داستان حول محور خانواده «شرافت» میچرخد؛ خانوادهای که از دوران پادشاهی احمدشاه تلاش کردهاند با پایبندی به اصول اخلاقی و شرافت، زندگی کنند، اما همین ویژگی باعث شده تا درگیر فقر و تنگناهای شدید اقتصادی شوند. «هوشنگ شرافت»، معلمی شریف و شناختهشده، در حالی با بحران مالی دستوپنجه نرم میکند که هزینههای سنگین درمان مادر بیمارش او را به ستوه آورده است. نقطه عطف داستان زمانی رخ میدهد که او با دریافت پولهای تقلبی از یکی از دانشآموزانش (هوشمند کامروا) روبهرو میشود. در پی این اتفاق، هوشنگ با «کامران کامروا»، مردی بسیار ثروتمند، آشنا شده و وارد دنیای جدیدی میشود که در آن، کنار گذاشتن اصول اخلاقی، تنها راه دستیابی به ثروت و بقا به نظر میرسد. این مسیر، او را ناخواسته وارد یک ماجرای پردردسر و جنایی میکند.