نمادپردازی آشفته و بیرحمانه وسترنهای ایتالیایی در این داستان جاهطلبانه، خودارجاع و سفر در زمان درباره دو برادر آمریکایی، کاربردی تازه و خلاقانه پیدا میکند.
این فیلم آنقدر هنری و روشنفکرانه است که نمیتواند بهعنوان یک اکشن خشن موفق عمل کند، و در عین حال آنقدر مملو از صحنههای خونین و دلخراش است که نمیتواند مخاطبان سینمای هنری را جذب کند.
چشمگیرترین جنبه فیلم، سبک بصری آن است که تا حدی از وسترنهای سرجیو لئونه الهام گرفته است. با این حال، اثری با چنین مدتزمان طولانی و ساختار متراکمی باید تلاش بیشتری میکرد تا روایتش منسجم، روشن و قابلدرک باشد.
سه فیلم در قالب یک اثر: یک وسترن اسپاگتی، یک درام شهری و یک حماسه تاریخی. اما هر سه از کارگردانی خودنمایانه، فیلمنامهای پیچیده و بازیهای ناهماهنگ و تصنعی رنج میبرند.
هر میزان جذابیت و رازآلودگی داستان ارواح که فیلم بتواند ایجاد کند، در نهایت جای خود را به چرخهای خستهکننده از درگیری، رابطه جنسی، فریاد زدن و روایتگویی میدهد؛ چرخهای که با دو ساعت دیالوگهای خشن و تلخنمایانه اما کشدار و بیاثر به هم متصل شده است.