«Scrubs» از آن سریالهای نادری است که بهندرت در تلویزیون پیدا میشوند؛ سیتکامی تازه با نگاهی متفاوت و دیدگاهی اصیل، که خوشبختانه خبری هم از ستارهای آشنا نیست که صرفاً برای احیای دوران اوجش به تلویزیون بازگشته باشد.
احمقانه، عجیبوغریب، گاهی شیرین و در تمام لحظات فوقالعاده خندهدار؛ «Scrubs» که بهتازگی فصل سومش را به پایان رسانده، یکی از بهترین کمدیهای تلویزیون است.
«Scrubs» پس از هشت ماه وقفه و جابهجایی به شبکهای دیگر، از همان قسمت نخست با آمادگی کامل ظاهر میشود؛ گویی از میانه فصل در اوج فرم خود قرار دارد. سریال با مهارتی چشمگیر، گروه تازهای از کارآموزان را بیهیچ دستاندازی وارد داستان میکند و بار دیگر نشان میدهد چگونه میتوان عناصر درام را بیهیچ زحمتی با یک سیتکام در هم آمیخت.
«Scrubs» تنها در همان دو قسمت نخست، خیلی زود به ریتمی روان و سرزنده در کمدی دست پیدا میکند. این سریال، درست مانند «Spin City»، با نوعی تصنع و اغراقِ عامدانه پیش میرود، اما در عین حال آنقدر گرما و صمیمیت دارد که به شخصیتهایش حس و حال انسانی ببخشد.
«Scrubs» بهویژه در قسمت پایلوت، زیر بار تمام حقهها و ترفندهایی خم شده که «Ally McBeal» و سریالهای دنبالهرو آن برای خندهدار جلوه دادن خود به کار گرفتهاند؛ از صحنههای خیالپردازانه گرفته تا شوخیهای جنسی بیدلیل و افکتهای صوتی اغراقآمیز. ... با این حال، سریال از طنزی خشک، هوشمندانه و بهدور از هرگونه بدبینی یا نخنماشدگی هم بهره میبرد.
شوخیهای قسمت افتتاحیه سهشنبهشب آنطور که باید جان نمیگیرند، اما از قسمت دوم به بعد، همهچیز کمکم روی غلتک میافتد و سریال ریتم خودش را پیدا میکند.