داستان در فضایی بسته و محدود (یک مهمانی) روایت میشود تا شدت تنش را به حداکثر برساند. «امید»، همسرش «آلا» و «آرش» (برادر همسر امید) در یک دورهمی چهار نفره حضور دارند؛ فضایی که در ابتدا آرام و عادی به نظر میرسد. اما این آرامش با یک تماس تلفنی ناگهانی از سوی «میترا» (همسر سابق امید) بر هم میخورد. میترا که ادعا میکند در شرایط دشواری قرار دارد و به کمک امید نیاز دارد، با این تماس، لرزهای بر پیکر امنیتِ فعلی زندگی امید میاندازد. امید، تحت فشار این درخواست، با میترا قرار میگذارد. این تصمیم ناخودآگاه، زنجیرهای از اتفاقات غیرقابل کنترل را آغاز میکند. در جریان این مراسم تولد، هیجان و فشارهای روانیِ ناشی از این اتفاقات باعث میشود که «آلا» (همسر امید) دچار مستی شود. در این وضعیت، کنترل کلمات از دست او خارج شده و او به گفتن حقیقتهایی میپردازد که تا پیش از آن در لایههای زیرین رابطه آنها پنهان مانده بود. این افشاگریهای ناخواسته، ساختار خانواده و اعتماد میان شخصیتها را به چالش میکشد.