در شهر قدیمی خیابان سیزم که در قرن نوزدهم روایت میشود، کریسمس با شور و شوقی که در شهرهای دیگر وجود دارد، جشن گرفته نمیشود. مردم این شهر، به جای اینکه از تعطیلات کریسمس لذت ببرند، بدخلق، غمگین و بداخلاق هستند. در این میان، مردی که پدر المو درباره آن میگوید که شخصی خوشبین و شاد است، تصمیم میگیرد تا روحیه کریسمس را به خیابان سیزم بازگرداند. او با کمک دوستان و همسایگان خود، تلاش میکند تا فضای کریسمسی شاد و سرگرم کننده را در این شهر به وجود بیاورد.
هیچ موردی یافت نشد
هیچ موردی یافت نشد