این باکلِی است که یکی از آن اجراهای نادر و باورنکردنی را ارائه میدهد. او بین سختی و ظرافت در نوسان است. بازیگر پرهیجان، بازیگوش، زمینگیر و در عین حال خیالانگیز است. او دل شما را میشکند، نه فقط وقتی بدترینها برای آگنس رخ میدهد، بلکه هر بار که لبخندی میزند هم همینطور است.
مسائلی که میلیونها نفر هر روز با آنها روبهرو هستند، با هوشمندی و تأثیرگذاری بررسی میشوند و هرگز بدون رگهای از طنز مطرح نمیشوند. وایلد علاقهای به احساساتگرایی اغراقآمیز ندارد و همین موضوع باعث میشود فیلمش تأثیرگذارتر و کوبندهتر باشد.
«موآنا» با فاصلهای چشمگیر بالاتر از انیمیشن دریایی موفق امسال، «در جستوجوی دوری»، قرار میگیرد؛ آنقدر تماشایی و غوطهورکننده است که کودکانتان را وادار میکند از شما بخواهند همین حالا برای رزرو پرواز بعدی به سمت جزایر اقدام کنید.
اینکه فینز درست بعد از بازی در نقش یک کاردینال در فیلم نامزد جایزه اسکار «Conclave» به نقش یک عارف تقریباً برهنه با سرگرمیای که حتی ابروی هانیبال لکتر رو هم بالا میبرد، منتقل شده، باعث میشه آدم دلش بخواد مغز این بازیگر رو به دانشمندان بسپاره تا تحلیلش کنن.
در دورهای که بسیاری از فیلمها یا به شکلی بدبینانه تحت تأثیر منافع تجاری ساخته میشوند یا از یک سیاهچاله هم تاریکتر و ناامیدکنندهتر هستند، «پروژه هیل مری» جسارت به خرج میدهد تا درباره یکی از قدیمیترین و مهمترین محرکهای داستانگویی باشد: دوستی.