داستان حول محور زندگی «حامد آبان»، یک عکاس حرفهای و پرکار مطبوعات میچرخد. حامد با تجربهای که پس از مطالعه کتابی دربارهی «فنگشویی» (هنر چیدمان محیط برای رسیدن به تعادل انرژی) به دست میآورد، به این باور میرسد که پاکیزگیِ محیط پیرامون، پیشنیازی برای پاکسازیِ روح و روان است. او که از وضعیت آشغالریزی و بینظمی شهر به ستوه آمده، تصمیمی عجیب و رادیکال میگیرد: او لباس نارنجیرنگ مخصوص پاکبانان را به تن میکند و به عنوان یک فعال محیطزیست در بدنه شهرداری مشغول به کار میشود. این تحولِ شخصیت، او را از یک عکاس معمولی به چهرهای مشهور و نمادین با عنوان «نارنجیپوش لیسانسه» تبدیل میکند. حامد با این کار، همزمان با پاک کردنِ خیابانها، در پی تطهیرِ لایههای درونی خود است. اما پارادوکسِ داستان زمانی آشکار میشود که شهر با وجودِ تلاشهای او پاکیزه میشود، اما زندگی خصوصی و روابط عاطفی و خانوادگی او، با تلاطمها، بحرانها و «آشغالهای» پنهانِ انسانی روبرو شده و به شدت متزلزل میگردد.