نظریه تازه من این است که سلیقه هنری بروس ویلیس بیش از آنچه خودش تصور میکند، به سینمای کلاسیک اروپایی نزدیک است و بهترین بازیهایش را زمانی ارائه میدهد که با کارگردانانی همکاری میکند که یا واقعاً اروپایی هستند، مانند لوک بسون، یا سبک و نگاهشان شباهت زیادی به سینمای اروپا دارد، مانند ام. نایت شیامالان.
اگر Hostage بسیار شبیه یک تریلر پلیسی مدرن فرانسوی به نظر میرسد، با این تفاوت که دیگر خبری از زیرنویس نیست، این شباهت کاملاً عمدی و آگاهانه ایجاد شده است.
فیلم شاید از نظر ظرافت و کیفیت ساخت اثری درخشان نباشد، اما از همان ابتدا مخاطب را با هیجان و تنش درگیر میکند و تنها در پایانبندی بیش از حد اغراقآمیزش است که این کشش و فشار اندکی فروکش میکند.
در نهایت، Hostage بیش از هر چیز ویترینی برای بروس ویلیس است؛ با ظاهری آماده و مقتدر که در طول فیلم با دو گروه از مهاجمان روبهرو میشود و بخش عمده جذابیت اثر بر حضور و عملکرد او استوار است.
نکته مثبت فیلم این است که داستان پرحادثه و شلوغ آن فرصت زیادی برای درخشش ستاره اکشنش فراهم میکند و بروس ویلیس نیز با انرژی فراوان ظاهر شده است؛ گویی تلاش میکند خاطرات روزهای اوج خود در مجموعه Die Hard را دوباره زنده کند.
آنچه این تریلر پرتنش را در نهایت از مسیر خود خارج میکند، فیلمنامهای است که هرگز نمیداند چه زمانی باید دست از پیچیدهتر کردن ماجرا بردارد و به اندازه کافی بسنده کند.