سادگی و فروتنی آن چیزی است که باعث میشود ویژگیهای واقعاً ارزشمندش — از فیلمنامهای تیزبین و ادبی، تعادل ماهرانه میان طنز و احساسات، تا همکاری بهیادماندنی روی پرده میان اسکات کانِ بازیگر و نویسنده و پدرش جیمز — در مجموع چنین تأثیرگذار به نظر برسند.
با غیبت گلن برای بخشهای طولانی از فیلم، «مرسی» به یک درام خودمحور و تکراری دیگر درباره مردی گستاخ و بیپروا تبدیل میشود که بهواسطه عشق یک زن خوب نجات پیدا میکند.
با وجود دیالوگهای خندهدار و ضعیف، «مرسی» به لطف حضور فیزیکی قدرتمند کان قابل تماشا باقی میماند؛ همچنین چند صحنه با پدر واقعی او، جیمز کان، در نقش پدری بدبین که میگوید «عشق... وجود ندارد»، به جذابیت فیلم کمک میکند.
یک درام عاشقانه با چند ویژگی مثبت — از جمله صداقت و بازیهای قدرتمند — اما این نکات بهاندازهای نیستند که بتوانند کاملاً بر کلیشههای خستهکننده و ساختگی آن غلبه کنند.