داستان فیلم با یک حادثه غیرمنتظره در مراسم عروسی «مرجان» شروع میشود که تمام آرامش مهمانان را بر هم میزند. ماجرا از این نقطه به شکلی تصادفی و خندهدار پیش میرود: ۱. تداخل پلیس و عروسی: در میانه مراسم، مأموران پلیس برای دستگیری داماد که یک خلافکار است، وارد عروسی میشوند و باعث وحشت و فرار میهمانان میگردند. ۲. حادثه آلبالو: در اثر ریختن ناگهانی آب آلبالو روی پیراهن «داوود گرامی»، دوست او یعنی «مجید» دچار سوءتفاهم میشود؛ او تصور میکند داوود تیر خورده است! بنابراین با عجله سعی میکند لباسهای خیس او را درآورده و او را به داخل یک اتاق امن ببرد. ۳. حبس در اتاق و تغییر هویت: همزمان، «آیدا صوفی» نیز بهطور تصادفی وارد همان اتاق میشود. در این میان، مرجان (عروس) برای اینکه داماد خلافکار نتواند از محل فرار کند، در را قفل میکند. حالا داوود که در آن اتاق گیر افتاده و نمیتواند لباسهای اصلی خود را بپوشد، برای فرار و پنهان ماندن، مجبور میشود یک مانتو زنانه بپوشد و از خانه خارج شود. ۴. تصادف و بازداشت: داوود با مانتو زنانه سوار خودروی آیدا میشود، اما در همان لحظه ماشین آنها با خودروی پلیس تصادف میکند. مأموران پلیس با مشاهده این صحنه (یک مرد با لباس زنانه و یک زن در یک خودرو پس از تصادف)، دچار اشتباه شده و تصور میکنند آنها با هم رابطه داشتهاند، که همین موضوع منجر به بازداشت آنها میشود. تم اصلی فیلم: فیلم بر پایه «کمدی موقعیت» بنا شده است؛ یعنی موقعیتهایی که در آن شخصیتها به دلیل اتفاقات تصادفی، تصادفیترین و مضحکترین تصمیمات را میگیرند و در نهایت گرفتار گرفتاریهای خود میشوند.