هایدا گوایی، دهه 1800. در یک کمپ ماهیگیری فصلی، دو خانواده درگیری بین نجیب زاده آدییتسی و بهترین دوستش کوا را تحمل می کنند. پس از اینکه آدیتسی باعث مرگ تصادفی پسر کوا می شود، او به جنگل بارانی فرار می کند و به سمت جنون فرو می رود.
هیچ موردی یافت نشد
هیچ موردی یافت نشد
