بازیهای الکساندر مازوروف و داریا لبدوا درخشان و چشمگیر است و کارگردانی آندری زویاگینتسف با قاببندیهای سرد در نور روز و صحنههایی که در خیابانها و مجتمعهای مسکونی افسرده میگذرند، بینقص از کار درآمده است. در این فیلم، همهچیز چنان به تصویر کشیده میشود که گویی محل وقوع یک جنایت است.
«مینوتور» شاید بهترین فیلم کارنامه آندری زویاگینتسف نباشد، اما قدرت سرد، دقیق و بیامان فیلمسازی او انکارناپذیر است؛ قدرتی که همچون گردابی تماشاگر را با خود میکشد. بهندرت پیش میآید داستانی که بارها شنیدهاید، تا این اندازه شما را میخکوب خود کند. آندری زویاگینتسف، خوش آمدی؛ دلتنگت بودیم و همچنان به سینمای تو نیاز داریم.
«مینوتور» اثری بهشدت سیاسی اما در عین حال کنترلشده و کمادعاست؛ فیلمی که در حالی که جهان پیرامونش به سوی آشوب فرو میرود، با خونسردی و تسلط کامل روایت خود را پیش میبرد. این اثر همزمان فوری و مهارشده، شخصی و سیاسی است و یکی از تیزبینانهترین فیلمهای سالهای اخیر درباره وضعیت کنونی جهان به شمار میرود.
این اثر دقیق، خوشساخت و بهشدت نفسگیر که سرشار از حس اندوه و ملال است، آشکارترین نقد آندری زویاگینتسف به وضعیت سیاسی، معنوی و اخلاقی امروز سرزمین مادریاش به شمار میرود؛ محکومیتی که هرگز بهصراحت بیان نمیشود، بلکه از خلال لایههای ظریف و پیچیدهای از طنز تلخ و کنایه شکل میگیرد.
«مینوتور» با طنزی سیاه و تلخ و کارگردانی صبورانهای که اضطرابهای پنهانش را بهآرامی به سطح میآورد، تریلری است درباره اینکه چگونه مسائل شخصی همواره با سیاست گره خوردهاند و این واقعیت تلخ که انسان هرگز نمیتواند بحرانها را یکییکی و جدا از هم حلوفصل کند.