داستان بر محور شخصیت «میهن مشرقی» (کتایون ریاحی) میچرخد؛ زنی فرهیخته و استاد معماری که پس از ۲۶ سال زندگی مشترک، به دلیل شکافهای فکری و رفتاری، از همسرش جدا میشود. او در تلاش است تا با دخترش «ستاره» (هانیه توسلی) و دایه قدیمیاش «آفاق» (ثریا قاسمی)، زندگی جدیدی را در خانه پدریاش بنا کند. اما آرامشِ این زندگی جدید با ورود «مانی معترف» (محمدرضا گلزار) به هم میریزد. مانی، دانشجوی معماری و همکلاسی ستاره، علایق خود را از دختر (ستاره) به سمت مادر (میهن) سوق میدهد. این مثلث عاطفی، کشمکشهای روانی و اخلاقی عمیقی را ایجاد میکند. در حالی که مانی و میهن پس از گذشت موانع بسیار و با وجود طرد شدن از سوی جامعه و خانواده، تصمیم به ازدواج میگیرند، سایه سنگین انتقام از پیش سایه میافتد. شوهر سابق میهن (آتیلا پسیانی) با پخش اخبار و شایعات مربوط به رابطه این دو، سعی در تخریب شخصیت آنها دارد. اما او نمیداند که فاجعه واقعی نه در جامعه، بلکه در درون خانه پنهان شده است. در پایان داستان، زمانی که میهن و مانی در آرامشِ پس از ازدواج به شمال میروند، «ستاره» که از این پیوند دچار فروپاشی روانی و کینه شده است، با رفتاری ماوراءطبیعی و خشن، در حالی که آن دو در خواب هستند، آنها را به قتل میرساند و به معنای واقعی کلمه، «شام آخر» را رقم میزند.