داستان فیلم از طریق برخورد ناگهانی شش شخصیت با یکدیگر در یک پاساژ تجاری، به اوج خود میرسد. این شخصیتها از لایههای مختلف اجتماعی هستند که در ظاهر هیچ پیوندی با هم ندارند، اما تقدیر آنها را در یک حادثه به هم گره میزند: حامد و شیرین: زوجی که تحت فشار شدید مالی و برای تأمین هزینههای ازدواج، دست به سرقت یک جواهرفروشی میزنند. حامد که پیشتر از سوی صاحب مغازه اخراج شده، با خرید یک سلاح از یک فروشنده غیرقانونی، قصد اجرای نقشه خود را دارد. علی فرمانیان: صاحب جواهرفروشی که با بحرانهای اخلاقی و خانوادگی دستوپنجه نرم میکند. او پس از سالها انتظار برای فرزندش، میان وفاداری به همسرش (سارا) و رابطه پنهانی با یک پرستار (فریبا) گرفتار است. محمدرضا گلزار: ستاره محبوب سینما که درگیر چالشهای شهرت و مدیریت برنامههای بینالمللی خود است. او در حالی که به دنبال قراردادهای خارجی است، با بحران عاطفی و تلاش برای طلاق دادن همسرش که همچنان عاشق اوست، روبروست. فرزاد حسنی: مجری پرشور و متفاوت که پس از یک چالش با مسئولان و ممنوعالکار شدن، در تلاش است تا دوباره جایگاه خود را در رسانه بازپس بگیرد. رضا رشیدپور: مدیر برنامههای گلزار که در مسیر حرفهای او حضور دارد.