در داستان این فیلم، اتان هانت روی صندلی بسته شده است، روبروی او، یک مرد زنی بسته را با اسلحه در آغوش گرفته است. مرد محل "پای خرگوش" را می خواهد، وقتی نشان داده می شود که اتان نمی داند، تفنگ شلیک می کند. چند روز قبل، ایتان از کار میدانی صندوق بین المللی پول بازنشسته شده است. او به آموزش نیروهای استخدام می پردازد و با نامزدش، پرستار جولیا مید، که از شغل واقعی او بی خبر است، زندگی می کند. جان ماسگریو، مدیر عملیات صندوق بینالمللی پول با اتان هانت تماس میگیرد تا یک ماموریت ویژه برای نجات لیندزی فاریس انجام دهد. لیندزی در حین تحقیق درباره فروشنده اسلحه اوون داویان دستگیر شده بود.
هیچ موردی یافت نشد
هیچ موردی یافت نشد