسیر با یک لرد فراری همراه میشود و پایش به معمایی خطرناک باز میشود که میتواند سرنوشت کل کشور را تغییر دهد.
این فیلم اولین قسمت از یک مجموعهی موفق نتفلیکسی است؛ دنبالهاش «انولا هولمز ۲» در سال ۲۰۲۲ منتشر شد و قسمت سوم مجموعه هم بهتازگی اکران شده است. فیلم اول جایزهی ساترن برای بهترین ارائهی فیلم در پلتفرم استریم را برد و میلی بابی براون هم جایزهی کیدز چویس برای محبوبترین بازیگر زن را از آن خود کرد. نکتهی جالب اینکه این فیلم در ماه اول انتشارش توسط حدود ۷۶ میلیون خانوار تماشا شد و یکی از پربینندهترین آثار اورجینال نتفلیکس لقب گرفت! ترکیب کارآگاهبازی، طنز و روحیهی استقلالطلبانهی شخصیت اصلی، این فیلم را به یکی از محبوبترین انتخابهای خانوادگی برای نوجوانان و بزرگسالان تبدیل کرده است.
پیش از آنکه به کارخانهی شکلاتسازی معروفش برسد، ویلی وانکای جوان فقط یک شعبدهباز و مخترع تهیدست است که با رویای باز کردن یک مغازهی شکلاتفروشی وارد شهری میشود که صنعت شکلاتش را کارتلی از تاجران حریص در دست دارند. او باید با کمک دوستان تازهاش، از جمله دختریتیم بهنام نودل، این نظام ناعادلانه را به چالش بکشد.
این فیلم پیشدرآمدی بر فیلم کلاسیک «ویلی وانکا و کارخانه شکلاتسازی» (۱۹۷۱) است و سومین اقتباس سینمایی زنده از رمان رولد دال به شمار میرود. وانکا نامزد جایزه بفتا برای بهترین فیلم بریتانیایی و نامزد گلدن گلوب برای بهترین بازیگر تیموتی شالامی شد. نکتهی بامزهی فیلم اینکه هیو گرنت نقش یک اومپا-لومپای نارنجیرنگ و بدخلق را بازی کرده، همان شخصیتهای ریزنقش کارخانهی شکلات! این فیلم با ترکیب موزیکال شاد، طراحی صحنهی رنگارنگ و حس نوستالژی نسبت به اثر اصلی، جایگاهش را در میان بهترین فیلمهای خانوادگی محکم کرده است.
در سرزمینی که همیشه یک قهرمان دارد و یک شرور، آیا تا به حال فکر کردهاید که شاید داستانهایی که شنیدهایم فقط یک روی سکه باشند؟ فیلم سینمایی خانوادگی شرور (Wicked 2024) این زاویه دید را به چالش میکشد و دنیای آشنای جادوگر شهر آز را از نگاهی کاملاً متفاوت روایت میکند. این فیلم، که اقتباسی از موزیکال محبوب برادوی به همین نام است، سرگذشت الفابا، جادوگری با پوستی سبزرنگ و قدرتهایی اسرارآمیز را بازگو میکند داستانی که در آن هیچکس کاملاً خوب یا کاملاً بد نیست.
یکی از ویژگیهای برجسته این فیلم موسیقیهایش است. اگر موزیکالهای برادوی را میشناسید، حتماً میدانید که Wicked با قطعاتی مثل Defying Gravity استانداردهای جدیدی در ژانر موزیکال ایجاد کرد. خبر خوب؟ این قطعات در فیلم هم حضور دارند، با اجرای بازیگرانی که هم در عرصه موسیقی و هم در بازیگری حرفی برای گفتن دارند. نکته جالب این است که فیلم در دو قسمت ساخته شده، تصمیمی که به نظر میرسد برای پرداخت بهتر به جزئیات داستان و شخصیتپردازی اتخاذ شده است. این یعنی باید آماده سفری طولانیتر در دنیای جادویی شرور باشید.
اما چرا این فیلم مهم است؟ گذشته از اینکه شرور یکی از بهترین فیلم های خانوادگی خارجی موزیکال سال ۲۰۲۴ است، میتواند در مسیر بازتعریف داستانهای کلاسیک هم نقش پررنگی داشته باشد. این فیلم، مانند آثار موفقی چون مالیفیسنت، ما را وادار میکند دوباره به قضاوتهای گذشتهمان درباره شخصیتهای بهظاهر شرور فکر کنیم. آیا الفابا واقعاً همان جادوگر شروری است که همیشه در داستانها شنیدهایم؟ یا شاید حقیقت، چیزی پیچیدهتر از آن باشد که همیشه تصور کردهایم؟
سخن پایانیفیلمهای خانوادگی برتر که در این مقاله مورد بررسی قرار گرفتند، هر یک به نوبه خود نمونههایی از چگونگی ارتباط سینما با مخاطبانش در سطوح مختلف هستند. از ماجراجوییهای فانتزی گرفته تا داستانهای واقعگرایانهتر، این فیلمها نشان میدهند که چگونه سینما میتواند به عنوان پلی بین نسلها عمل کند و فضاهایی برای گفتگو، آموزش و سرگرمی فراهم آورد. هر فیلم به شیوهای منحصر به فرد، مفاهیمی چون دوستی، خانواده، شجاعت، و خودشناسی را کاویده و به تصویر کشیده است.
با دیدن بهترین فیلم های خانوادگی، نه تنها لحظاتی شاد و مفرح را تجربه میکنیم، بلکه فرصتی برای آموختن و درک بهتر دنیای اطراف و افرادی که در آن زندگی میکنیم به دست میآوریم. این آثار به ما یادآوری میکنند که سینما میتواند آینهای باشد که در آن خودمان و جهانمان را بهتر میشناسیم و از این رو، ارزشمند و ماندگار میشوند. در نهایت، برترین فیلم های خانوادگی میتوانند الهامبخش ما در سفرهای شخصی و در تعامل با دیگران باشند، و این تاثیر، سینما را به فراتر از یک سرگرمی ساده تبدیل میکند؛ به یک تجربه غنیکننده و پرمعنا.