داستان در سرزمینی دوردست و فرازمینی به نام «سومارای» آغاز میشود؛ جایی که سیاست و جادو در هم تنیدهاند. فرمانروای سومارای برای رسیدن به خواسته خود مبنی بر فرزنددار شدن، با اهریمن پیمان میبندد؛ شرط این پیمان چنین است که شوهرِ نخستین دختر او، باید از سوی اهریمن انتخاب شود. اهریمن که در پی تصاحب قدرت و تخت پادشاهی است، مردی بسیار ترسو به نام «عودکا» را به عنوان همسر دختر فرمانروا برمیگزیند. عودکا برای فرار از سرنوشت خود، به سیاره زمین پناه میبرد. سالها بعد، زمانی که تلاشها برای بازگرداندن او آغاز میشود، فرستادهای به نام «رامو» ماموریت مییابد تا عودکا را به سومارای بازگرداند. اما بازی قدرت و خیانت در میان است؛ چرا که اهریمن با آزادسازی بزرگترین دشمن رامو از زندان و اعزام او به سیاره زمین، نقشهای جدید را برای از میان برداشتن رامو و تسلط بر سرنوشت کهکشان آغاز میکند.