تأثیر عاطفیِ واقعی فیلم در گفتوگوهای صریح و بیپرده با همسر کراوهرست، کلر، و پسرش، سایمون، نهفته است؛ دو نفری که آشکارا هنوز هم زیر سایهٔ حضور کراوهرست و سفر سرنوشتساز او زندگی میکنند و از آن رهایی نیافتهاند.
دیپ واتر در ظاهر یک مستند است، اما همزمان فیلمی ماجراجویانه، تراژدیای بهیادماندنی با حالوهوای یونان باستان و تأملی عمیق درباره جایگاه «قهرمان» در جامعه مدرن نیز هست.
مستندی خیرهکننده که نهتنها رویدادی تقریباً به فراموشی سپردهشده را با ظرافت و روشنی بازگو میکند، بلکه به مضامین مهمی چون انزوا، سلامت روان، عزتنفس، رؤیاهای دستنیافتنی، ماهیت قهرمانی و مرزهای طاقت و تابآوری انسان نیز میپردازد.
فیلم در حالی که مرزهای طاقت و تابآوری انسان را به کاوش میگذارد، حتی تماشاگرانی را که هیچ دلبستگیای به دریا و دریانوردی ندارند نیز در گردابی از ماجراجویی نفسگیر، جاهطلبیهای افسارگسیخته و حماقتِ محضِ انسانی غرق میکند.