در تهران دههی شصت، اسد، جوانی از محلهی پامنار، رویایی جز یک شبه پولدار شدن در سر ندارد. او که به خاطر کارهای خلاف کوچک به زندان افتاده، با خواندن دفترچه خاطرات پدرش از وجود یک گنج خانوادگی در مناطق مرزی غرب کشور باخبر میشود. این وصیتنامه، جرقهی یک ماجراجویی بزرگ را در ذهن او میزند. اسد نه برای دفاع از وطن، که برای یافتن این گنج افسانهای از زندان فرار میکند و خود را به قلب مناطق جنگی میرساند. «نابرده رنج» داستان طنز آلود و پر ماجرای این جوان فرصتطلب و دوستش عماد است که در جستجوی ثروت، ناخواسته با واقعیتهای جنگ و ایثار روبرو میشوند. او در این سفر خطرناک درمییابد که جبهههای جنگ، گنجی ارزشمندتر از طلا را در خود پنهان کردهاند: گنجی به نام تحول و شانس دوباره برای بازتعریف خود.
هیچ موردی یافت نشد
هیچ موردی یافت نشد