اگر بتوانید نوعی مرگ با سلاح گرم، یک انفجار یا یک درگیری با چاقو را تصور کنید، احتمالاً ویتلی آن را در «نرمال» گنجانده است؛ چرا که فیلم آنقدر سرشار از رویاروییهای اکشن است که تقریباً هر ترکیبی از شخصیتها در موقعیتهای درگیری مختلف را شامل میشود.
از آنجا که کارگردانی فیلم بر عهدهی ویتلی است، فیلمنامهی از پیش خندهدار آن با دوز بیشتری از طنز سیاه همراه میشود؛ بهخصوص از طریق صحنههای کشتار اغراقآمیز و افراطی آن.
البته یکی دو خط داستانی فرعی در فیلم وجود دارد که کمی ناپخته به نظر میرسند، اما بهراحتی میتوان از آنها چشمپوشی کرد؛ چون فیلم ریتمی تند دارد و بهشدت سرگرمکننده و بازیگوش است. «نرمال» مثل قهرمان خوشبرخوردش، بهسختی قابل نادیده گرفتن است و ثابت میکند وقتی اودنکرک وارد یک نقش اکشن میشود، نتیجه دیگر چیزی «عادی» نخواهد بود.
باب اودنکرک همچنان در ادامهی مسیر اکشنِ دوران پایانیِ حرفهاش، با برداشتی طنزآمیز و خشونتی شیک و سبکپردازانه از فیلمهای «شهر کوچک در محاصره» ظاهر میشود. بن ویتلی در ملاقات با جان ویک؟ خب، چرا که نه!
البته باید پذیرفت که دیالوگها میتوانستند تیزتر و هوشمندانهتر باشند؛ چند شوخی و کنایه بیش از حد بیاثر از آب درمیآیند. اما «Normal» با چنین صداقت و جدیتی به نمایش خشونت و کشتار خود میپردازد که مقاومت در برابر جذابیتش تقریباً غیرممکن است.
تا زمانی که کلانتر عبوسِ اودنکرک قهوهاش را داشته باشد و سبیلش هم سر جایش باشد، او همان عنصری است که تعادل ایدهآل را برقرار میکند. مهم نیست فیلم و خودِ او چند ضربه تحمل کنند؛ لذت تماشای او که آزادانه ضربه میزند و پیش میرود، همهچیز را به یک سرگرمی خانوادگیِ جذاب و لذتبخش تبدیل میکند.